اپارتاید جنسیتی به معنای نظامی است که در آن به شکل سیستماتیک، مردها نسبت به زنها دارای منزلت برتر در نظر گرفته شده و حاکم بر تمام شئونات زندگی آنان میسازد.
آپارتاید جنسیتی به معنای تبعیض و نابرابری مبتنی بر جنسیت است که در آن، افراد بر اساس جنسیت شان مورد تبعیض قرار میگیرند و حقوق و فرصتهای نابرابری به آنها داده میشود. این پدیده میتواند شامل محدودیتهای شغلی، آموزشی، اقتصادی و اجتماعی باشد و به طور کلی موجب ایجاد یک نظام ناعادلانه میشود که در آن زنان و مردان از امکانات و فرصتهای برابر برخوردار نیستند.
پس از برگشت طالبان به قدرت در افغانستان در سه سال گذشته، یک اصطلاح که بیشتر از مدافعان حقوق بشر به ویژه حقوق زنان شنیده میشود، آپارتاید جنسیتی است.
این مدافعان میخواهند که آپارتاید جنسیتی در افغانستان تحت حاکمیت طالبان مانند آپارتاید که یک جنایت بینالمللی مبتنی بر نژاد است، به عنوان جنایت قابل پیگرد در قوانین بینالمللی درج شود. اما اول بیایید نگاهی بیندازیم به شرح اصطلاح آپارتاید.
آپارتاید نام سیستمی بود که بعد از جنگ جهانی دوم در آفریقای جنوبی حاکم شد و تا دهه ۹۰ پابرجا بود.
در این سیستم، حقوق افراد جامعه بر اساس رنگ پوست آنها طبقهبندی شده بود. بیشترین مزایا و حقوق به «سفیدپوستها» تعلق داشت و بعد از آنها به ترتیب «هندیتبارها»، «رنگینپوستها» و در نهایت «سیاهپوستها» قرار داشتند.
اصطلاح «آپارتاید» در زبان «آفریکانس» به معنای «جداسازی» است.
این سیستم در آفریقای جنوبی که یکی از بدنامترین نظامهای قرن بیستم محسوب میشد در نهایت با مخالفت گسترده بینالمللی روبهرو و سرنگون شد.
آپارتاید در سال ۱۹۷۳ از سوی سازمان ملل غیرقانونی اعلام شد. بر اساس «کنوانسیون آپارتاید» که در این سال تصویب شد، آپارتاید، «اقدامات غیرانسانی» خوانده شده که در پی «جداسازی نژادی و تبعیض» انجام میشوند.
در حال حاضر، این اصطلاح بار سیاسی بسیار ویژهای دارد و برای توصیف شرایطی که تبعیضهای گسترده و غیرانسانی اعمال میشود، به کار میرود.
«آپارتاید جنسیتی» به معنای نظامی است که در آن به شکل سیستماتیک، مردها نسبت به زنها برتری داشته باشند.
انکار حق بر حیات یا آزادی شخصی، اعمال زور منجر به مرگ، وارد آوردن صدمات شدید روحی و جسمی بر یک گروه و یا گروههای نژادی به وسيله نقض آزادی، یا حيثيت آنها و یا شکنجه کردن، انجام رفتار و یا مجازات ظالمانه غیرانسانی مثل شلاق، حبس غیرقانونی و خودسرانه هم، از مصادیق «آپارتاید» است
:آپارتاید جنسیتی اهمیت زیادی دارد زیرا
حقوق بشر: هر فرد باید به حقوق و فرصتهای برابر دسترسی داشته باشد. تبعیض جنسیتی نقض اصول حقوق بشر است و بر اساس عدالت اجتماعی و انسانی، باید با آن مقابله کرد.
توسعه اقتصادی: نابرابریهای جنسیتی میتوانند رشد اقتصادی و توسعه پایدار را محدود کنند. زنان و مردان باید به طور برابر در بازار کار و در عرصههای اقتصادی مشارکت داشته باشند.
توانمندسازی اجتماعی: برابری جنسیتی به افزایش مشارکت اجتماعی و تقویت نهادهای جامعه کمک میکند. زمانی که همه افراد بدون توجه به جنسیت، فرصتهای برابر داشته باشند، جامعه به سوی رشد و بهبود حرکت میکند.
پیشرفت علمی و فرهنگی: تنوع جنسیتی در گروههای کاری و تحقیقاتی میتواند به نوآوری و پیشرفت در علوم و فرهنگ کمک کند. نادیده گرفتن نیمی از پتانسیلهای انسانی میتواند فرصتهای زیادی را از دست بدهد.
به طور کلی، مبارزه با آپارتاید جنسیتی برای ساختن جامعهای عادلانهتر و پیشرفتهتر ضروری است.
در افغانستان، آپارتاید جنسیتی به شکلهای مختلفی بروز یافته است که شامل تبعیضهای گستردهای علیه زنان و دختران میشود. برخی از جنبههای این تبعیض شامل:
محدودیتهای آموزشی: بسیاری از دختران و زنان به دلیل قوانین و سنتهای محدودکننده، از دسترسی به آموزش و تحصیل محروم هستند. این امر توانمندیهای فردی و اجتماعی آنها را کاهش میدهد.
محدودیتهای شغلی: زنان بهطور گستردهای از فرصتهای شغلی و اقتصادی محروم هستند و در بسیاری از موارد نمیتوانند در بازار کار فعال باشند یا مشاغل مناسب داشته باشند.
حقوق قانونی: در برخی موارد، قوانین و مقررات موجود حقوق زنان را نادیده میگیرند یا به طور نابرابری اجرا میکنند. این نابرابریها میتواند شامل مسائل مربوط به ارث، ازدواج، و حقوق خانوادگی باشد.
خشونت و آزار: زنان در افغانستان با نرخ بالایی از خشونت خانگی، آزار و اذیت و تبعیض مواجه هستند. این شرایط به شدت بر کیفیت زندگی و فرصتهای آنها تأثیر میگذارد.
بنابرین تلاشهای بینالمللی و داخلی برای ارتقای حقوق زنان و برابری جنسیتی در افغانستان ادامه دارد، اما هنوز چالشهای زیادی وجود دارد که نیازمند توجه و اقدامات موثر است.
آپارتاید جنسیتی، مانند آپارتاید نژادی ، مبتنی بر تبعیض با ماهیت ترکیبی و سیستماتیک است که در حاکمیت طالبان به وضوح قابل شناسایی است و شامل رفتارهای عمدی، سیستماتیک و به طور فراگیر تبعیض آمیز است. آپارتاید جنسیتی یک نظام است که با هدف جداسازی و تبعیض سیستماتیک جنسیتی بنا شده است.
در همین حال در این اواخر بگومگو های زیادی در رسانه ها و مجالس بین المللی برای به رسمیت شناسی اپارتاید جنسیتی شنیده میشود و کارزار اتحاد علیه آپارتاید جنسیتی که به ابتکار زنان ایران و افغانستان به راه افتاده با انتشار بیانیهای های متعددی خواستار پشتیبانی جامعۀ جهانی از این ابتکار به ویژه علیه طالبان و جمهوری اسلامی ایران شده است.
به گفته کار گزارن این کارزار قصد دارند با جلب حمایتهای جهانی، جامعۀ بینالمللی را وادار کند تا آپارتاید جنسیتی علیه زنان را به عنوان یکی از مصادیق “جنایت علیه بشریت” بنامد و طالبان در و جمهوری اسلامی ایران را به عنوان مجریان اصلی این آپارتاید معرفی و محکوم کند.
این کارزار قصد دارد با جلب حمایتهای جهانی، جامعۀ بینالمللی را وادار کند تا آپارتاید جنسیتی علیه زنان را به عنوان یکی از مصادیق “جنایت علیه بشریت” بنامد و حکومت طالبان در افغانستان و جمهوری اسلامی ایران را به عنوان مجریان اصلی این آپارتاید معرفی و محکوم کند.
طالبان در نخستین اقدام برای وضع محدودیتها بر زنان و دختران در افغانستان، به دختران اجازهٔ ادامهٔ تحصیل بالاتر از صنف ششم را ندادند و همچنین زنان از کار کردن به جز در چند سکتور مشخص، رفتن به پارکها و کلبهای ورزشی، سفر بدون محرم و هر نوع فعالیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی منع شدند. در ادامهٔ وضع محدودیتها بر زنان، طالبان کار زنان در آرایشگاهها را نیز ممنوع اعلام کرد.
اما زنان در سرتاسر افغانستان از نخستین روزهای پس از سقوط نظام جمهوریت، به جادههای شهرها برآمده و با شکلدهی تجمعات در مقابل مقررات سختگیرانهٔ طالبان اعتراض کردند. هر چند بیشتر این اعتراضات بر اساس گفتههای معترضان با خشونت طالبان مواجه شده است.
اکنون زنان فعال افغانستان چی در داخل هر چند اندک و به شکل پنهان و چه هم در بیرون از افغانستان بسر میبرند همه به یک صدا خواهان شناسایی این استند که آپارتاید جنسیتی علیه زنان را به عنوان یکی از مصادیق “جنایت علیه بشریت بنامند.
نگارش: جواد ر سولی