پس از سقوط دولت جمهوری اسلامی افغانستان در ۱۵ آگوست ۲۰۲۱ و تسلط طالبان بر کابل، گروههای مختلفی در داخل و خارج از کشور به مخالفت با حکومت طالبان پرداختند. این مخالفتها در اشکال مختلفی از جمله مقاومت مسلحانه، اعتراضات مدنی، فعالیتهای حقوق بشری، و لابیگری سیاسی در سطح بینالمللی نمود پیدا کرد. اما با گذشت بیش از سه سال، این جریانهای مخالف نتوانستهاند تهدیدی جدی برای بقای طالبان ایجاد کنند و حمایت بینالمللی نیز از آنها حداقلی و غیرمؤثر بوده است.
در کنار اعتراضات مدنی فعالین حقوق بشر به ویژه زنان معترض چندین جبهه نظامی در برابر طالبان شکل گرفته است که مهمترین آنها عبارت اند از جبهه مقاومت ملی به رهبری احمد مسعود و جبهه آزادی به رهبری یاسین ضیا ریس ستاد ارتش حکومت جمهوریت است .
این جبهات در اغازین روز های سقوط در دره پنجشبر در مقابل طالبان ایستاده شدند و بعد از چندین روز مبارزه مسلحانه شکست خوردند و بعد از ان به حملات پراکنده در کابل و سایر ولایات به مبارزه پرداختند. با این حال و بعد از بیشتر از سه سال نتوانستند چالش بزرگی برای حاکمیت طالبان ایجاد کنند.
با این حال، این جبهات با چالشهای جدی روبهرو هستند.نبود انسجام و هماهنگی میان گروههای مسلح ضد طالبان و اختلافات داخلی میان رهبران این گروهها مانع از شکلگیری یک جبهه متحد شده است.
این موضوع باعث شده که هیچ کشوری بهطور علنی از این گروهها حمایت مالی و نظامی نکرده است.
همچنین ،پس از بازگشت طالبان، زنان، فعالان حقوق بشر، و روشنفکران بهصورت مسالمتآمیز در برابر اطالبان ایستادگی کردند. زنان افغانستان که بیشترین آسیب را از محدودیتهای طالبان دیدهاند، بهویژه در کابل و سایر ولایات بارها دست به اعتراض زدند. اما این جنبشها نیز با موانع مواجه شدند.و فعالین حقوق زنان با سرکوب شدید ،بازداشت و شکنجه باعث کاهش گسترده اعترضات شده است و واکنش جامعه جهانی عمدتاً محدود به بیانیههای محکومیت بوده و اقدام عملی خاصی صورت نگرفته است.
از طرف دیگر نبود تشکیلات منسجم جنبشهای زنان و فعالان مدنی سازماندهی مشخصی ندارند و بیشتر بهصورت خودجوش عمل میکنند.که این عمل باعث تضعیف روحیه جنبش های زنان معترض شده است .
شخصیتهای سیاسی جمهوری پیشین افغانستان ، و برخی دیگر، تلاشهایی برای ایجاد آلترناتیو سیاسی در برابر طالبان داشتهاند. اما بنابر دلایل زیاد از جمله اختلافات داخلی و پراکندگی میان رهبران مخالف طالبان باعث ناکامی این تلاشها شده است.
در کنار این مسایل موضوع مهم که باعث شده یک جبهه بزرگ مخالف طالبان ایجاد شود عدم حمایت کشورهای منطقه و قدرتهای جهانی و بی اعتمادی مردم افغانستان به چهره های سیاسی گزشته است که با گزشت بیشتر از سه سال نتوانستند چالشی بزرگی برای حاکمیت طالبان ایجاد کنند.
در کنار این مسایل چندین عامل باعث شده که جامعه جهانی از مخالفان طالبان حمایت عملی نکند:
۱) منافع ژئوپلیتیک قدرتهای جهانی
آمریکا و اروپا پس از خروج از افغانستان علاقهای به درگیری دوباره در این کشور ندارند.
روسیه، چین، و ایران بهدلیل نگرانی از بیثباتی در مرزهایشان، به دنبال تعامل با طالبان هستند.
کشورهای دیگر منطقه مانند پاکستان، در روابط خود با طلبان محتاطانه عمل میکنند و حاضر به حمایت از مخالفان آن نیستند.
۲) تغییر اولویتهای جهان
جنگ اوکراین، تنشهای خاورمیانه، و درگیریهای دیگر باعث شده افغانستان از اولویت سیاست خارجی قدرتهای بزرگ خارج شود.
۳) عدم ارائه یک آلترناتیو قابلاعتماد
بنا براین مخالفان طالبان تاکنون نتوانستهاند یک ساختار سیاسی منسجم و قابلاعتماد به جهان معرفی کنند. کشورهای غربی حاضر نیستند روی یک اپوزیسیون نامشخص و پراکنده سرمایهگذاری کنند.
با این حال اگرچه طالبان کنترل کاملی بر افغانستان دارد، اما این به معنای ثبات مطلق نیست. چندین چالش داخلی میتواند احکومت طالبان را در آینده با مشکلات مواجه کند:
بحران اقتصادی شدید که موجب نارضایتی گسترده مردم شده است.۱
شکافهای داخلی درون طالبان بین جریانهای تندرو و عملگراتر.۲
افزایش تهدید داعش خراسان که هم برای طالبان و هم برای کشورهای منطقه تهدید محسوب میشود.۳
با این حال و با توجه بر وضعیت کنونی، سه سناریو برای آینده افغانستان و مخالفان طالبان قابل پیشبینی است:
- ادامه وضع موجود: طالبان همچنان به حکومت ادامه میدهد و مخالفان داخلی و خارجی بهدلیل ضعف و پراکندگی تأثیر چندانی برای تضیف حاکمیت انها ندارند.
- افزایش بحران داخلی در طالبان: اختلافات داخلی و فشارهای اقتصادی باعث نارضایتی گسترده و تضعیف تدریجی حاکمیت آنها میشود.
- ظهور یک اپوزیسیون قوی و منسجم: در صورت اتحاد مخالفان و جلب حمایت بینالمللی، ممکن است یک جبهه قوی علیه طالبان شکل بگیرد، اما در حال حاضر چنین چشماندازی بعید به نظر میرسد.
با این حال مخالفان طالبان با وجود تلاشهای مختلف دربیشتر از سه سال گذشته، نتوانستهاند چالش جدی برای این حاکمیت طلبان ایجاد کنند. نبود انسجام، اختلافات داخلی، سرکوب شدید، و عدم حمایت جهانی از جمله مهمترین عوامل این ناکامی بوده است. در سوی دیگر، طالبان نیز با مشکلات اقتصادی، مشروعیت داخلی، و تهدیدهای امنیتی مواجه است، اما هنوز توانسته اند قدرت خود را حفظ کند.
برای تغییر این معادله، مخالفان طالبان نیاز به یک استراتژی منسجم، حمایت بینالمللی، و یک آلترناتیو سیاسی قوی دارند. در غیر این صورت، افغانستان همچنان تحت حاکمیت طالبان باقی خواهد ماند و فضای تغییر برای نیروهای مخالف محدود خواهد شد
جواد رسولی