January 31, 2024

Farsi, ورزش

فغانی: در لحظه تصمیم می‌گیرم

علی‌رضا فغانی با اخراج آیمن حسین، بازیکن تیم ملی عراق در بازی مقابل اردن در مرحله یک هشتم نهایی جام ملت‌های آسیا در روز دوشنبه (۹ بهمن ماه، ۲۹ جنوری)، خبرساز شد. جنجال اصلی هم از آن‌جا شروع شد که در دقیقه ۷۶ بازی، وقتی عراق گل دوم را به اردن زد، آیمن حسین، شادی گلی داشت که همان شادی گل منجر به دریافت کارت زرد دوم و اخراج از زمین بازی از سوی فغانی شد. هر چند حتا کارشناسان داوری عراقی هم تصمیم فغانی را کاملاً صحیح اعلام کردند اما باخت عراق در این بازی که متأثر از اخراج حسین بود و حذف این تیم، خشم هواداران عراقی را در پی داشته است؛ تا جایی‌که آن‌ها او را تهدید به مرگ می‌کنند و حتا برادرش محمدرضا نیز از این تهدیدها در امان نبوده است. عده‌یی از هواداران تیم ملی فوتبال عراق، این تصمیم فغانی را به حساب دشمنی‌اش با عراق گذاشته‌اند. حتا جاسم کرار هم در پستی اینستاگرامی به کارت‌های قرمزی که از فغانی گرفته اشاره کرده و گفته که این‌ها به خاطر نفرتی است که فغانی از عراق و بازی‌کنان عراقی داشته است. جالب است اما بدانید که فغانی در تمام سال‌های داوری‌اش از این دست تصمیم‌های جنجالی کم نداشته است. چه داخل زمین و چه بیرون از زمین فوتبال.

Farsi, فرهنگ و هنر

سفرنامۀ بازدید ازخانه‌موزۀ اخوان ثالث، سیمین دانشور، جلال آل احمد و زنده‌یاد نیما یوشیج

نویسنده: دکتر روح‌الله بهرامیان :بخش نخست آن­‌چه می­‌خوانید یک گزارش نیست، روایت یک سفر است. می­‌باید یک سفرنامه باشد اما از آن‌جا که گفته اند «بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست» با نثار درود به ناصر خسرو قبادیانی بلخی که نخستین و مهم­ترین سفرنامۀ ما را نوشت. با کسب اجازه از روح پرفتوح آن حجت خراسان، به ادامه این نگارش  می­‌پردازم. روایت سفر پربار یک اردوی دانشجویی که با کمال اجمال یادداشت شده است. پگاه چهارشنبه 15 جون 2023 ترسایی آقای دوست محمد فیض(یکی از دانشجویان ممتاز دانشگاه خوارزمی) می­‌خواست صبح زود به دوستان ملحق شویم. او مرا پدر می­‌گوید و اگر راست بپرسید از پدر گفتنش شادمانی عمیقی احساس می‌کنم. فکر نکنید خیلی پیر و پوده هستم که این یک حس عجیب است. داشتن پسری با ذکاوت و آقا، چون آقای دوست محمد فیض به‌قول نیچه انسانِ به غایت انسان و دلبر است. گفتم فرزندم هنوز بانگ خروس برای بیدار باش خلایق شنیده نشده «به کجا چنین شتابان» با وجود این، درخواست‌­اش را پذیرفتم. چرا چنین می­‌گویم برای این که بنده به‌خاطر امرخطیری به تهران آمده­‌ام و تمام برنامه‌هایم فشرده و محدود به‌ماموریت تحصیلی دکتری است. کارها و کردارهای افزون‌تر از موی سر نیز بارها مانع سفرهای این‌چنینی شده است. برنامه را اداره محترم روابط بین الملل دانشگاه خوارزمی میان دانشجویان کشورهای چون افغانستان، عراق، سوریه، ترکیه، رومانی، ایتالیا، وچند کشور دیگر ریخته بودند. اسم خانمی به‌نام درزیان را به‌عنوان هماهنگ‌کننده و تسهیل‌کننده سفر چند بار شنیده بودم. تهِ دلم می‌­گفتم در رأس هر برنامه‌­یی اگر خانمی است آن برنامه به‌­حد قابل ملاحظه‌­یی بی کم و کسر خواهد بود. چرا چنین فکر می­‌کردم  برای این‌که یک حس بی­‌ربطی برای اشتراک در این سفر اذیتم می­‌کرد. مبنی بر این‌که اگر اردو ربطی به من و جهان تعریف ناپذیر من نداشته باشد تحمل یک روز کامل با چه سختی سپری خواهد شد. از صبحی‌که یاد می‌کنم خسته‌­تر از روزهای قبل برخاستم. بازهم پیامی از افغانستان روی گوشی بود چه بگویم روزهای خوب را باید ستایش کرد؛ برخلاف صبح‌های جهنمی دست کم ده ماه گذشته که پیوسته خبرهای ناگوار شنیدم و خبر زشت به مراتب بیشتر از خبرهای خوب شنیده و پخش می‌­شود، خبر ام­‌صبح از یک تحقیق بود پیرامون چگونگی اوضاع تربیت افغانستان، هرچند برای مدت خاصی احساس می­‌کنم از نوشتار دلزده شده‌ام؛ با آن‌هم از فعالیت‌های تحقیقی من گزارشی خواسته بودند که بتوانند با مشاهدۀ آن در مورد همکاری بعدی دوجانبه تصمیم بگیرند. همچنان خواستار همکاری پیرامون تدوین و تحقیق متون درسی در مدارس و دانشگاه‌های افغانستان شده بودند که برایم هنوز به‌عنوان آخرین دلچسپی مهم است. با خوش‌­خویی جواب دادم؛ در یک فرصت مناسب گپ می‌­زنیم. در همین حال دروازه اتاق دانشجویی واقع در خوابگاه لاله‌­زار تک تک شد. آقای مجیب خیرخواهِ عزیز می‌­خواست مطمئن ببیند من آماده هستم یا خیر… من آماده شده بودم و آقای مجیب خیرخواه با لبخند قشنگی در را بست، از جزئیات که بگذرم سفر در 06:40  بامداد چهار شنبه آغاز شد. با بچه‌های همراه که سه نفر بودیم به دانشگاه رسیدیم. یک تعداد دانشجویان هرطرف دیده می­‌شدند معلوم بود که همه تازه و منظم اند و باید برای سفری آماده شده باشند. دیدن چنین منظره­‌یی کیف‌­ناک است و همواره آغاز واقعی سفر من از این جا کلید می­‌خورد، زیرا وقتی برای سفر آماده می­‌شوی با آماده شدن برای یک عمل جراحی فرق دارد. پسرها ودخترخانم‌­‌های بسیاری گردآمده بودند، یک مرد بلند قامت مصرانه می‌­خواست عکس دسته جمعی بگیریم، کارهای دفتری و رسمی همین گونه است. مسوولین حق دارند برای این که گزارش خوبی ارائه کنند آمار داشته باشند. برای آمار چه بهتر از عکس که «گردش روزگار برعکس است». بنده آخرین نفری بودم که به جمع پیوستم. زیرا مطمئن نبودم کسی که می‌­خواهد تصویر بگیرد، وظیفه‌­اش را به درستی بتواند انجام بدهد. این حس به زودی خلاف­اش ثابت شد. ما همه از تصاویر این برنامه راضی شدیم. البته اول همان بچه­‌های راضی شدند که با هرعکس به سمت کمره می دویدند و می نگریستند که چطور آمده اند. این واکنش کمره­‌دار را خسته کرده بود ولی از این‌که اکثر این مراجعین اتباع افغانستانی بودیم، مقداری با زحمت کنار آمده بود. احساس می­‌کنم اگر این مزاحمت نبود عکاس عکس­‌های فراوانتر و آن کمره بی‌­زبان عکس­‌ها و تصاویر به مراتب نغزتر نیز می‌­توانست بگیرد. از دو نفر مسوول شهرداری باید یاد کنم. انسان‌های خوبی که ماشین خوب و بستۀ صبحانۀ خوب آماده کرده بودند، در یک حالت اضطراری حین این‌که مسوولیت داشتند خودشان را معرفی کنند. بسته‌‌ها را برای دانشجویان توزیع کردند؛ قابل درک است که برای انجام هردوی این کار، حتا توزیع پرسش­نامه‌هایی‌که داخل ماشین درنظر گرفته شده بود، مسوولین پیروزمندانه عمل کردند. ظاهراً ماموریت­‌های فشرده و پشت‌­سر هم رسمی، اگر به ترتیب و پشت سرهم انجام نمی شد ملول می‌­شدند. اضطراب­‌ها همواره از همین‌­جا است که یقۀ آدمی را می‌گیرد. ما همه با آن‌که راضی به زحمت نبودیم با جان و دل شنیدیم که خودشان را معرفی کنند  با اطمینان می­‌گویم که کسی اسم و شهرت هیچ کدام آن دو دوست شمشاد که یک خانم و یک آقا بودند را ندانست جز این‌که ایشان از ما پرسیدند؟ زبان فارسی برای سفر اوکی است؟  .را همه با صدا اوکی کردند OK ما به محض نشستن  در ماشین –البته یک تعداد هنوز بنا به هر دلیلی ننشسته بودند- برگه‌­های پرسشی را به دست آوردیم که باید در مورد وضعیت شهری تهران خانه‌­پُری می‌­کردیم. من‌که از اهمیت کار واقف بودم، سریع این وظیفه را انجام دادم ولی تهران را با توجه به کابل ستودم که این ستایش بسیار به نفع تهران است. هرچند پایتخت ­های دیگری را نیز دیده‌­ام. …ادامه دارد

Farsi, دانش و فناوری

موفقیت تراشه مغزی در بدن انسان

ایلان ماسک می‌گوید که شرکت «نورالینک» توانسته با موفقیت یک تراشه مغزی را در بدن انسان کار بگذارد. آقای ماسک پیشتر در پستی در شبکه اجتماعی ایکس گفته بود: «نتایج اولیه آزمایش‌ها علائم امیدوار کننده‌‌یی را در مورد بهبود بیماری‌ها نشان می‌دهند.» این شرکت می‌خواهد با وصل کردن مغز انسان به کامپیوتر به احیای بینایی و تحرک افراد دارای معلولیت حرکتی کمک کند. پیش از این شرکت‌های دیگری هم تراشه‌های مشابهی را در بدن انسان کار گذاشته بودند. از جمله یک مجتمع تحقیقاتی در سوئیس که تراشه‌هایی را در مغر و ستون فقرات یک فرد با ناتوانی حرکتی کار گذاشته که این فرد می‌توانست تنها با «فکر کردن» راه برود. نورالینک امیدوار است از ریزتراشه‌های خود برای درمان افرادی که دچار بعضی ناتوانی‌های خاص هستند کمک کند از کامپیوتر و فناوری موبایل استفاده کنند. این تراشه‌ها که روی میمون‌ها آزمایش شده‌ است برای تعبیر سیگنال‌های ساطع شده از مغز و رله این اطلاعات به دستگاه‌های دیگر از طریق بلوتوت طراحی شده است.

Scroll to Top