تلاطم ژئوپلیتیک در قلب آسیا: حوادث اخیر و بازی بزرگ قدرتها
در پیکره پرآشوب جنوب آسیا، حوادث اخیر، از تنشهای مرزی میان پاکستان و افغانستان تا حمله انتحاری در قندهار، نه تنها نشانگر تغییر دینامیکهای قدرت در منطقه، بلکه نمایانگر یک بازی ژئوپلیتیک عمیق و پیچیده است. حوادثی که به ظاهر مجزا و ناهمبسته به نظر میرسند، اما با نگاهی دقیقتر، خطوط ارتباطی میان آنها آشکار میشود. مسئولیت حمله خونین در قندهار توسط شاخه خراسان داعش، در حالی پذیرفته شده که این حادثه بیش از یک حمله تروریستی ساده را بازتاب میدهد. قندهار، به عنوان مرکز قدرت طالبان و پایگاه امنیتی – سنتی آنها، نشان دهنده پیامی فراتر از حضور و فعالیت داعش است؛ پیامی که به نوعی چالش بزرگتری را برای طالبان مطرح میکند. از سوی دیگر، پاکستان که خود را در مدیریت بحرانهای داخلی موفق نشان میدهد، با اتخاذ استراتژی جدیدی، به نظر میرسد درصدد استفاده از تروریسم به عنوان ابزاری برای ایجاد دشمن خیالی و هدایت افکار عمومی به سمت اهداف خاص خود باشد. این رویکرد میتواند زمینهساز حوادث بزرگتری شود که کنترل آن از دست تمامی بازیگران خارج شود. حوادث اخیر نه تنها تنشهای منطقهای را تشدید کرده، بلکه چالشهای جدیدی را پیش روی طرحهای بزرگتر ژئواقتصادی، از جمله پروژه یک کمربند یک جاده چین، قرار داده است. در این میان، احتمال دخیل شدن طالبان به عنوان یک مانع بزرگ در مسیر اتصال آسیای میانه به پاکستان، پیچیدگی معادلات را دوچندان کرده است. آنچه که بیش از همه مایه نگرانی است، احتمال کشیده شدن افغانستان به سمت یک جنگ تمام عیار و بحران عمیقتر است. در این میان، شهروندان افغانستان که سالهاست در کانون بحرانهای مختلف قرار داشتهاند، بزرگترین قربانیان این بازیهای بزرگ قدرت، به شمار میروند. در حالی که منطقه شاهد یک چرخش ژئوپولتیک است، نیاز مبرم به دیپلماسی هوشمندانه و همکاریهای بینالمللی برای جلوگیری از فاجعهای بزرگتر و حفظ ثبات و امنیت منطقهای بیش از پیش احساس میشود.