معترضان بدخشانی مردم را به قیام علیه طالبان دعوت کردند.
ولایت بدخشان در شمال شرق افغانستان در چند روز اخیر به دلیل اعتراضات علیه طالبان و سردادن شعار «مرگ بر امارت»، سرخط خبرها بوده است. منابع محلی در بدخشان به رسانه گفته اند که معترضان در ولسوالی ارگو با انتشار فراخوانی از باشندهگان این ولایت خواستهاند تا به قیام علیه طالبان بپیوندند. این منابع روز دوشنبه، ۲۴ ثور تایید کردند که باشندهگان ولسوالی ارگو با شعار «از دور و نزدیک به اعتراضات مردمی بپیوندید تا کاخ ظلم و استبداد متعصبین فرو ریزد» شاهراه ارگو و فیضآباد را به روی رفتوآمد مسدود کردهاند. معترضان بدخشان با نشر فراخوان گفتهاند: طوری که درجریان هستید، حمله طالبان تروریست به خانه، عزت، ناموس و شرافت ما در ولسوالی ارگو باعث قیام و ایستادگی مردم شد که از سوی طالبان متعصب مورد حمله قرار گرفتیم که در نتیجه شماری از عزیزان ما به گونه بیرحمانه توسط جنگجویان طالبان کشته شدند. در ادامه این فراخوان امده است: ما برای دفاع از عزت و ناموس مان حاضر هستیم که جانهای مان را قربانی کنیم. ما مردم ولسوالی ارگو از تمامی مردم مسلمان و متدین افغانستان به خصوص مردم سلحشور بدخشان میخواهیم که علیه ظالمان و متجاوزین که به خانه، شرف و عزت ما تعرض نمودند، ایستاد شوند. بنا از مردم بدخشان میخواهیم که از دور و نزدیک به تجمعات مردمی در ولسوالی ارگو یکجا شوند و در دیگر مناطق نیز علیه طالبان قیام و ایستادگی نمایند، تا کاخ ظلم و استبداد متعصبین فرو ریزد. درهمین حال جنگجویان طالبان از شهر فیضآباد، به سوی ارگو حرکت کردهاند. ویدیوهای منتشر شده نشان میدهد که معترضان با سنگ و چوب در برابر تانک و توپ طالبان، قرار گرفتهاند که در نتیجه شلیک جنگجویان این گروه، ۳ تن از معترضان کشته و ۱۳ تن دیگر زخمی شدهاند. همزمان طالبان بیش از ۲۰ تن از مویسفیدان و اعتراضکنندهگان را دستگیر و با چرخبال به فیضآباد انتقال دادهاند. اعتراضکنندهگان میگویند که رژیم طالبان حق ندارد به اعتراض مردم با گلوله پاسخ دهد. آنان تاکید میورزند که خواستار حل معضل از طریق گفتوگو هستند، اما هر بار طالبان به مردم بیحرمتی میکنند و دست به قتل نیز میزنند. طالبان هفته قبل دو تن از معترضان را در ولسوالیهای درایم و ارگوی بدخشان به قتل رساندند. همزمان دو چرخبال طالبان برای سرکوب معترضان بر فراز این روستا به پرواز آمده و مردم را از طریق بلندگو تهدید میکنند تا به خانههایشان برگردند در غیر ان، این جنگجویان بر مردم شلیک کنند. این در حالی است که طالبان نیز بازداشت تعدادی از معترضان را تایید کردهاند. این گروه گفته که پس از بازداشت چند تن از به قول این گروه «تحریککنندهگان»، تظاهرات در ارگو پایان یافته و وضعیت به حالت عادی برگشته است. پس از راهاندازی اعتراضات و خبرسازشدن آن در رسانهها، مقامهای بلندرتبه طالبان از کابل به بدخشان به رهبری قاری فصیحالدین لوی درستیز اردو از سوی رئیسالوزرا رفتند و با نمایندهگان معترضان دیدار و گفتوگو کردند. گزینه دم دستی که در نظر طالبان کارآمد مینمود، تطمیع معترضان بود که کاربست آن ظاهراً کارگر واقع نشد؛ یعنی با دادن چند وعده میانخالی میخواستند آتش اعتراض را فروبنشانند که موفق نشدند. بعداً گزینه تهدید را به کار بستند که زیاد بازتاب نیافت. برپایه گزارشها، جمعی از نمایندهگان معترضان که از آن دو ولسوالی به شهر فیضآباد، مرکز بدخشان، به اجبار انتقال یافته بودند، بازداشت و زندانی شدند، ولی حمل بر سرکوب عریان نشد. شعلهور شدن دوباره اعتراضات مردمی در بدخشان نشان میدهد که طالبان پاسخ قناعتبخش به مطالبات مردم ارایه نکردهاند. پیش از این، معترضان در ارگو و درایم، از هیات اعزامی طالبان به بدخشان خواسته بودند که طالبان «پشتونتبار» از این مناطق اخراج شوند، بدیل کشت کوکنار به مردم ارایه شود و نیز کسانی که بالای مردم تیراندازی کردند و سبب کشته شدن دو تن شدند، محاکمه شوند. پس از اعتراضات باشندهگان ولسوالی ارگو، فراخوانهایی نیز از آدرس مردم در شبکههای اجتماعی و برخی از رسانهها منتشر شد که در آن از شهروندان کشور خواسته شده بود تا در کنار باشندهگان ارگو علیه رژیم طالبان «قیام» کنند. نخستین حرکت اعتراضی مردم در بدخشان روز جمعه، ۱۴ ثور، از منطقه قرلق ولسوالی درایم آغاز شد و سپس به ولسوالی ارگو گسترش یافت. معترضان پیش از این در قطعنامهای خواهان خروج طالبان غیربومی از بدخشان و ارائه بدیل کوکنار به کشاورزان شده بودند. آنها همچنین خواهان مجازات عاملان قتل باشندگان بدخشان هستند با وجود اینکه طالبان در تلاش هستند که این اعتراضات را به ممانعت در برابر تخریب مزارع خشخاش تقلیل دهند، اما شهروندان افغانستان می گویند که چنین اعتراضات «اوج نارضایتی» مردم از طالبان را نشان می دهد. درسه سالی گذشته در افغانستان، علاوه بر فرارگروهی، آوارهگی و سقوط ارزشهای دو دهه گذشته، جامعه متوسط شهری که نقش محوری در ظهور و رشد مطالبات مردم و توسعه یک کشور دارد، از بین رفت. هزاران شغل در کشور نابود شد و مردم بیکار شدند. سطح نارضایتی مردم به رغم سرکوب و هراس به شکل بیپیشنیهای افزایش یافته است. ضمناً در سه سال پسین، سرمایهگذاران و نهادهایی که زمینه اشتغال و کار را برای شهروندان مساعد ساخته بودند، کشور را ترک کردند. با بیرونشدن نیروی اصلی و متحرک توسعه از افغانستان بساط فقر گسترش یافت. از شدت فقر شماری از شهروندان در ولایتهای مختلف فرزندانشان را به فروش گذاشتند. با فروپاشی نظم جمهوریت خانوادههای فقیر که لقمه نانشان را از دست داده بودند، برای زنده ماندن فرزندانشان حاضر شدند یکی از آنها را بفروشند حامیه نادری