July 2, 2024

Farsi, اخبار, افغانستان, تیتر چهارم

داعش شاخه خراسان: طالبان با پذیرش شروط جامعه جهانی «اصول اسلامی» را با خطر مواجه کرده‌اند

بخش مطبوعات شاخه خراسان داعش با استناد به ویدیوهایی از دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا، که نشان می‌دهند طالبان حتا پس از خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان به نمایندگی از ایالات متحده می‌جنگند، اعلام کرده است که این گروه “مزدوران آمریکا در خراسان” هستند. اوراسیا گزارش داده که شاخه خراسان داعش در این ویدیو، تصاویر گرافیکی از عملیات‌های ادعایی طالبان را منتشر کرده که منجر به تلفات غیرنظامیان در افغانستان شده است. بنیاد العظیم ویدیویی منتشر کرده که تحت عنوان “پیروان یهودیان” نشان می‌دهد که این گروه تلاش استراتژیک برای تضعیف اقتدار مذهبی طالبان در افغانستان دارد. داعش چندین گروه، از جمله طالبان و جامعه شیعه و همچنین آن‌هایی را که با آمریکا متحد می‌داند، هدف قرار داده است. بر اساس این گزارش، شاخه خراسان داعش طالبان را به‌عنوان یک گروه “غیراسلامی و نیابتی برای منافع غرب” در افغانستان معرفی کرده است. این گروه اسلام طالبان را “اسلام آمریکایی” خوانده و آن را تحت تأثیر ارزش‌های غربی و تأثیرات یهودی و مسیحی معرفی کرده است. داعش شاخه خراسان جامعه شیعه در افغانستان را به “بی‌حرمتی” به شخصیت‌های مقدس مانند پیامبر اسلام، ابوبکر و عمر ابن خطاب متهم کرده است. این گروه حمایت طالبان از شیعیان در افغانستان را نشانه‌ای از “فساد ایدئولوژیک و انحراف از اسلام واقعی” می‌داند. این انتقاد در تضاد با گزارش‌های نهادهای بین‌المللی است که نشان می‌دهند، طالبان در تلاش سرکوب جامعه شیعه در کشور هستند. این گروه همچنین تلاش‌های طالبان برای حفظ مکان‌های تاریخی و بناهای مرتبط با ادیان غیراسلام، از جمله “بودیسم”، را یک اقدام “بت‌پرستانه” تلقی کرده است. شاخه خراسان داعش در این ویدیو خاطرنشان کرده است که طالبان با پذیرش شروط جامعه جهانی “اصول اسلامی” را با خطر مواجه کرده‌اند. در بخشی از این ویدیو، شاخه خراسان داعش طالبان را به انجام رفتارهای “غیراسلامی”، از جمله مصرف مشروبات الکلی، همجنس‌گرایی و جادوگری متهم کرده است. گفتنی است که پس از تسلط دوباره طالبان بر افغانستان، شاخه خراسان داعش به عنوان یک تهدید بزرگ برای طالبان شناخته می‌شود. این گروه طی سه سال گذشته چندین حمله “مرگ‌بار” را علیه طالبان و شیعیان در کشور انجام داده است. به‌رغم حملات پی‌درپی جنگجویان داعش در نقاط مختلف افغانستان، طالبان ادعا کرده‌اند که این گروه در کشور شکست خورده و هیچ قلمروی در دست ندارد.

Farsi, افغانستان, تیتر دوم

ناتوانی و بی‌میلی طالبان در مبارزه با تروریسم و تأثیرات بین‌المللی آن

در تازه‌ترین گزارش منتشر شده توسط “بنیاد تحقیقاتی آبزرور” هند، به ناتوانی و بی‌میلی گروه طالبان در مقابله با گروه‌های تروریستی در افغانستان پرداخته شده است. این مسئله نگرانی‌های گسترده‌ای را در سطح بین‌المللی برانگیخته و تلاش‌های فزاینده‌ای را برای جلوگیری از بی‌ثباتی منطقه به دنبال داشته است. در این تحلیل، به بررسی دلایل این ناتوانی، تأثیرات آن بر روابط بین‌المللی و اقدامات ضروری برای مقابله با این چالش‌ها خواهیم پرداخت. بی‌میلی و ناتوانی طالبان در تأمین امنیت: “بنیاد تحقیقاتی آبزرور” در گزارش خود تأکید کرده است که طالبان تا کنون نتوانسته‌اند نگرانی‌های امنیتی کشورهای جهان را رفع کنند. این بی‌میلی یا ناتوانی در مقابله با گروه‌های تروریستی مستقر در افغانستان، به ویژه پس از بازگشت طالبان به قدرت، منجر به افزایش نگرانی‌های بین‌المللی شده است. دلایل ناتوانی طالبان ساختار داخلی طالبان: طالبان خود به عنوان یک گروه تروریستی شناخته می‌شود و بسیاری از اعضای این گروه سابقه فعالیت‌های تروریستی دارند. این ساختار داخلی، باعث شده تا طالبان توان مقابله موثر با دیگر گروه‌های تروریستی را نداشته باشد. ارتباطات با گروه‌های تروریستی: ارتباط نزدیک بین شبکه حقانی و داعش خراسان، یکی از دلایل اصلی شکست طالبان در مقابله با رشد داعش در افغانستان است. این ارتباطات باعث تضعیف تلاش‌های طالبان در مبارزه با تروریسم شده است. کمبود منابع و امکانات: طالبان با کمبود منابع مالی و امکانات برای مبارزه با گروه‌های تروریستی مواجه است. این مسئله توانایی این گروه را در مقابله با تهدیدات امنیتی کاهش داده است. تأثیرات منطقه‌ای و بین‌المللی افزایش همکاری‌های منطقه‌ای: ناتوانی طالبان در مقابله با تروریسم، منجر به همکاری‌های نزدیک‌تر بین کشورهایی مانند هند و روسیه شده است. این کشورها به دنبال افزایش تعاملات خود در زمینه مبارزه با تروریسم هستند تا از بی‌ثباتی در منطقه جلوگیری کنند. نگرانی‌های چین و پاکستان: طالبان نتوانسته‌اند نگرانی‌های چین در مورد حضور حزب اسلامی ترکستان و حملات بی‌وقفه تحریک طالبان پاکستان در پاکستان را برطرف کنند. این مسئله باعث افزایش تنش‌ها و نگرانی‌های امنیتی در سطح منطقه شده است. تلاش‌های بین‌المللی: جامعه جهانی به طور فزاینده‌ای در تلاش است تا از بی‌ثباتی در افغانستان و تأثیرات آن بر امنیت جهانی جلوگیری کند. این تلاش‌ها شامل افزایش تعاملات دیپلماتیک و نظامی با کشورهای منطقه و حمایت از گروه‌های مخالف طالبان است. چالش‌ها و فرصت‌ها چالش‌های امنیتی: ناتوانی طالبان در مقابله با گروه‌های تروریستی، چالش‌های امنیتی جدی را برای افغانستان و منطقه ایجاد کرده است. این چالش‌ها نیازمند همکاری‌های گسترده بین‌المللی و منطقه‌ای برای مقابله با تروریسم هستند. فرصت‌های همکاری: همکاری‌های نزدیک‌تر بین کشورهایی مانند هند و روسیه، فرصت‌های جدیدی را برای مبارزه موثرتر با تروریسم فراهم می‌کند. این همکاری‌ها می‌تواند به بهبود وضعیت امنیتی در منطقه کمک کند. ضرورت اقدامات جدی: طالبان باید برای مقابله با این چالش‌ها اقدامات جدی‌تری انجام دهد. این اقدامات شامل تقویت ساختارهای امنیتی، قطع ارتباطات با گروه‌های تروریستی و افزایش همکاری با جامعه جهانی است. گزارش “بنیاد تحقیقاتی آبزرور” به وضوح نشان می‌دهد که بی‌میلی و ناتوانی طالبان در مقابله با تروریسم، نه تنها امنیت افغانستان بلکه امنیت منطقه و جهان را نیز تحت تأثیر قرار داده است. همکاری‌های نزدیک‌تر بین کشورهایی مانند هند و روسیه در زمینه مبارزه با تروریسم، نشانه‌ای از افزایش نگرانی‌های بین‌المللی در این زمینه است. طالبان باید برای مقابله با این چالش‌ها اقدامات جدی‌تری انجام دهد تا بتواند اعتماد جامعه جهانی را جلب کند و به بهبود وضعیت امنیتی در افغانستان کمک نماید. بدون انجام این اقدامات، بی‌ثباتی و خطرات امنیتی در افغانستان و منطقه ادامه خواهد یافت. حامیه نادری

Farsi, اخبار, تیتر پنجم, جهان

پیشتازی حزب راست افراطی در دور اول انتخابات پارلمانی فرانسه

بر اساس نتایج اولیه دور اول انتخابات پارلمانی فرانسه خرب اجماع ملی با ۳۳.۲ در صد آرا بیشترین آرا را کسب کرده است. در این دور انتخابات سه بلوک سیاسی فرانسوی رقابت کرده‌اند: اجتماع ملی راست افراطی، ائتلاف میانه‌روی امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه و ائتلاف جبهه مردمی جدید متشکل از نیروهای چپ میانه، سبز و چپ. «حزب اجتماع ملی» به رهبری مارین لوپن و ژردن باردلا، سه هفته پیش هم در انتخابات پارلمانی اروپا پیروز شدند. امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه در واکنش به نتایج انتخابات پارلمان اروپا، انتخابات زودهنگام اعلام کرد. این در حالی بود که فرانسه هنوز سه سال برای انتخابات بعدی وقت داشت. بر اساس نخستین برآوردها حزب راست افراطی “اجتماع ملی” با کسب ۳۳.۲ درصد آراء در نخستین دور انتخابات پارلمانی فرانسه به نخستین حزب سیاسی این کشور تبدیل شده است. مشارکت مردم در این انتخابات بسیار بالا و طی دهه‌های گذشته بی سابقه اعلام شده است. بر اساس برآوردها ٧۰ درصد رأی‌دهندگان فرانسوی در دور اول انتخابات مجلس ملی فرانسه شرکت کرده اند . بر اساس نتایج اولیه انتخابات پارلمانی که از سوی وزارت داخله فرانسه اعلام شد، ائتلاف احزاب چپ «جبهه مردمی جدید» فرانسه پس از حزب لوپن، با کسب ۲۹.۱ درصد آرا در رتبه دوم قرار دارد که شامل احزاب «فرانسه سرکش ، حزب سوسیالیست ،حزب کمونیست، سبزهای زیست محیطی اروپا و حزب رادیکال است. ائتلاف میانه‌روی مکرون متشکل از احزاب رنسانس، مدوم و افق‌ها نیز توانست ۲۱.۵ درصد آرا را به خود اختصاص داده و به کسب رتبه سوم اکتفا کند. مرحله نخست انتخابات پارلمانی فرانسه دیروز یکشنبه برگزار شد و قرار است مرحله دوم انتخابات روزدهنگام پارلمانی فرانسه یکشنبه هفته آینده برگزار شود و تنها نامزدهایی به دور دوم انتخابات راه خواهند یافت که بیش از ۱۲.۵ درصد آرا را کسب کرده باشند. میزان مشارکت در انتخابات روز یکشنبه، بالاترین سطح از سال ۱۹۸۶ است، اما حزب راست افراطی به رهبری خانم لو پن بیش از پیش به قدرت نزدیک شده است. مارین لوپن که در تلاش برای جانشینی به عنوان رئیس جمهوری است، از امانوئل مکرون خواسته در صورت شکست حزبش در انتخابات پارلمانی از ریاست جمهوری کناره‌گیری کند، خواسته‌ای که با پاسخ منفی مکرون مواجه شد. کمتر از یک هفته پیش، ژردن باردِلا، چهرهٔ اصلی حزب راست افراطی «اجتماع ملی» فرانسه، در یک کنفرانس مطبوعاتی حزبش را آماده در دست گرفتن قدرت معرفی کرد. این سیاستمدار ۲۸ ساله «اجتماع ملی» که تلاش کرده به این حزب کمک کند تا وجهه افراطی خود را پاک کند، از رأی‌دهندگان خواست که با رأی دادن حداکثری، به این حزب کمک کنند سیاست‌های ضد مهاجرتی و برنامه «قانون و نظم» خود را اجرا کند. اوایل ماه جاری میلادی، حزب باردلا در انتخابات پارلمان اروپا با تقریبا دو برابر آرا، از ائتلاف میانه‌روی امانوئل مکرون پیش افتاد و از همین رو رئیس جمهوری فرانسه در تصمیمی غیرمنتظره پارلمان را منحل کرد. در صورت پیروزی بلوک سیاسی دیگری غیر از ائتلاف میانه‌رو ماکرون، او مجبور به انتصاب نخست‌وزیری از آن بلوک خواهد شد که به این وضعیت «همزیستی» گفته می‌شود. این وضعیت قبلاً سه بار در تاریخ جمهوری مدرن فرانسه رخ داده است. نخست‌وزیر مسئولیت پارلمان را بر عهده دارد و سیاست‌های داخلی را اجرا می‌کند، در حالی که رئیس‌جمهور بر سیاست‌های خارجی، امور اروپایی و دفاعی نظارت دارد. در صورت عدم تشکیل اکثریت، رئیس‌جمهور می‌تواند نخست‌وزیری را از گروه پارلمانی با بیشترین کرسی‌ها منصوب کند، اما اجتماع ملی راست افراطی اعلام کرده که این گزینه را رد خواهد کرد. گزینه‌های دیگر شامل تشکیل ائتلاف گسترده از چپ تا راست یا دولت کارشناسان غیرحزبی است. نظام انتخاباتی فرانسه پیچیده و غیرمتناسب با حمایت ملی از یک حزب است. نمایندگان بر اساس حوزه‌های انتخاباتی انتخاب می‌شوند و یک کاندیدا برای پیروزی نیاز به بیش از ۵۰ درصد آرا دارد. در صورت عدم دستیابی به این میزان، دو نفر اول و هر کس که بیش از ۱۲.۵ درصد آرا را کسب کرده باشد به دور دوم می‌روند. جواد رسولی

Farsi, افغانستان, تیتر اول, حقوق زنان

نشست دوحه: تعامل جهانی با طالبان بدون حضور زنان و چالش‌های حقوق بشر

سومین نشست نمایندگان ویژه کشورها در امور افغانستان به میزبانی سازمان ملل متحد امروز در هتل مجلل «رتز کارلتون» در شهر دوحه، پایتخت قطر آغاز می‌شود و فردا نیز ادامه دارد. این نشست حوالی ساعت ۶:۰۰ عصر به وقت محلی به ریاست رزماری دی کارلو، معاون دبیرکل سازمان ملل متحد در امور سیاسی و صلح، آغاز خواهد شد. دولت قطر تدابیر شدید امنیتی در اطراف محل برگزاری این نشست اتخاذ کرده و مأموران امنیتی از سگ‌های تربیت شده برای بازرسی مهمانان استفاده می‌کنند. نشست با سخنرانی رزماری دی کارلو آغاز می‌شود و سپس نماینده قطر و بعد از آن ذبیح الله مجاهد، سخنگو و رئیس هیأت طالبان، سخنرانی خواهند کرد. پس از آن هرکدام از نمایندگان ویژه کشورها به مدت سه دقیقه فرصت دارند که صحبت کنند. طالبان پس از رایزنی‌های گسترده با سازمان ملل متحد، هیأتی را به سومین نشست دوحه اعزام کرده است؛ کاری که در اولین و دومین نشست دوحه انجام نداده بودند. هیأت طالبان به ریاست ذبیح الله مجاهد و نمایندگانی از وزارت‌های داخله، صنعت و تجارت، بانک مرکزی و رئیس دفتر قطر این گروه دیروز کابل را به مقصد دوحه ترک کردند. این هیأت به دستور هبت الله آخندزاده، رهبر طالبان، تشکیل شده و هیچ دیپلمات و نماینده‌ای از وزارت خارجه طالبان در آن حضور ندارد. حضور طالبان در این نشست باعث شده است که سازمان ملل متحد، از دعوت نمایندگان زن و جامعه مدنی افغانستان در جلسات اصلی خودداری کند و همچنین موضوعات حقوق بشر و حقوق زنان را از دستورکار این نشست خارج کند. این مسئله با انتقادات گسترده از سوی فعالان حقوق زن و حقوق بشر در افغانستان و سراسر جهان مواجه شده و به عنوان «تسلیم شدن» سازمان ملل متحد به خواست‌های طالبان تعبیر شده است. از جمله، ۱۲ چهره سرشناس زن شامل هیلاری کلینتون، وزیر خارجه پیشین آمریکا، جولیا گیلارد، نخست وزیر پیشین استرالیا، و ویوسا عثمانی، رئیس جمهور کوزوو، در نامه‌ای سرگشاده از تصمیم سازمان ملل متحد به شدت انتقاد کرده و گفته‌اند که طرد زنان افغانستان از سوی جامعه بین‌المللی «ظالمانه» است، صدای آنان را به حاشیه خواهد برد و حقوق آنان را تضعیف خواهد کرد. در داخل افغانستان نیز زنان و فعالان حقوق بشر، سازمان ملل متحد را به «سفیدنمایی» طالبان متهم کرده و گفته‌اند که به جای «مذاکره» با این گروه، باید «مبارزه» صورت گیرد. نشست اصلی دوحه با حضور نمایندگان ویژه کشورها و هیأت طالبان برای امروز و فردا برنامه‌ریزی شده است. اما طالبان از شماری از زنان شناخته شده افغانستان دعوت کرده‌اند که در یک نشست دیگر که روز سه‌شنبه در دوحه برگزار می‌شود، شرکت کنند. تا کنون حبیبه سرابی، عضو ارشد هیأت مذاکره کننده صلح دولت پیشین افغانستان، زبیده اکبر، فعال مستقل حقوق بشر و نبیله مصلح، فعال حقوق زنان، تأیید کرده‌اند که از سوی سازمان ملل متحد برای شرکت در این نشست دعوت شده‌اند. این سه زن افغان اما اعلام کرده‌اند که دعوت سازمان ملل متحد را رد کرده و در این نشست «حاشیه‌ای» شرکت نمی‌کنند. حبیبه سرابی در بیانیه‌ای در ایکس گفته است که سازمان ملل متحد تا کنون نتوانسته است قطع‌نامه‌ی ۲۷۲۱ شورای امنیت این سازمان را درباره‌ی تعیین فرستاده‌ی ویژه و عملی‌ساختن توصیه‌های ارزیابی مستقل، و نیاز به تضمین مشارکت کامل، برابر و معنادار زنان در تمام روندها، اجرا کند. وی افزوده است که به نظر می‌رسد در دستورکار نشست دوحه راه‌حل‌های سیاسی به حاشیه رانده شده و تمرکز صرفا بر مسائل فنی است. به‌گفته‌ی او، کمک‌های اقتصادی و توسعه‌ای بدون راه‌حل‌های سیاسی قابل دوام نیست. نبیله مصلح نیز گفته است که زنان باید در میز اصلی نشست و مذاکرات اصلی سهیم باشند نه در حاشیه و «اشتراک در نشست حاشیه‌ای تنها در سطح یک نشست خواهد بود که من در آن شرکت نخواهم کرد.» زبیده اکبر نیز که اولین زنی بود که دعوت سازمان ملل متحد را رد کرد، گفته است که به دلیل حاشیه قرار گرفتن موضوعات حقوق زن و حقوق بشر در نشست سوم دوحه، این نشست را تحریم و دعوت سازمان ملل متحد را رد کرده است. با توجه به اعتراضات گسترده نسبت به سومین نشست دوحه و پایین بودن مقام‌های برگزارکننده و شرکت‌کننده، بسیاری از کارشناسان مسائل سیاسی بر این باورند که سومین نشست دوحه نیز گره‌ای از مشکل افغانستان نخواهد گشود. گروه‌های سیاسی، مدنی و حقوق بشری به سازمان ملل متحد هشدار داده‌اند که تعامل یک‌جانبه با طالبان، مشروعیت نخواهد داشت و در حل بحران افغانستان مؤثر نخواهد بود. آنها تأکید می‌کنند که نشست‌ها و مشوره‌ها در مورد آینده افغانستان باید فراگیر باشد و صدای همه در آن شنیده شود. این نشست در حالی برگزار می‌شود که وضعیت حقوق بشر در افغانستان به طور پیوسته در حال بدتر شدن است و هیچ سازوکار پاسخگویی وجود ندارد که طالبان را مسئول نقض حقوق بشر، به‌ویژه علیه زنان، جوامع هزاره و اقلیت‌های مذهبی بداند. در همین حال، مردم افغانستان انتظار دارند که جامعه جهانی با جدیت بیشتری برای پایان دادن به بحران‌های موجود در این کشور اقدام کند. در غیاب زنان و نمایندگان جامعه مدنی، سوالات جدی در مورد اثربخشی و عدالت این مذاکرات مطرح است. امید است که تصمیم‌گیران بین‌المللی به اهمیت حضور همه‌جانبه و مشارکت گسترده در این نوع نشست‌ها پی ببرند و برای رسیدن به یک صلح پایدار و عادلانه تلاش کنند.

Farsi, اخبار, افغانستان, تیتر سوم, سیاست

نشست دوحه: تبعیض جنسیتی در مواجهه با بحران‌های افغانستان

نشست دوحه که با محوریت بحران اقتصادی، مواد مخدر و کشت بدیل برای کشاورزان، و توانمندسازی سکتور خصوصی امروز برگزار شد، در نگاه اول به عنوان یک تلاش مهم برای حل مشکلات حیاتی افغانستان به نظر می‌رسد. اما عدم حضور نمایندگان زنان و‌فعالین مدنی، نه تنها به عنوان یک انتخاب فردی بلکه به عنوان یک سیاست تبعیض‌آمیز، نقض آشکار حقوق و حضور زنان در فرآیندهای تصمیم‌گیری است. در این گزارش، از زوایای مختلف به نقد این نشست پرداخته و پیامدهای عدم مشارکت زنان را بررسی می‌کنیم. بحران اقتصادی: نادیده‌گرفتن نیمی از جامعه الف) اثرات اقتصادی مشارکت نکردن زنان بحران اقتصادی افغانستان پس از تسلط طالبان به شدت افزایش یافته و نیازمند راه‌حل‌های جامع و فراگیر است. زنان نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند و نقش مهمی در اقتصاد خانوار و جامعه دارند. اما در این نشست، حضور و دیدگاه‌های زنان به طور کامل نادیده گرفته شده است. بدون مشارکت زنان، برنامه‌های اقتصادی نمی‌توانند به طور کامل موفقیت‌آمیز باشند زیرا تجربیات و نیازهای خاص آنان در این برنامه‌ها مد نظر قرار نمی‌گیرند. ب) نابرابری در فرصت‌های اقتصادی با نادیده‌گرفتن زنان، فرصت‌های اقتصادی برای نیمی از جمعیت کشور محدود می‌شود. زنان کارآفرین و فعال اقتصادی که می‌توانند نقش مهمی در رشد اقتصادی کشور ایفا کنند، از فرآیند تصمیم‌گیری حذف شده‌اند. این موضوع نه تنها تبعیض‌آمیز است بلکه باعث کاهش توان اقتصادی کشور نیز می‌شود. مواد مخدر و کشت بدیل برای کشاورزان: اهمیت نقش زنان روستایی الف) نقش زنان در کشاورزی و جایگزینی کشت در افغانستان، بسیاری از زنان در مناطق روستایی به کشاورزی مشغولند و نقش کلیدی در تولید محصولات کشاورزی دارند. در موضوع مواد مخدر و کشت بدیل، مشارکت زنان می‌تواند به تغییر الگوهای کشت و افزایش تولیدات قانونی کمک کند. عدم حضور زنان در این نشست، به معنای نادیده‌گرفتن تجربیات و نقش مهم آنان در این زمینه است. ب) تأثیر عدم حضور زنان بر موفقیت برنامه‌های کشت بدیل برنامه‌های کشت بدیل بدون مشارکت فعال زنان، احتمال موفقیت کمتری دارند. زنان کشاورز می‌توانند با استفاده از تجربیات خود و با کمک‌های آموزشی و مالی، به تولید محصولات سودآور و قانونی بپردازند. عدم حضور آنان در تصمیم‌گیری‌ها، باعث کاهش کارآمدی این برنامه‌ها خواهد شد. توانمندسازی سکتور خصوصی: حذف زنان کارآفرین الف) نقش زنان در سکتور خصوصی زنان کارآفرین می‌توانند نقش مهمی در رشد و توسعه سکتور خصوصی ایفا کنند. توانمندسازی سکتور خصوصی بدون در نظر گرفتن زنان کارآفرین، یک نقص بزرگ در برنامه‌های توسعه اقتصادی است. زنان می‌توانند با ایجاد کسب‌وکارهای نوآورانه و اشتغال‌زایی، به کاهش بیکاری و افزایش تولید ناخالص داخلی کمک کنند. ب) پیامدهای عدم حضور زنان در تصمیم‌گیری‌ها عدم حضور زنان در تصمیم‌گیری‌های مربوط به توانمندسازی سکتور خصوصی، به معنای نادیده‌گرفتن نیازها و چالش‌های خاص آنان است. این موضوع می‌تواند به عدم موفقیت برنامه‌های توانمندسازی و کاهش رشد اقتصادی منجر شود. زنان باید به عنوان شرکای برابر در این فرآیندها حضور داشته باشند تا برنامه‌ها به طور جامع و کارآمد اجرا شوند. عدم شرکت نمایندگان زنان: پیامدهای اجتماعی و سیاسی الف) پیامدهای اجتماعی عدم حضور نمایندگان زنان در نشست دوحه، پیامدهای اجتماعی گسترده‌ای دارد. این تصمیم نشان‌دهنده نادیده‌گرفتن حقوق زنان و تضعیف جایگاه آنان در جامعه است. زنان در افغانستان با چالش‌های متعددی روبرو هستند و حضور آنان در تصمیم‌گیری‌های ملی می‌تواند به بهبود وضعیت آنان کمک کند. ب) پیامدهای سیاسی حذف نمایندگان زنان از نشست‌های مهم سیاسی و اقتصادی، نشان‌دهنده سیاست‌های تبعیض‌آمیز و انحصاری است که می‌تواند به افزایش نارضایتی و کاهش مشروعیت حکومت منجر شود. زنان باید به عنوان بخشی از فرآیند تصمیم‌گیری‌های ملی حضور داشته باشند تا به تقویت دموکراسی و بهبود وضعیت سیاسی کشور کمک کنند. نشست دوحه با محوریت بحران اقتصادی، مواد مخدر و کشت بدیل برای کشاورزان، و توانمندسازی سکتور خصوصی، به عنوان یک تلاش برای حل مشکلات افغانستان تاحد نیک است. اما عدم حضور نمایندگان زنان و فعالین حقوق بشر، به عنوان یک سیاست تبعیض‌آمیز و انحصاری، نشان‌دهنده نادیده‌گرفتن نقش و اهمیت زنان در فرآیندهای تصمیم‌گیری است. برای دستیابی به راه‌حل‌های جامع و پایدار، ضروری است که زنان به عنوان شرکای برابر در تصمیم‌گیری‌ها و برنامه‌ریزی‌ها حضور داشته باشند. تنها با مشارکت فعال زنان می‌توان به توسعه پایدار و حل بحران‌های ملی دست یافت. حامیه نادری

Farsi, اخبار, افغانستان, پنجم

اعتصاب کاری کارمندان زن در کابل

کارمندان زن در چهار شفاخانه پایتخت افغانستان به دلیل کاهش معاش‌شان توسط طالبان، دست به اعتصاب کاری زده‌اند. این اعتصاب در شفاخانه‌های استوماتولوژی، صحت طفل، شیخ زاید و وزیر اکبرخان صورت گرفته است. ویدیوهای منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهند که داکتران زن با لباس‌های سفید روز شنبه، 9 سرطان، در مقابل این مراکز صحی تجمع کرده‌اند. این زنان اعتراض کرده و بیان داشتند که تصمیم رهبری طالبان مبنی بر کاهش معاش‌شان به پنج هزار افغانی حتی برای ابتدایی‌ترین مخارج زندگی‌شان ناکافی است. طالبان تا کنون در این مورد واکنشی نشان نداده‌اند. در 14 جوزا، ریاست عمومی اداره امور طالبان در مکتوبی اعلام کرد که براساس فرمان ملا هبت‌الله آخوندزاده، رهبر این گروه، معاش تمام کارمندان زن افغانستان به پنج هزار افغانی تعیین می‌شود. در این مکتوب آمده است که تمامی کارمندان زن در واحدهای بودیجوی و غیربودیجوی، که طی حکومت قبلی استخدام شده‌اند و اکنون از طالبان معاش می‌گیرند، باید معاش یکسانی به مقدار پنج هزار افغانی داشته باشند. این تصمیم با انتقاد گسترده زنان و فعالان حقوق بشری مواجه شده است. طالبان پس از تسلط دوباره‌شان بر افغانستان، محدودیت‌های شدیدی را علیه زنان وضع کرده‌اند. کاهش ناگهانی و شدید معاش کارمندان زن توسط طالبان، دلیل اصلی اعتراض و اعتصاب است. پنج هزار افغانی (حدود 65 دلار) حتی برای نیازهای اساسی زندگی ناکافی است. این موضوع نشان‌دهنده بی‌توجهی طالبان به حقوق اقتصادی و معیشتی زنان است. این تصمیم طالبان واکنش‌های گسترده‌ای را در پی داشته است. فعالان حقوق بشری و زنان به شدت این تصمیم را نقد کرده‌اند، زیرا این اقدام تبعیض‌آمیز علیه زنان است و نشان‌دهنده نقض حقوق بشر توسط طالبان می‌باشد. لیلا، یکی از داکتران زن در شفاخانه شیخ زاید، می‌گوید: «با پنج هزار افغانی نمی‌توانم حتی برای یک هفته غذا تهیه کنم. ما نیاز داریم که معاشات ما به سطح معقول برگردانده شود تا بتوانیم زندگی کنیم و خدمات پزشکی به بیماران ارائه دهیم.» فاطمه، یک نرس در شفاخانه صحت طفل، اظهار داشت: «این تصمیم طالبان نه تنها معاش ما را کاهش داده بلکه ما را به عنوان زنان حرفه‌ای و توانمند نیز نادیده می‌گیرد. ما حق داریم که معاش مناسب و شرایط کاری عادلانه داشته باشیم.» مریم، کارمند اداری در شفاخانه وزیر اکبرخان، افزود: «این تصمیم طالبان تأثیرات مخربی بر زندگی ما دارد. بسیاری از ما نان‌آوران خانواده هستیم و نمی‌توانیم با این مقدار معاش زندگی کنیم. این تصمیم باید تغییر کند.» کاهش معاش زنان کارمند تأثیرات مخربی بر وضعیت اقتصادی خانواده‌های آن‌ها دارد و موجب افزایش فشارهای اقتصادی بر خانواده‌های افغان می‌شود. این تصمیم همچنین می‌تواند منجر به کاهش انگیزه زنان برای کار کردن و فعالیت‌های حرفه‌ای شود، که در بلندمدت تأثیرات منفی بر توسعه و پیشرفت کشور خواهد داشت. این تصمیم بخشی از یک روند گسترده‌تر از محدودیت‌های تحمیلی طالبان بر زنان است که شامل محدودیت‌های آموزشی، اجتماعی و حرفه‌ای می‌شود. این اقدامات نشان‌دهنده تلاش طالبان برای به حاشیه راندن زنان از جامعه و اقتصاد است. اگر طالبان به کاهش معاش و محدودیت‌های دیگر علیه زنان ادامه دهد، ممکن است با اعتراضات و مقاومت‌های بیشتری مواجه شوند. جامعه بین‌المللی نیز ممکن است فشارهای بیشتری بر طالبان اعمال کند تا حقوق زنان در افغانستان حفظ شود. کاهش معاش زنان توسط طالبان نه تنها نقض حقوق اقتصادی آن‌ها است بلکه بخشی از تلاش‌های گسترده‌تر این گروه برای محدود کردن نقش زنان در جامعه افغانستان است. حامیه نادری

Scroll to Top