August 16, 2024

Farsi, اخبار, افغانستان, تفسیر تخصصی, سیاست

مهندسی قدرت یا فروپاشی نظام؛ عوامل و پیامدهای سقوط نظام جمهوری

کابل، پایتخت افغانستان، در ۱۵ آگست ۲۰۲۱ میلادی برابر با ۲۴ اسد خورشیدی به‌دست طالبان سقوط کرد و طالبان پس از ۲۰ سال  دوباره قدرت را به‌دست گرفتند و در ارگ ریاست جمهوری مستقر شدند. اشرف غنی، رئیس جمهوری افغانستان پس از خروج از کشور در بیانیه‌ای گفت که برای جلوگیری جنگ خونین مجبور به ترک کابل شده است تصمیمی که در داخل افغانستان انتقادهای زیادی را برانگیخت. فرار اشرف غنی باعث شد که افغانستان سقوط کند و طالبان پس از سال‌ها جنگ و کشمکش، قدرت را در کابل و سایر مناطق افغانستان به دست بگیرند . این اتفاق به دنبال خروج نیروهای نظامی بین‌المللی و بحران‌های داخلی سیاسی و اقتصادی رخ داد. سقوط نظام جمهوری به معنای پایان دوران حاکمیت دولت منتخب و آغاز دوره‌ای جدید تحت کنترل طالبان بود. این تغییرات به دلیل مشکلات امنیتی، اقتصادی و سیاسی زیان‌های فراوانی را برای مردم افغانستان وارد کرد. سقوط نظام جمهوری به طور گسترده به عنوان یک تراژیدی تلقی می‌شود. این سقوط نه تنها به معنای تغییر عمده در نظام سیاسی و اجتماعی بود، بلکه عواقب انسانی  جدی به همراه داشت. مردم افغانستان با احساس ناامیدی و آسیب‌های روانی ناشی از تغییرات سریع و بی‌ثباتی مواجه شدند. سقوط دولت باعث اختلال در ارائه خدمات اساسی و زیرساخت‌های کشور شد، که به شدت بر زندگی روزمره مردم تأثیر گذاشت. این وضعیت به عنوان یک تراژیدی به دلیل تأثیرات منفی عمیق و گسترده‌اش شناخته می‌شود. خروج نیروهای بین‌المللی: تصمیم به خروج نیروهای نظامی بین‌المللی به ویژه نیروهای ایالات متحده و ناتو، که به مدت دو دهه در افغانستان حضور داشتند، باعث کاهش قدرت و حمایت از دولت افغانستان شد. ضعف دولت مرکزی دولت جمهوری افغانستان به دلیل فساد، ضعف مدیریتی و عدم توانایی در ایجاد نهادهای دولتی قوی و کارآمد، نتوانست به طور مؤثر با مشکلات امنیتی و اقتصادی مقابله کند. طالبان با بهره‌گیری از ضعف حکومت، توانستند سریعاً به مناطق مختلف کشور نفوذ کرده و کنترل آن‌ها را در دست بگیرند. تضعیف روحیه نیروهای نظامی و امنیتی به دلیل ضعف در رهبری و انگیزه، نتوانستند در برابر پیشروی طالبان مقاومت کنند. چون بسیاری از مردم افغانستان نسبت به دولت جمهوری و برنامه‌های آن ناامید شده بودند که این امر به تضعیف مشروعیت و پشتیبانی از دولت کمک کرد. انحصار قدرت توسط اقای غنی و اطرافیان وی، فساد سیاسی، فساد اداری و فساد اخلاقی از عوامل عمده سقوط نظام جمهوریت به حساب می‌رود هر چند  نیروهای امنیتی افغانستان توان مقابله با تهدیدات را داشتند اما  با مشکلاتی از جمله  کمبود منابع و تجهیزات، و عدم انسجام روبرو بودند، و در پانزده هم آگست خلای رهبری باعث تضعیف روحیه نظامیان گردید که در نتیجه این مشکلات باعث عدم توانایی آن‌ها در مقابله مؤثر با طالبان شد و زمینه برای سقوط دولت فراهم شد و طالبان به سرعت قدرت را به دست گرفتند . یکی از عوامل دیگری که باعث سقوط گردید مذاکرات مستقیم ایالات متحده با طالبان قلمداد می شود، کارشناسان این مذاکرات را زمینه‌ساز سقوط می دانند. در کنار این، نارضایتی عمومی نسبت به وضعیت اقتصادی و اجتماعی و هم‌چنین ناامیدی از عملکرد دولت، به کاهش پشتیبانی از حکومت اشرف غنی کمک کرد. برنامه‌های اقتصادی و سیاسی دولت نتوانست به اندازه کافی وضعیت را بهبود ببخشند و مشکلات اساسی را حل کند. تحلیلگران و کارشناسان از مدت‌ها قبل هشدار داده بودند که عدم کنترل موثر بر وضعیت امنیتی و افزایش قدرت طالبان ممکن است به سقوط دولت منجر شود.اما همواره از طرف اقای غنی و اطرفیان ایشان رد می‌شد.  با این حال آقای غنی از زمان گرفتن قدرت در افغانستان ان هم با مهندسی انتخابات همواره تلاش نمود که گروه‌های  دیگر سیاسی را نادیده بگیرد و قدرت را در مثلث ارگ نگهدارد که این باعث شد سیاسیون از عملکردهای غنی ناراض گردند و برای ضربه زدن به غنی و این‌که غنی را از قدرت کنار بزنند به نحوی بی تفاوتی اختیار کردند و عملاً دچار اشتباه محاسباتی گردند . عده‌ی از سیاسیون به این عقیده بودند اگر نظام تضعیف شود غنی از قدرت کنار می‌رود و افغانستان شاهد یک حکومت موقت و عبوری خواهد شد اما آن‌ها با این‌که در یک اشتباه بزرگ سیاسی قرار گرفتند و آقای غنی با یک حرکت تاکتیکی توانست قدرت را به طالبان واگذار کند همه را غافلگیر کرد . برنامه‌های خروج نیروهای نظامی خارجی، به ویژه نیروهای ایالات متحده و ناتو، به عنوان یک عامل مهم در کاهش قدرت نظامی و مالی دولت افغانستان مطرح بود و تأثیر زیادی بر پایداری آن داشت. که در نتیجه نظام از هم پاشید. با این حال باید  تصریح نمود که نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان داری پتانسیل قوی و روحیه جنگی توان مقابله با طالبان را داشتند اما ضعف رهبری باعث شد که نتوانند در مقابل طالبان ایستاده شوند . اگرچه پیش‌بینی دقیق زمان و نحوه سقوط دشوار بود، اما علائم و نشانه‌های مشکلات ساختاری و امنیتی می‌توانستند به تحلیلگران و کارشناسان کمک کنند تا نسبت به وقوع چنین تحولی هشدار دهند. نیروهای امنیتی افغانستان توانایی‌هایی برای جلوگیری از سقوط کشور به دست طالبان   را داشتند، اما رهبری این نیروها ان‌ها را در یک سردرگمی فرو برد . با این حال طالبان و مردم افغانستان نگاه متفاوتی به این روز دارد طالبان از این روز به عنوان جشن پیروزی تجلیل می‌کنند و برای بیشتر از مردم افغانستان این روز آغاز یک  تراژیدی است سقوط افغانستان به‌دست طالبان، تراژیدی تلخی بود که افغانستان را به‌یکبارگی در شوک و بدبختی غرق کرد و تا امروز که سه‌سال  از به‌قدرت رسیدن این گروه می‌گذرد، هیچ کشوری، آن‌ها را به رسمیت نشناخته است نویسنده: جواد رسولی خبرگزاری دیده‌بان افغانستان

Farsi, اخبار, افغانستان, انتخاب سردبیر, تحلیل و گزارش, تفسیر تخصصی

وزارت خارجه آمریکا: رژیم طالبان هم‌چنان به رسمیت شناخته نشده است

ودانت پاتل، معاون سخنگوی وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا، با اعلام موضع روشن این کشور در برابر رژیم طالبان، تأکید کرد که این گروه هنوز به رسمیت شناخته نشده و تا کنون هیچ کشوری نیز رژیم طالبان را به‌عنوان دولت مشروع افغانستان نپذیرفته است. پاتل این اظهارات را روز چهارشنبه، ۱۴ آگست، در یک نشست خبری بیان کرد و افزود که برای طالبان مسیر عادی‌سازی روابط با جامعه بین‌المللی به‌طور کامل مسدود نیست، اما برای دستیابی به این هدف، آن‌ها باید به‌طور اساسی وضعیت حقوق بشر در افغانستان را بهبود بخشند. او تصریح کرد که رعایت حقوق بشر یکی از مهم‌ترین معیارهایی است که جامعه جهانی در ارزیابی طالبان مد نظر دارد. این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که طالبان همزمان با سومین سالگرد تسلط دوباره خود بر افغانستان، مراسمی نظامی با استفاده از تجهیزات پیشرفته به‌جا مانده از نیروهای آمریکایی برگزار کردند. این رژه نظامی در کابل به‌عنوان نمادی از قدرت‌نمایی طالبان و همچنین پیامی به جامعه جهانی برگزار شد. مقام‌های طالبان در این مراسم تأکید کردند که خواهان عادی‌سازی روابط با کشورهای جهان هستند و بر ضرورت این امر پافشاری کردند. با این حال، جامعه بین‌المللی، به ویژه ایالات متحده، همچنان تأکید دارد که بدون بهبود وضعیت حقوق بشر و ایجاد تغییرات ملموس در رفتار طالبان، به‌رسمیت شناختن این رژیم امکان‌پذیر نخواهد بود. این موضع‌گیری، به‌ویژه در زمینه حقوق زنان، آزادی بیان، و حقوق اقلیت‌ها، از موضوعات کلیدی است که طالبان باید به آن‌ها توجه کنند تا بتوانند از انزوای بین‌المللی خارج شوند. در همین راستا، آمریکا و دیگر کشورها، با تأکید بر اهمیت احترام به تعهدات بین‌المللی و حقوق بشر، همچنان به طالبان فشار می‌آورند تا به مسئولیت‌های خود در قبال مردم افغانستان عمل کنند. این در حالی است که تا کنون هیچ نشانه‌ای از تغییر جدی در سیاست‌های طالبان مشاهده نشده و این گروه همچنان به شیوه‌های سرکوبگرانه خود ادامه می‌دهد، که همین مسئله باعث شده است تا جامعه جهانی از به‌رسمیت شناختن آن‌ها خودداری کند.

Farsi, اخبار, افغانستان, انتخاب سردبیر

رسالت نویسندگان و روشنفکران افغانستان در افشای جنایات طالبان

افغانستان، سرزمین تاریخ و فرهنگ، امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند قلم‌ها و اندیشه‌های روشنگر است. در شرایط کنونی که طالبان بار دیگر بر این کشور سایه افکنده‌اند و با قساوت و خشونت بی‌حد و مرز، زندگی و حقوق اساسی مردم را به چالش کشیده‌اند، وظیفه نویسندگان و روشنفکران این سرزمین سنگین‌تر و خطیرتر از همیشه است. تاریخ نشان داده است که در دوران‌های تاریک، این قلم‌ها و اندیشه‌ها بوده‌اند که چراغ حقیقت را روشن نگاه داشته و در برابر ظلم و استبداد ایستادگی کرده‌اند. امروز نیز رسالت آنها افشای جنایات و بیدادهایی است که طالبان بر مردم این سرزمین روا می‌دارند. نویسندگان به مثابه صدای بی‌صداها در دنیایی که سکوت می‌تواند همدستی با ظلم باشد، نویسندگان افغانستان موظفند که صدای بی‌صداها شوند؛ صدای زنانی که حقوق‌شان پایمال شده، کودکانی که از تحصیل و زندگی محروم گشته‌اند، و مردمی که در وحشت و ناامنی به سر می‌برند. این نویسندگان باید با دقت و صداقت، روایت‌گر این جنایات باشند. هر کلمه‌ای که به نگارش درمی‌آید، باید شهادتی بر ظلم‌هایی باشد که بر مردم این سرزمین روا می‌شود. مستندسازی این جنایات، نه تنها به عنوان یک وظیفه انسانی، بلکه به عنوان یک مسئولیت تاریخی، در برابر آیندگان است. نویسندگان باید از هر وسیله‌ای که در اختیار دارند، اعم از مقاله، داستان، شعر و گزارش، برای به تصویر کشیدن این جنایات استفاده کنند. این مستندسازی‌ها می‌تواند در آینده به عنوان سندی از دوران ظلم و استبداد طالبان، به کار آید. تحلیل و نقد ایدئولوژی طالبانی روشنفکران افغانستان باید فراتر از افشای جنایات روزمره، به تحلیل و نقد عمیق ایدئولوژی طالبانی بپردازند. این ایدئولوژی که ریشه در تفکراتی بسته و ضد انسانی دارد، باید با نگاه‌های علمی و پژوهشی مورد بررسی قرار گیرد. روشنفکران وظیفه دارند که با نقد علمی و منطقی، این ایدئولوژی را برای مردم و جامعه جهانی باز کنند و نشان دهند که طالبان با تفکراتشان، تهدیدی برای نه تنها افغانستان بلکه برای کل بشریت هستند. تحلیل و نقد این تفکرات می‌تواند به روشنگری در سطح ملی و بین‌المللی کمک کند و زمینه را برای مقابله با این افکار افراطی فراهم سازد. مسئولیت اخلاقی در حمایت از زنان و کودکان زنان و کودکان افغانستان، که بیشترین آسیب را از تسلط طالبان دیده‌اند، بیش از هر زمان دیگری نیازمند حمایت‌اند. نویسندگان و روشنفکران، با شناخت عمق این فاجعه، باید صدای این قشر مظلوم را به گوش جهانیان برسانند. در زمانی که طالبان تلاش می‌کنند تا این صداها را خاموش کنند، نویسندگان باید با شجاعت و تعهد، به حمایت از آنان بپردازند. این حمایت‌ها می‌تواند از طریق نگارش مقالات، گزارش‌ها و داستان‌هایی باشد که توجه جامعه جهانی را به وضعیت وخیم این افراد جلب کند. علاوه بر این، تلاش برای ایجاد پیوندهای بین‌المللی و استفاده از فضای رسانه‌ای برای برجسته‌سازی این مسائل، می‌تواند نقشی کلیدی در تغییر نگرش‌ها و جلب حمایت‌های بین‌المللی ایفا کند. افغانستان امروز، بیش از هر زمان دیگری به نویسندگان و روشنفکرانی نیاز دارد که با شجاعت و مسئولیت، در برابر ظلم طالبان ایستادگی کنند. این رسالت، تنها یک وظیفه ملی نیست، بلکه یک وظیفه انسانی و جهانی است. نویسندگان و روشنفکران افغانستان باید با استفاده از قدرت قلم و اندیشه، پرده از جنایات طالبان بردارند و با تحلیل‌های دقیق و علمی، ریشه‌های این ظلم و استبداد را به جهانیان نشان دهند. در نهایت، این رسالت تاریخی نه تنها به حفظ حافظه جمعی مردم افغانستان کمک خواهد کرد، بلکه به عنوان سندی از مقاومت و ایستادگی در برابر ظلم، برای آیندگان باقی خواهد ماند. وظیفه‌ای که اگر با دقت و تعهد انجام شود، می‌تواند در تاریخ این سرزمین به عنوان نقطه عطفی در مبارزه با استبداد و ظلم ثبت شود. حامیه نادری

Farsi, اخبار, افغانستان, تیتر چهارم, حقوق بشر, حقوق زنان

سازمان ملل: طالبان با صدور ۷۰ فرمان حقوق و آزادی‌های زنان افغانستان را سرکوب کرده‌اند

بخش زنان سازمان ملل متحد به‌تازگی در بیانیه‌ای به مناسبت سومین سالگرد سقوط جمهوریت و تسلط طالبان بر افغانستان، از وضعیت نگران‌کننده حقوق زنان در این کشور خبر داده است. این سازمان اعلام کرده که طالبان در سه سال گذشته با صدور ۷۰ فرمان، به‌طور سیستماتیک استقلال، حقوق، و زندگی روزمره زنان و دختران افغانستان را تحت حمله قرار داده‌اند. در بیانیه‌ای که روز سه‌شنبه، ۲۳ اسد، منتشر شد، آمده است که «ده‌ها سال پیشرفت در زمینه برابری جنسیتی در افغانستان، به دستورات ظالمانه و محدودیت‌های اعمال شده توسط طالبان نابود شده است.» این دستاوردها، که با تلاش‌های بین‌المللی و داخلی در دوران جمهوریت به‌دست آمده بود، حالا به یک باره از بین رفته و زنان افغان بار دیگر در وضعیت حاشیه‌ای و نادیده‌گرفته‌شده قرار گرفته‌اند. سازمان ملل در ادامه بیانیه خود به نتایج یک نظرسنجی به نام «صداهای زنان برای صلح همه‌شمول و پایدار» که در سال ۲۰۲۳ انجام شده، اشاره کرده است. بر اساس این نظرسنجی، ۹۸ درصد زنان در افغانستان احساس می‌کنند که تأثیر کمی بر تصمیم‌گیری‌های جامعه خود دارند یا اصلاً هیچ تأثیری ندارند. این آمار نگران‌کننده نشان می‌دهد که زنان افغان به‌طور کامل از فرآیندهای تصمیم‌گیری و اجتماعی کنار گذاشته شده‌اند. همچنین، وضعیت سلامت روانی زنان افغانستان نیز در این بیانیه مورد توجه قرار گرفته است. طبق اعلام سازمان ملل، ۶۸ درصد از زنان افغان گزارش داده‌اند که سلامت روان آن‌ها به‌شدت بدتر شده است. فشارهای ناشی از محدودیت‌های اعمال‌شده توسط طالبان، عدم دسترسی به فرصت‌های آموزشی و شغلی، و همچنین خشونت‌های روانی و جسمی، از جمله عواملی هستند که به این وضعیت دامن زده‌اند. یکی دیگر از آمارهای تکان‌دهنده این بیانیه نشان می‌دهد که هشت درصد از شهروندان افغانستان می‌گویند دست‌کم یک زن یا دختر را می‌شناسند که اقدام به خودکشی کرده است. این رقم نگران‌کننده بیانگر عمق بحران روانی و اجتماعی است که زنان افغان با آن مواجه هستند. سازمان ملل متحد با تأکید بر اینکه طالبان با استفاده از ابزارهای سرکوب و قوانین سخت‌گیرانه، زنان و دختران را به حاشیه رانده‌اند، از جامعه بین‌المللی خواست تا برای حمایت از حقوق زنان افغان و پایان دادن به این وضعیت نگران‌کننده، اقدام‌های بیشتری انجام دهد. این در حالی است که طالبان از زمان به‌دست گرفتن کنترل افغانستان، به‌طور خودسرانه زنان و دختران را از حقوق اساسی‌شان محروم کرده‌اند، بسیاری از آنان را بدون دلیل موجه بازداشت، شکنجه، و زندانی کرده‌اند و به‌طور کلی فضایی از ترس و سرکوب برای زنان در سراسر کشور ایجاد کرده‌اند. این بیانیه نشان‌دهنده اوج بحران حقوق بشر در افغانستان و نیاز فوری به توجه بین‌المللی و اقدامات موثر برای محافظت از زنان و دختران این کشور است حامیه نادری

Farsi, اخبار, افغانستان, اول, تیتر سوم

قطع‌نامه جنبش زنان حماسه‌آفرین افغانستان: سه‌سال سرکوب و فراخوان به اقدام جهانی

در تاریخ ۱۵ اگست، جنبش زنان حماسه‌آفرین افغانستان به مناسبت سومین سالگرد سقوط جمهوریت و آغاز حاکمیت طالبان، بیانیه‌ای صادر کرد که در آن به شدت سیاست‌ها و اقدامات سرکوبگرانه طالبان علیه مردم افغانستان، به‌ویژه زنان و دختران، محکوم شده است. این جنبش در بیانیه خود، دوره حاکمیت طالبان را یکی از سیاه‌ترین و ستمگرانه‌ترین فصل‌های تاریخ افغانستان معرفی کرده و بر لزوم مقاومت و اقدام جمعی در برابر این رژیم تأکید کرده است. در این قطعنامه، جنبش زنان حماسه‌آفرین به صدور بیش از ۷۰ فرمان ضد زنان توسط طالبان اشاره کرده و این اقدامات را به‌عنوان نمادی از آپارتاید جنسیتی و حمله‌ای آشکار به حقوق و آزادی‌های زنان دانسته است. جنبش یادآور می‌شود که این فرمان‌ها زنان را از دسترسی به خدمات بهداشتی و اجتماعی محروم کرده و آن‌ها را در برابر خشونت و نابرابری اجتماعی، آسیب‌پذیرتر از همیشه کرده است. این جنبش از تمامی مردم افغانستان خواسته است که در برابر این ظلم و ستم‌ها بی‌تفاوت نباشند و با اعتراض و مقاومت فعال، سیاست‌های سرکوبگرانه طالبان را به چالش بکشند. در این بیانیه، بر اهمیت اتحاد و همبستگی ملی در مبارزه برای بازپس‌گیری حقوق از دست رفته تأکید شده و از تمامی شهروندان دعوت به همکاری و ایستادگی در برابر این رژیم شده است. همچنین، جنبش زنان حماسه‌آفرین از جامعه بین‌المللی به دلیل عدم واکنش قاطع به نقض‌های گسترده حقوق بشر در افغانستان انتقاد کرده و خواستار اقدامات فوری و عملی برای پایان دادن به جنایات طالبان شده است. این جنبش از دولت آمریکا خواسته است که کمک‌های خود به طالبان را به طور کامل متوقف کند و از تمامی کشورهای جهان خواسته تا طالبان را به رسمیت نشناسند و از هرگونه حمایت مالی یا سیاسی از آن‌ها خودداری کنند. در پایان، این جنبش بر تعهد خود به مبارزه برای حقوق بشر و اصول دموکراتیک تأکید کرده و اعلام نموده که این مبارزه تا تحقق آزادی، عدالت و صلح پایدار در افغانستان ادامه خواهد یافت. خبرگزاری دیده‌بان افغانستان

Farsi, اخبار, افغانستان, انتخاب سردبیر, تیتر دوم

نابودی آزادی بیان؛ زندانی شدن بیش از ۳۰۰ روزنامه‌نگار در سه‌سال گذشته

خبرنگاران افغانستان در تبعید، مستقر در اروپا و آمریکای شمالی، با ابراز نگرانی از وضعیت وخیم آزادی بیان در افغانستان تحت سلطه طالبان، اعلام کردند که در سه سال گذشته، این گروه ۳۰۹ روزنامه‌نگار و کارمند رسانه‌ای را زندانی کرده است. به گزارش این خبرنگاران، طالبان به‌طور متوسط هر سه روز یک روزنامه‌نگار را بازداشت کرده‌اند، و این روند بازداشت‌ها به‌طور رسمی تأیید شده است. با این حال، تعداد واقعی بازداشت‌ها احتمالاً بیشتر است، زیرا بسیاری از خبرنگاران از گزارش بازداشت خود خودداری کرده‌اند. طبق این گزارش، ۶۹ خبرنگار و کارمند رسانه‌ای به‌طور مداوم در زندان‌های طالبان نگه‌داری شده‌اند. علاوه بر این، خشونت‌ها علیه خبرنگاران در حال افزایش است، به‌طوری که تنها در پنج ماه نخست سال ۱۴۰۳، ۱۱۷ مورد خشونت علیه خبرنگاران و رسانه‌ها ثبت شده است. سال‌های ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ نیز به ترتیب شاهد ۱۶۳ و ۱۳۲ مورد خشونت علیه خبرنگاران بوده‌اند. این گزارش همچنین به کاهش بی‌سابقه تعداد رسانه‌های فعال در افغانستان تحت حاکمیت طالبان اشاره می‌کند، به‌طوری که کمتر از ۳۵ درصد از رسانه‌های دوران جمهوری اسلامی هنوز فعال هستند و بسیاری از آن‌ها به دلیل محدودیت‌های طالبان تعطیل شده‌اند. همچنین، ۹۵ درصد از خبرنگاران و کارکنان رسانه‌ای زن شغل خود را در این مدت از دست داده‌اند. از میان ۱,۸۰۰ کارمند رسانه‌ای و روزنامه‌نگار زن در دوران جمهوری اسلامی، تنها حدود ۵۰ نفر از آن‌ها تحت محدودیت‌های شدید طالبان همچنان به فعالیت ادامه می‌دهند. خبرنگاران افغانستان در تبعید، طالبان را مسئول نابودی آزادی بیان و رسانه‌ها در سه سال گذشته می‌دانند. این گزارش در حالی منتشر شده که چند روز پیش، سازمان حمایت از خبرنگاران افغانستان نیز اعلام کرده بود که طالبان از آغاز تسلط خود بر کشور، محدودیت‌های شدیدی بر فعالیت رسانه‌ها اعمال کرده‌اند. حامیه نادری

Farsi, اخبار, تیتر اول, جهان

ایران در کمین فرصت؛ پاسخ احتمالی به اسرائیل چه خواهد بود؟

  تنش ایران و اسرائیل تاریخ پردامنه، پیچیده‌ و چندلایه‌ دارد. موقعیت ژئوپلیتیک، اختلافات ایدئولوژیک و برنامه‌های استراتژیک منطقه‌ای‌  دو طرف، لایه‌های این تنش را می‌سازند.  در روز‌های پسین، حملات هدف‌مندانه و حساب‌شده اسرائیل، بار دیگر این تنش را شدت بخشید، منازعه را داغتر ساخت و همه دریچه‌های را که ممکن بود به صلح بی‌انجامد تا اندازه‌ی مسدود کرد. اسرائیل به سفارت ایران در دمشق حمله کرد، اسماعیل هنیه رهبر سیاسی حماس در قلب تهران ترور شد و به این ترتیب به حاکمیت ملی، تمامیت ارضی و غرور ملی ایران صدمه وارد شد. حالا در گرماگرم این کشاکش و تنش‌، پرسش اساسی اینست که پاسخ احتمالی ایران چه خواهد بود؟ آیا ایران به یک جنگ تمام‌عیار دامن خوهد زد؟  اقدام تلافی‌جویانه ایران علیه اسرائیل چه خواهد بود؟ در این نبشتار پاسخ‌های احتمالی که ایران ممکن است در یک اقدام تلافی‌جویانه برعلیه اسرائیل به‌کار گیرد، برپایه سوابق تاریخی، پویایی‌های ژئوپلیتیک فعلی و محاسبات استراتژیک منطقه‌ای، بررسی می‌شود.   ریشه‌ها و بسترهای تاریخی تنش ایران اسرائیل از نظر تاریخی، روابط ایران و اسرائیل به‌طور قابل توجهی در دوران سلطنت رضاشاه پهلوی دوستانه بود. ایران از معدود کشورهای اسلامی بود که رسماً دولت اسرائیل را به رسمیت شناخت و همکاری گسترده‌ای با اسرائیل به‌ویژه در حوزه نظامی داشت. مشخصه‌ی این دوره، منافع متقابل و همسویی استراتژیک بود. با این‌حال، این رابطه پس از انقلاب اسلامی 1979 دچار تحول شگرفی شد. سرنگونی رژیم پهلوی و ظهور جمهوری اسلامی سیاست خارجی ایران را از بنیاد متحول کرد. در چشم‌انداز سیاسی جدید، دوست به دشمن تبدیل شد. انگیزه‌های این تغییر نگرش، ترکیبی از عوامل ایدئولوژیک، سیاسی و استراتژیک بود. موضع جدید دولت ایران، اسرائیل را به‌عنوان یک دشمن سرسخت تعریف کرد. بر بنیاد این سیاست، ایران به شدت از گروه‌های ضد اسرائیلی مانند حزب‌الله و حماس، حمایت کرد و تقابل ایران و اسرائیل شروع شد. در نهایت این امر پای قدرت‌های بزرگ را به میدان کشید و منجر به درگیری ناپایدار و گاهی پایدار در منطقه شد. ترورها، تنش‌افزایی و پاسخ‌های مورد انتظار  حمله اخیر اسرائیل به سفارت ایران در دمشق و سپس ترور اسماعیل هنیه در قلب تهران باعث تشدید جنگ و بروز موج جدیدی از خصومت‌ میان اسرائیل و ایران شده و هرگونه پیشرفت  را که ممکن بود منجر به راه‌حل دیپلماتیک شود، برای یک مدت طولانی ناممکن ساخت. کنش‌های هدف‌مندانه‌ی اسرائیل، از یک‌طرف غرور ملی ایران را خدشه دارد ساخت و از بعد دیگر ترور هنیه در قلب تهران نشان داد که ایران در حفاظت از مهمان‌ و متحدان اصلی خود ضعیف عمل می‌کند. روی‌همرفته، همه این مسایل سبب شد که اعتبار و نفوذ رژیم ایران در میان هوداران و گروه‌های ضد اسرائیلی که شریک‌های اصلی ایران در مقابله با اسرائیل هستند کمتر شود و تاثیر منفی روی روابط شان بگذارد. این امر، ایران را در یک مخمصه و تنگنای جدی رفتاری قرار داده است. ایران ناگذیر است برای احیای پرستیژخود برگرداندن غرور ملی خود و نیز برای اقناع متحدانش و جلب رضایت آن‌ها به اقدامات تلافی‌جویانه علیه اسرائیل دست بزند. پاسخ‌های احتمالی ایران  چند گزینه زیر می‌تواند باشد. ترور هدفمند رهبران اسرائیل یکی از پاسخ‌های که ایران ممکن است به اسرائیل بدهد، ترور یکی از اشخاص کلیدی  اسرائیل است. این رویکرد به عنوان شکل مستقیم انتقام‌جویی عمل می‌کند و به ایران اجازه می‌دهد تا به هسته رهبری اسرائیل ضربه بزند. هدف اولیه دو چیز خواهد بود: نخست، ارسال پیام قوی بازدارندگی به قدرت و نفوذ اسرائیل باشد. دوم، ایران تلاش می‌کند که به جهان، متحدان و شهروندان خود بگوید که قدرت ضربه‌زدن به قلب رهبری اسرائیل را دارد. به‌عبارت دیگر، ایران با یک تیر دو نشان را هدف قرار می‌دهد. انتقام می‌گیرد و نفوذ خود را در مغز اسرائیل نشان می‌دهد و هم جایگاه خود را در میان متحدان خود تقویت می‌کند. اما این گزینه‌ کمتر محتمل است. چون از یک‌طرف، ظرفیت عملیاتی ایران در داخل اسرائیل محدود است و چنین ترور هدف‌مندی را از نظر لوجستیکی چالش‌برانگیز می‌کند. از طرف دیگر، اسرائیل با دستگاه امنیتی قوی خود و حمایت متحدان استراتژیک خود مانند واشنگتن، به‌خوبی برای مقابله با چنین تهدیداتی آماده است. مجموعه این عوامل احتمال اجرای موفقیت‌آمیز این گزینه را نسبتاً کم می‌کند. پاسخ دیپلماتیک و نرم یکی دیگر از پاسخ‌های که ایران ممکن است در واکنش به نقض حاکمیت خود، به اسرائیل بدهد. معرفی اسرائیل به‌عنوان یک دولت قانون‌شکن و جنگ‌طلب که به قوانین و مقررات بین‌المللی ارزشی قایل نیست و با اقدامات خود منطقه را می‌خواهد بیشتر مشتنج و شکننده بسازد. ایران با محکوم‌ کردن علنی رفتار اسرائیل به‌عنوان نقض مقررات بین‌المللی، می‌تواند این موضوع را به‌جای یک مناقشه دوجانبه، موضوعی نگران‌کننده جهانی قرار دهد. بنابراین، ایران می‌تواند از راه‌های دیپلماتیک و در پلتفورم‌های بین‌المللی مانند سازمان ملل، به‌دنبال محکومیت اقدامات اسرائیل و اعمال فشار برآن باشد. همچنین، می‌تواند از طریق دادگاه‌های بین‌المللی اقدام به پیگیری حقوقی این حادثه کند. از طریق این اقدامات، ایران می‌تواند وجهه اسرائیل را در عرصه بین‌الملی و نزد افکار جهانی به چالش بکشد، به دنبال پاسخگویی باشد و بر افکار جهانی تأثیر بگذارد و همه این‌ها را در خدمت تقویت موقعیت خود در جامعه بین‌المللی به‌کار گیرد. تشدید جنگ‌های نیابتی علیه اسرائیل گزینه خیلی محتمل دیگر، راه‌اندازی جنگ‌های نیابتی گسترده و شدید علیه اسرائیل می‌باشد. در این راستا، ایران در قدم نخست، به تقویت مالی، تسلیحاتی، استخباراتی و سیاسی گروه حماس خواهد پرداخت. چنانکه این موضوع را می‌توان در جانشینی هنیه نیز دید. یحی السنوار که جانشین هنیه شد فردی است که طرفدار تشدید جنگ و باورمند به راه‌حل نظامی است و با ایران روابط نزدیک دارد. مطمیناً، ایران در این گزینش نقشی اساسی داشته است و این گزینش در راستای تشدید جنگ‌ها علیه اسرائیل است. افزون برآن، ایران به حمایت خود از شبکه‌ای گروه‌های نیابتی‌اش در سراسر خاورمیانه از جمله حزب‌الله لبنان و شبه نظامیان مختلف در سوریه و عراق قویتر ادامه خواهد داد. این گروه‌ها در بیشتر موارد به نفع ایران عمل می‌کنند. در پاسخ به اقدامات اخیر اسرائیل و انتقام از این کشور، ایران حمایت خود را از گروه‌های نیابتی نیز افزایش بیشتر خواهد کرد و تعداد حملات علیه منافع اسرائیل را افزایش خواهد داد. این ممکن است به‌صورت افزایش حملات موشکی، حملات سایبری، یا ناآرامی‌های سازمانیافته در امتداد مرزهای

Farsi, اخبار, افغانستان, تیتر چهارم

سه‌سال سیاه و نحس زیر سایه‌ی پرچم سفید

هم‌زمان با سومین سالگرد سقوط حکومت جمهوریت و بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان، سازمان عفو بین‌الملل با انتشار گزارشی ابراز نگرانی کرده که نادیده‌گرفتن بحران حقوق بشر در افغانستان، لکه ننگی بر وجدان جهانی است. این گزارش با اشاره به وضعیت ناگوار جامعه افغانستان تحت سلطه طالبان، تأکید می‌کند که مردم افغانستان در سه سال گذشته با ناامیدی عمیقی مواجه بوده‌اند. این سازمان خاطرنشان می‌کند که طالبان به طور مداوم حقوق بشر را نقض کرده و با بی‌اعتنایی به قوانین بین‌المللی، جنایات خود را بدون هیچ‌گونه مجازاتی علیه مردم افغانستان، به‌ویژه زنان و دختران، ادامه داده‌اند. عفو بین‌الملل در این گزارش بر پایه گفتگوهای گسترده با صدها تن از فعالان حقوق بشر، دانشگاهیان، معترضان زن و جوانان افغان، و نیز نمایندگان جامعه مدنی و رسانه‌ها، ناامیدی عمیق جامعه افغانستان از عدم واکنش جهانی و نگرانی‌ها برای آینده را مستند کرده است. این گفتگوها با افراد مستقر در داخل و خارج از افغانستان، در بیش از ۱۰ کشور جهان، از جمله ایالات متحده، بریتانیا، آلمان، فرانسه، بلژیک، سوئد، اسپانیا، ایتالیا، کانادا و هند انجام شده است. یکی از سخنگویان عفو بین‌الملل در جنوب آسیا اظهار داشته که با نمایندگانی از تمامی اقشار جامعه افغانستان در سراسر جهان صحبت شده و اکثریت آنها بر این باورند که جامعه جهانی افغانستان را به حال خود رها کرده است. وی افزوده است: “جامعه جهانی نه تنها طالبان را برای جنایاتشان مورد مؤاخذه قرار نداده، بلکه نتوانسته است یک مسیر استراتژیک برای کاهش آسیب‌ها به مردم افغانستان ایجاد کند. پس از سه سال، ناکامی در مقابله با بحران حقوق بشر در افغانستان، ننگی برای جهان است.” بیش از بیست فعال حقوق بشر و زنان افغان به این سازمان گزارش داده‌اند که طالبان آنها را از تمام جنبه‌های زندگی اجتماعی و حرفه‌ای کنار زده‌اند. بسیاری از این زنان که در حوزه‌های مختلفی چون قانون، سیاست، رسانه و آموزش فعال بودند، اکنون خود را از دسترسی به هر گونه فرصت شغلی یا مشارکت اقتصادی و فرهنگی محروم می‌بینند. یکی از این زنان فعال در شمال افغانستان گفته است: “به زنانی که شغل و موقعیت اجتماعی خود را از دست داده‌اند، گفته می‌شود که این وضعیت حق آن‌هاست و بازگشت طالبان گامی مثبت برای از بین بردن کسانی است که به نام حقوق بشر و حقوق زنان، فساد اخلاقی را ترویج می‌کردند.” سازمان عفو بین‌الملل در گزارش خود یادآور شده که طالبان ادعاهای خود مبنی بر پیروی از “شریعت و فرهنگ افغانستان” را بهانه کرده و هرگونه اتهامات مربوط به آزار و اذیت جنسیتی را رد کرده‌اند. یکی از معلمان در شمال افغانستان در این باره اظهار داشت: “به ما گفته شد که طالبان تغییر کرده‌اند. به ما گفته شد که نباید تلاش‌های صلح را مختل کنیم. به ما گفته شد که دنیا از ما حمایت خواهد کرد. اما امروز ما در تنهایی با مصیبت‌های خود دست و پنجه نرم می‌کنیم.” نظام قضایی رسمی افغانستان پس از بازگشت طالبان به قدرت، عملاً فروپاشید. در گزارشی که عفو بین‌الملل در نوامبر ۲۰۲۲ منتشر کرد، آمده است که رهبران طالبان دستور اجرای کامل قوانین شریعت را صادر کرده‌اند. یکی از وکلای افغان که اکنون در تبعید به سر می‌برد، به این سازمان گفته است: “طالبان اعلام کرده‌اند که نیازی به حضور وکیل در دادگاه‌ها نیست. آنها به سیستم‌های عدالت باور ندارند و تنها به تفسیر خود از قوانین شریعت، که توسط روحانیون مذهبی بدون هیچ‌گونه آموزش رسمی حقوقی انجام می‌شود، متکی هستند.” عفو بین‌الملل همچنین ابراز نگرانی کرده که طالبان با بازگرداندن مجازات‌های بدنی، از جمله شلاق‌زدن، اعدام، و سایر اشکال شکنجه در محضر عام، به شدت قوانین بین‌المللی را نقض می‌کنند. این سازمان همچنین از کاهش فضای مدنی در افغانستان ابراز نگرانی کرده و تأکید می‌کند که مدافعان حقوق بشر، از جمله زنان معترض، سازمان‌های مردمی، رسانه‌ها و فعالان سیاسی اکنون به عنوان دشمنان طالبان تلقی می‌شوند. بر اساس این گزارش، بسیاری از منتقدان طالبان به دلیل ترس از انتقام‌جویی مجبور به ترک افغانستان شده‌اند و در کشورهای همسایه با چالش‌های قانونی و مالی زیادی روبرو هستند. یکی از فعالان حقوق زنان که اکنون در آمریکا در تبعید به سر می‌برد، گفته است: “کسانی از ما که در تبعید هستیم، به دلیل دوری از افغانستان، از مشارکت مشروع در مسائل کشور محروم شده‌ایم.” مدافعان حقوق بشر نیز احساس می‌کنند که بحران حقوق بشر در افغانستان به دلیل تبلیغات طالبان مبنی بر برقراری امنیت و رشد اقتصادی در کشور، کمتر جدی گرفته می‌شود. یکی از این مدافعان که اکنون در آمریکا زندگی می‌کند، گفته است: “همان کسانی که قبلاً خود را منفجر می‌کردند و غیرنظامیان و نیروهای امنیتی را می‌کشتند، اکنون که در قدرت هستند، دست از این کارها برداشته‌اند و به همین دلیل افغانستان امن‌تر به نظر می‌رسد.” در پایان، عفو بین‌الملل بر لزوم هماهنگی و همکاری همه بازیگران فعال در افغانستان برای یافتن راه‌حل‌های بلندمدت تأکید کرده و از جامعه جهانی خواسته است که به حمایت از تلاش‌ها برای پایان دادن به بحران حقوق بشر در افغانستان متعهد بماند. حامیه نادری

Scroll to Top