August 19, 2024

Farsi, اخبار, افغانستان, تیتر پنجم

بنیاد خیریه قطره برای ۳۰ دختر محروم از آموزش نرسنگ فراهم می‌کند

در شرایطی که تحصیل دختران بالاتر از صنف ششم در سراسر کشور ممنوع شده است، یک بنیاد خیریه با نام “قطره” اعلام کرده است که برای ۳۰ دانشجو دوره‌ی آموزشی نرسنگ فراهم کرده است. این بنیاد در پیامی که در صفحه‌ی اکس منتشر کرده، بیان داشته که این دوره‌ی آموزشی به صورت بلندمدت برگزار می‌شود و هدف آن تکمیل آموزش‌های نرسنگ برای دانشجویان است. براساس اطلاعیه‌ی منتشرشده، این دانشجویان آموزش‌های عملی خود را در کلینیک‌های مشخص آغاز کرده‌اند. همچنین، این بنیاد افزوده است که روند جذب دانشجویان جدید همچنان ادامه دارد. در این اطلاعیه آمده است که در این دوره‌های آموزشی، دخترانی که توانایی پرداخت شهریه، مواد آموزشی و رفاهی را ندارند، پذیرفته شده‌اند. هدف اصلی از اجرای این برنامه، توانمندسازی زنان و دختران در جامعه و کمک به افراد مستعدی است که به دلیل شرایط کنونی کشور، از ادامه‌ی تحصیل محروم شده‌اند. این برنامه‌ی آموزشی در حوزه‌ی پزشکی در حالی برگزار می‌شود که طالبان پس از به دست گرفتن قدرت، تحصیل دختران بالاتر از صنف ششم را در سراسر کشور ممنوع کرده است. با وجود این ممنوعیت، برخی انستیتوت‌ها در حوزه‌های محدودی مانند قابلگی و نرسنگ، همچنان به مدت دو سال برای دختران دوره‌های آموزشی برگزار می‌کنند.

Farsi, اخبار, افغانستان, سیاست

ملاله یوسف‌زی: افغانستان تحت اشغال طالبان؛ همان گروهی که در سوات موسیقی و تلویزیون را ممنوع کرده بود

ملاله یوسف‌زی، برنده جایزه صلح نوبل و فعال برجسته حقوق زنان، به‌تازگی در اظهاراتی تند، طالبان را به عنوان اشغالگران افغانستان معرفی کرد و به تجربه تلخ خود از این گروه اشاره کرد که در سال ۲۰۰۸ موسیقی و تلویزیون را در دره «سوات» پاکستان ممنوع کرده بودند. بر اساس گزارشی که ددلاین روز دوشنبه، ۲۹ اسد منتشر کرد، یوسف‌زی پس از شرکت در کنسرت «تیلور سوئیفت» در استدیوم مبلی لندن، پایتخت بریتانیا، در صفحه اینستاگرام خود این اظهارات را بیان کرد. او با استفاده از این فرصت، توجه جهانیان را به وضعیت بحرانی زنان و دختران در افغانستان جلب کرد و از محدودیت‌هایی که طالبان بر زندگی و حقوق آنها تحمیل کرده‌اند، انتقاد کرد. یوسف‌زی در پیام خود با اشاره به تاریخچه طالبان گفت: «طالبانی که امروز افغانستان را اشغال کرده‌اند، همان‌هایی هستند که در سال ۲۰۰۸ موسیقی و تلویزیون را در روستای من ممنوع کرده بودند.» او ابراز امیدواری کرد که روزی فرا برسد که دختران افغانستان بتوانند به حقوق کامل خود دست یابند و در جامعه آزادانه مشارکت کنند. این اظهارات در شرایطی مطرح می‌شود که طالبان پس از تسلط دوباره بر افغانستان، نه تنها حقوق زنان را به‌طور جدی محدود کرده‌اند، بلکه با اعمال ممنوعیت‌های گسترده، فرصت‌های تحصیل، کار و مشارکت اجتماعی را نیز از زنان سلب کرده‌اند. اقدامات طالبان باعث نگرانی‌های بین‌المللی گسترده‌ای شده و فشارها بر این گروه برای تغییر سیاست‌های خود در قبال زنان و دختران افزایش یافته است. همچنین، ماه گذشته خورشیدی، بنیاد ملاله یوسف‌زی به شدت به عدم دعوت زنان افغانستان به نشست سوم دوحه اعتراض کرد و این نشست را «غیرمشروع» دانست. این بنیاد تأکید کرد که هیچ تصمیمی در مورد آینده افغانستان نباید بدون حضور و مشارکت فعال زنان گرفته شود. این واکنش‌ها نشان‌دهنده نگرانی عمیق از سوی جامعه بین‌المللی نسبت به نقض فاحش حقوق بشر در افغانستان تحت حکومت طالبان است. اظهارات ملاله یوسف‌زی و اعتراضات او به وضعیت کنونی افغانستان، بر لزوم حمایت فوری و گسترده‌تر جامعه جهانی از زنان افغان و تأمین حقوق اساسی آنان تأکید می‌کند. حمایت از زنان و دختران افغانستان در این برهه حساس نه تنها ضروری، بلکه یک وظیفه اخلاقی و انسانی است. حامیه نادری

Farsi, اخبار, افغانستان, انتخاب سردبیر, تیتر سوم

هشدار آلمان: سفر به افغانستان ممکن است پناهندگی افغان‌ها را لغو کند

نماینده ویژه آلمان در امور توافقات مهاجرت به پناهجویان افغان هشدار داده است که سفر به افغانستان می‌تواند باعث از دست رفتن حق پناهندگی آن‌ها شود. یواخیم شتیمپ، نماینده ویژه آلمان، در گفت‌وگویی با روزنامه بیلد تاکید کرد که آلمان باید به‌روی جهان باز بماند، اما نباید احمقانه عمل کند. وی افزود: “مقامات باید اطمینان حاصل کنند که افرادی که برای حفاظت و پناهندگی در اینجا درخواست داده‌اند، اما برای تعطیلات به کشور خود سفر می‌کنند، به‌سرعت وضعیت پناهندگی خود را از دست داده و از آلمان اخراج شوند.” اندی گروته، سناتور شهر هامبورگ، نیز اظهار داشت که پناهجویانی که ادعا می‌کنند در کشورشان قربانی آزار و اذیت هستند اما به آنجا سفر می‌کنند، وضعیت پناهندگی خود را به‌طور جدی به خطر می‌اندازند. پیش‌تر روزنامه آرتی‌ال گزارش داده بود که برخی از شرکت‌های گردشگری در هامبورگ سفرهای تفریحی به افغانستان را برای افغان‌ها ترتیب می‌دهند. گروته افزود: “اگر مسافرت به افغانستان به‌راحتی امکان‌پذیر باشد، احتمال بازگشت نیز وجود دارد.” اداره مهاجرت و پناهجویی فدرال آلمان نیز اعلام کرده است که سفر پناهجویان به کشور اصلی‌شان فقط تحت شرایط خاصی مانند بیماری شدید یا مرگ یکی از اعضای خانواده مجاز است. این اداره تاکید کرد که پرونده کسانی که به کشور خود سفر کرده‌اند، مورد ارزیابی قرار می‌گیرد و تصمیم نهایی درباره لغو پناهندگی آن‌ها اتخاذ خواهد شد. با این حال، مقامات آلمانی تاکنون اطلاعات دقیقی درباره تعداد افرادی که پناهندگی‌شان لغو شده است، در دست ندارند. افغانستانی‌ها از دهه‌ها پیش به دنبال پناهندگی در آلمان بوده‌اند، اما پس از تسلط دوباره طالبان بر افغانستان، صدها هزار افغان کشور خود را ترک کرده و به آلمان و سایر کشورهای اروپایی و آمریکا پناهنده شده‌اند.

Farsi, اخبار, افغانستان, تیتر دوم, حقوق بشر, حقوق زنان

وضعیت وخیم اقتصادی و حقوق بشری زنان و دختران در افغانستان؛ نیاز فوری به حمایت‌های بین‌المللی‎

وضعیت وخیم اقتصادی و حقوق بشری زنان و دختران در افغانستان؛ نیاز فوری به حمایت‌های بین‌المللی کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان اعلام کرده است که وضعیت اقتصادی و حقوق بشر برای زنان و دختران در افغانستان همچنان وخیم و نگران‌کننده است. در پیامی که این نهاد در برگه‌ی اکس منتشر کرده، تأکید شده است که وضعیت بشردوستانه برای زنان در افغانستان نه‌تنها ناامن است، بلکه به سطحی بحرانی رسیده که نیازمند اقدامات فوری و حمایت‌های بیشتری از سوی جامعه بین‌المللی است. این کمیساریا با اشاره به مشکلات حاد اقتصادی و محدودیت‌های شدید اعمال‌شده توسط طالبان، هشدار داده است که زنان و دختران افغان نیازمند توجه فوری و کمک‌های گسترده‌تری هستند. بر اساس آمارهای سازمان ملل متحد، ۲۳.۷ میلیون نفر در افغانستان به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند که حدود ۸۰ درصد از این نیازمندان را زنان و کودکان تشکیل می‌دهند. از زمان به قدرت رسیدن طالبان، محدودیت‌های شدیدی بر زنان تحمیل شده است که از جمله‌ی آن‌ها، ممنوعیت کار در دفترهای سازمان ملل و موسسه‌های بشردوستانه است. این ممنوعیت‌ها نه‌تنها منجر به مشکلات اقتصادی و از بین رفتن منابع درآمدی خانواده‌های زنان شده، بلکه روند امدادرسانی را نیز با چالش‌های جدی مواجه کرده است. پیش‌تر، برنامه‌ی جهانی غذای سازمان ملل متحد نیز با اشاره به محدودیت‌های اعمال‌شده بر زنان توسط طالبان اعلام کرده بود که ۹۰ درصد خانواد‌ه‌هایی که تحت سرپرستی زنان قرار دارند، به غذای کافی دسترسی ندارند. با توجه به این وضعیت بحرانی، نیاز به اقدامات فوری و حمایت‌های بین‌المللی برای حفظ حقوق بشری و بهبود وضعیت اقتصادی زنان و دختران در افغانستان بیش از پیش احساس می‌شود.

Farsi, اخبار, افغانستان, تیتر اول

سایه‌ی سیاه مجازات جمعی در گروه طالبان: نقض عدالت و اصول انسانی

در هر جامعه‌ای که عدالت به عنوان پایه اصلی حکومت‌داری در نظر گرفته شود، مجازات باید به شکل فردی و متناسب با جرم انجام گیرد. اما در حکومت طالبان، مجازات جمعی به‌عنوان ابزاری برای سرکوب و کنترل جامعه استفاده می‌شود. این رویکرد نه تنها حقوق بشر را نقض می‌کند، بلکه منجر به تخریب بافت اجتماعی و تشدید ناامنی و بی‌اعتمادی در میان افراد جامعه می‌شود. این مقاله به نقد عملکرد طالبان در استفاده از مجازات جمعی می‌پردازد و آن را از منظر حقوق بین‌الملل، حقوق بشر، و اصول اسلامی بررسی می‌کند. مفهوم و تاریخچه مجازات جمعی مجازات جمعی به عنوان یکی از ابزارهای قدیمی سرکوب، در طول تاریخ توسط نظام‌های استبدادی به کار گرفته شده است. این نوع مجازات که به تنبیه گروهی از افراد به دلیل اعمال یک فرد یا بخشی از آن گروه می‌پردازد، به‌طور مستقیم عدالت را نقض می‌کند و به جای اصلاح، جامعه را به سمت خشونت و بی‌اعتمادی سوق می‌دهد. در دوران معاصر، مجازات جمعی به‌عنوان یکی از شیوه‌های متداول سرکوب در حکومت‌های توتالیتر و تمامیت‌خواه دیده می‌شود. طالبان نیز به‌عنوان یک حکومت با ایدئولوژی افراطی، از این ابزار برای تحکیم قدرت و ایجاد رعب و وحشت در میان مردم استفاده می‌کند. مجازات جمعی از منظر حقوق بین‌الملل حقوق بین‌الملل به صراحت استفاده از مجازات جمعی را منع کرده است. ماده 33 کنوانسیون چهارم ژنو یکی از مهم‌ترین اسنادی است که مجازات جمعی را ممنوع کرده و تصریح می‌کند که هیچ شخصی نباید به دلیل اعمالی که توسط دیگران انجام شده، مجازات شود. این اصل بر مسئولیت فردی تأکید دارد و بر اساس آن، هر فرد باید تنها به‌خاطر اعمال خود مورد دادرسی و مجازات قرار گیرد. اساسنامه رم که به تعریف جرایم علیه بشریت می‌پردازد، مجازات جمعی را یکی از مصادیق جرایم جنگی می‌داند. با توجه به این اصول، رفتار طالبان نه تنها نقض حقوق بشر، بلکه جنایت جنگی نیز محسوب می‌شود و جامعه بین‌المللی باید به آن واکنش نشان دهد. اصول حقوق بشر و مخالفت با مجازات جمعی حقوق بشر به عنوان یکی از اصول اساسی تمدن مدرن، بر احترام به کرامت انسانی، حق دادرسی عادلانه و مسئولیت فردی تأکید دارد. اعلامیه جهانی حقوق بشر در ماده 9 تصریح می‌کند که “هیچ‌کس نباید خودسرانه بازداشت، زندانی یا تبعید شود.” این اصل به روشنی مجازات جمعی را رد می‌کند، زیرا این نوع مجازات به صورت خودسرانه و بدون دادرسی منصفانه اجرا می‌شود. مجازات جمعی، که بدون دادرسی عادلانه و نادیده گرفتن حق دفاع انجام می‌شود، آشکارا این اصول را نقض می‌کند. علاوه بر این، این نوع مجازات به‌دلیل اعمال شدن بر افراد بی‌گناه، به‌طور مستقیم با اصل کرامت انسانی در تضاد است. آموزه‌های اسلامی و مخالفت با مجازات جمعی اسلام، به عنوان دینی که بر عدالت و انصاف تأکید دارد، مجازات جمعی را به‌طور کلی رد می‌کند. قرآن کریم در آیه 164 سوره انعام می‌فرماید: “وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ” (هیچ کس بار گناه دیگری را بر دوش نخواهد کشید). این آیه به وضوح بر مسئولیت فردی تأکید دارد و مجازات جمعی را نفی می‌کند. در فقه اسلامی نیز همواره تأکید شده است که هر فرد باید بر اساس اعمال خود مورد قضاوت قرار گیرد و نه به‌خاطر اعمال دیگران. این اصل به‌طور مستقیم با استفاده از مجازات جمعی در تناقض است. از دیدگاه اسلامی، عدالت به معنای رسیدگی به هر فرد به‌صورت مجزا و بر اساس اعمال و نیت‌های اوست، نه به‌عنوان بخشی از یک گروه یا اجتماع. طالبان و استفاده از مجازات جمعی طالبان، با تفسیرهای افراطی و نادرست از شریعت، از مجازات جمعی به‌عنوان ابزاری برای کنترل جامعه و سرکوب مخالفان خود استفاده می‌کند. یکی از نمونه‌های بارز این رویکرد، تخریب منازل کسانی است که به مقاومت در برابر طالبان پرداخته‌اند. علاوه بر این، اعدام‌های دسته‌جمعی و محدودیت‌های شدید علیه زنان و اقلیت‌های مذهبی نیز از دیگر نمونه‌های مجازات جمعی هستند که طالبان به‌کار می‌برد. این اقدامات نشان‌دهنده آن است که طالبان، اصول اسلامی و حقوق بشر را به‌طور کامل نادیده می‌گیرد و تنها به دنبال حفظ قدرت و ایجاد ترس در جامعه است. تأثیرات اجتماعی و روانی مجازات جمعی مجازات جمعی تأثیرات مخربی بر جامعه دارد. این نوع مجازات منجر به ایجاد بی‌اعتمادی، ترس و ناامنی در میان افراد جامعه می‌شود. افرادی که بی‌گناه مورد مجازات قرار می‌گیرند، نه تنها احساس بی‌عدالتی می‌کنند، بلکه این وضعیت می‌تواند منجر به افزایش خشونت و ناآرامی‌های اجتماعی شود. مجازات جمعی همچنین به تخریب پیوندهای اجتماعی و تضعیف انسجام اجتماعی منجر می‌شود. وقتی افراد در جامعه احساس کنند که به دلیل اعمال دیگران ممکن است مورد مجازات قرار گیرند، اعتماد میان افراد جامعه کاهش می‌یابد و این امر منجر به فروپاشی همبستگی اجتماعی می‌شود. استفاده از مجازات جمعی توسط طالبان نشان‌دهنده غیبت کامل عدالت و منطق در حکومت‌داری این گروه است. این رویکرد نه تنها نقض آشکار حقوق بشر و اصول اسلامی است، بلکه به تخریب جامعه و افزایش ناامنی منجر می‌شود. جامعه بین‌المللی باید این اقدامات را به شدت محکوم کرده و از طریق ابزارهای قانونی و دیپلماتیک، طالبان را تحت فشار قرار دهد تا به اصول عدالت و حقوق بشر پایبند باشد. تنها از طریق رعایت این اصول است که می‌توان به ایجاد جامعه‌ای عادلانه و پایدار دست یافت. نگارش: حامیه نادری

Farsi, اخبار, افغانستان, تحلیل و گزارش, سیاست

فراز و فرودهای تجلیل از استقلال افغانستان

درچنین روزی مراسم‌های رسمی در نقاط گونه‌گون کشور برگزار می‌شود و شماری زیادی از خانواده‌ها با دوستان شان این روز را در کشور تجلیل می‌کنند. اگرچه افغانستان هرگز بخشی از امپراتوری بریتانیا نبود، اما پس از امضای پیمان میان افغانستان و انگلیس در سال  ۱۹۱۹ میلادی، افغانستان استقلال خود را از بریتانیا به دست آورد. براساس این معاهده‌، روابط کاملآ بی‌طرفانه بین افغانستان و بریتانیا به وجود آمد. با وجود این‌که افغانستان بخشی از امپراتوری بریتانیا نبود، اما بریتانیا سه بار با افغانستان وارد جنگ شد. اولین جنگ افغان و انگلیس در سال ۱۸۳۹ الی ۱۸۴۲ میلادی رخ داد و این جنگ باعث شکست متجاوزان هندی شد که رهبری آنان به دست بریتانیا بود. جنگ دوم افغان و انگلیس در سال‌های ۱۸۷۸ الی ۱۸۸۰ رخ داد که در آن نیروهای بریتانیا شکست خوردند و عبدالرحمن خان منحیث امیر جدید وارد صحنه شد. پس از این جنگ، صفحه جدید دوستی میان افغانستان و انگلیس به وجود آمد. امور روابط خارجی افغانستان به انگلیس‌ داده شد و در مقابل انگلیس وعده کرد که از افغانستان در برابر روسیه و ایران محافظت کند. در سال ۱۹۰۱ میلادی، حبیب الله، پسر عبدالرحمن خان به جای پدر بر مسند قدرت نشست. حبیب الله نسبت به پدرش و شاهان پیش از وی، آدم نسبتأ اصلاح طلب بود و تلاش کرد تا کشور را به سوی پیشرفت و ترقی رهبری کند. وی در جریان حکومت‌اش تلاش کرد تا داروها و فن‌آوری‌های جدید و عصری را به کشور وارد کند و همچنان در کشور اصلاحات به میان آورد. حبیب الله در ۲۰ فبروری سال ۱۹۱۹ در هنگام شکار در ولایت لغمان به قتل رسید. پس از قتل حبیب الله، برادر وی نصرالله خان قدرت را بدست گرفت و منحیث امیر جدید بر مسند قدرت تکیه زد. ولی حکومت وی بیش از یک هفته طول نکشید و امان الله خان، فرزند سوم حبیب الله خان، نصرالله خان را زندانی کرد و خودش قدرت را بدست گرفت. در سال دوازده نود و هشت خورشیدی، امان الله خان، یک روز پس از قتل پدرش سلطنت خود را با اعلام استقلال افغانستان آغاز کرد و در یک سخنرانی عمومی در کابل گفت: «ای ملت معظم افغانستان! من هنگام شهادت پدر، وکالت سلطنت را در کابل داشتم و اکنون به اصالت آن بار سنگین امانت را متوکلاً و معتصماً بالله به عهده گرفتم. وقتی که ملت بزرگ من تاج پادشاهی را بر سر من نهاد، من عهد بستم که بایستی دولت افغانستان مانند سایر قدرت‌ های مستقل جهان در داخل و خارج کشور آزاد و مستقل باشد. ملت افغانستان در داخل کشور آزادی کامل داشته و از هر گونه تجاوز و ظلمی محفوظ و مردم فقط باید مطیع قانون باشند و بس. پس از کشته شدن امیر حبیب الله، امان الله خان در بعد از ظهر روز جمعه در مقابل قصر سلام خانه در کابل برای سربازان خود سخنرانی کرد. امان الله خان در این سخنرانی با اعلام آزادی و استقلال افغانستان، تمام پیمان‌ های گذشته با دولت انگلیس را لغو کرد. چند روز بعد در تاریخ نهم حوت سال ۱۲۹۷ در مسجد “عیدگاه” کابل در حضور رجال مهم مملکتی و اهالی شهر مراسم تاج‌ گذاری رسمی صورت گرفت و امان الله خان به عنوان وارث قانونی و بر حق تاج ‌و ‌تخت پادشاه افغانستان شناخته شد. امان الله خان بعد از اعلام رسمی پادشاهی خود، اعلامیه مفصلی را در سراسر افغانستان چاپ و منتشر کرد و در این بیانیه که اولین سند رسمی اعلام استقلال افغانستان به شمار می‌رود، استقلال و حاکمیت آزادانه افغانستان را اعلام کرد. بعد از مدت کوتاهی که امان الله خان به اوضاع مسلط شد، نامه ‌ای برای لارد چلسفورد نایب السلطنه هند فرستاد و ضمن اعلام پادشاهی خود و استقلال افغانستان، برای امضای قرارداد جدید بین افغانستان و انگلیس ابراز آمادگی نمود. چند روز بعد نامه دیگری با امضای محمود طرزی مسئول روابط خارجی افغانستان به مقامات انگلیسی فرستاده شد. طرزی در این نامه مقامات انگلیسی را از تشکیل وزارت خارجه افغانستان به سر پرستی خود مطلع ساخت و به همین ترتیب به مقامات، روسیه، جاپان، آمریکا، ایران، فرانسه و ترکیه نیز نامه‌ هایی فرستاد و به کشورهای مذکور از استقلال افغانستان خبر داد. تشکیل وزارت خارجه، بلافاصله پس از نشستن امان الله خان به تخت پادشاهی، خود نشانه تصمیم بی چون و چرای امان الله خان برای دستیابی به استقلال کامل افغانستان بود. امان الله خان بدون اینکه از جواب دولت انگلیس مطلع شود، استقلال کامل افغانستان را به صورت یک‌ جانبه اعلام کرد و به این ترتیب آمادگی خویش را برای مقابله با انگلیس آشکار ساخت. در ت ۱۳ اپریل، امان ‌الله خان در کابل در حضور درباریان و جمعی از مردم، بار دیگر در رابطه با اعلام استقلال افغانستان سخنرانی کرد. امان‌الله خان در این سخنرانی که سفیر انگلیس نیز در آن حضور داشت گفت: “من خود و مملکتم را از نگاه داخلی و خارجی کاملا آزاد و مستقل و خود مختار اعلام نموده ‌ام. مملکت من از این به بعد مانند سایر ممالک و قدرت‌های جهان، مستقل خواهد بود. به هیچ قدرت خارجی به اندازه مویی هم اجازه داده نخواهد شد که در مسائل داخلی و خارجی ما مداخله نماید و اگر کسی خواسته باشد به این امر دست زند گردنش را با این شمشیر خواهم زد. “سپس امان الله خان رو به سوی نماینده انگلیس در کابل کرد و گفت: او (ای) سفیر آنچه من گفتم فهمیدی؟ و سفیر پاسخ داد: بلی. امان الله خان پس از مشورت با همکاران خود، تصمیم گرفت که یک جرگه بزرگ ملی تشکیل دهد. امان الله خان در این جرگه سخنرانی بسیار حماسی ایراد نموده و اعلام کرد: وقت آن رسیده است که مردم افغانستان برعلیه دولت بریتانیا قیام نمایند. هنوز چند روز از پایان جلسه لویه جرگه نگذشته بود که نامه نایب السلطنه در جواب نامه امان الله خان به کابل رسید. در این نامه از شناسایی استقلال افغانستان سخنی به میان نیامده بود و تنها به روابط بر اساس قراردادهای قبلی اشاره شده ‌بود. امان ‌الله خان به این نتیجه رسید که انگلیس از طریق دیپلماتیک استقلال افغانستان را به رسمیت نمی‌ شناسند، بنا بر این علیه نیروهای انگلیسی اعلام جهاد کرد. وی

Farsi, اخبار, افغانستان, چهارم, حقوق بشر, حقوق زنان

تفسیرهای امروزی از اپارتاید جنسیتی در افغانستان

اپارتاید جنسیتی به معنای نظامی است که در آن به شکل سیستماتیک، مردها نسبت به زن‌ها دارای منزلت برتر در نظر گرفته شده و حاکم بر تمام شئونات زندگی آنان می‌سازد. آپارتاید جنسیتی به معنای تبعیض و نابرابری مبتنی بر جنسیت است که در آن، افراد بر اساس جنسیت شان مورد تبعیض قرار می‌گیرند و حقوق و فرصت‌های نابرابری به آنها داده می‌شود. این پدیده می‌تواند شامل محدودیت‌های شغلی، آموزشی، اقتصادی و اجتماعی باشد و به طور کلی موجب ایجاد یک نظام ناعادلانه می‌شود که در آن زنان و مردان از امکانات و فرصت‌های برابر برخوردار نیستند. پس از برگشت طالبان به قدرت در افغانستان در سه سال گذشته، یک اصطلاح که بیشتر از مدافعان حقوق بشر به ویژه حقوق زنان شنیده می‌شود، آپارتاید جنسیتی است. این مدافعان می‌خواهند که آپارتاید جنسیتی در افغانستان تحت حاکمیت طالبان مانند آپارتاید که یک جنایت بین‌المللی مبتنی بر نژاد است، به عنوان جنایت قابل پیگرد در قوانین بین‌المللی درج شود. اما اول بیایید نگاهی بیندازیم به شرح اصطلاح آپارتاید. آپارتاید نام سیستمی بود که بعد از جنگ جهانی دوم در آفریقای جنوبی حاکم شد و تا دهه ۹۰ پابرجا بود. در این سیستم، حقوق افراد جامعه بر اساس رنگ پوست آن‌ها طبقه‌بندی شده بود. بیشترین مزایا و حقوق به «سفیدپوست‌ها» تعلق داشت و بعد از آن‌ها به ترتیب «هندی‌تبارها»، «رنگین‌پوست‌ها» و در نهایت «سیاه‌پوست‌ها» قرار داشتند. اصطلاح «آپارتاید» در زبان «آفریکانس» به معنای «جداسازی» است. این سیستم در آفریقای جنوبی که یکی از بدنام‌ترین نظام‌های  قرن بیستم محسوب می‌شد در نهایت با مخالفت گسترده بین‌المللی روبه‌رو و سرنگون شد. آپارتاید در سال ۱۹۷۳ از سوی سازمان ملل غیرقانونی اعلام شد. بر اساس «کنوانسیون آپارتاید» که در این سال تصویب شد، آپارتاید، «اقدامات غیرانسانی» خوانده شده که در پی «جداسازی نژادی و تبعیض» انجام می‌شوند. در حال حاضر، این اصطلاح بار سیاسی بسیار ویژه‌ای دارد و برای توصیف شرایطی که تبعیض‌های گسترده و غیرانسانی اعمال می‌شود، به کار می‌رود. «آپارتاید جنسیتی» به معنای نظامی است که در آن به شکل سیستماتیک، مردها نسبت به زن‌ها برتری داشته باشند. انکار حق بر حیات یا آزادی شخصی، اعمال زور منجر به مرگ، وارد آوردن صدمات شدید روحی و جسمی بر یک گروه و یا گروه‌های نژادی به وسيله نقض آزادی، یا حيثيت آن‌ها و یا شکنجه کردن، انجام رفتار و یا مجازات ظالمانه غیرانسانی مثل شلاق، حبس غیرقانونی و خودسرانه هم، از مصادیق «آپارتاید» است :آپارتاید جنسیتی اهمیت زیادی دارد زیرا حقوق بشر: هر فرد باید به حقوق و فرصت‌های برابر دسترسی داشته باشد. تبعیض جنسیتی نقض اصول حقوق بشر است و بر اساس عدالت اجتماعی و انسانی، باید با آن مقابله کرد. توسعه اقتصادی: نابرابری‌های جنسیتی می‌توانند رشد اقتصادی و توسعه پایدار را محدود کنند. زنان و مردان باید به طور برابر در بازار کار و در عرصه‌های اقتصادی مشارکت داشته باشند. توانمندسازی اجتماعی: برابری جنسیتی به افزایش مشارکت اجتماعی و تقویت نهادهای جامعه کمک می‌کند. زمانی که همه افراد بدون توجه به جنسیت، فرصت‌های برابر داشته باشند، جامعه به سوی رشد و بهبود حرکت می‌کند. پیشرفت علمی و فرهنگی: تنوع جنسیتی در گروه‌های کاری و تحقیقاتی می‌تواند به نوآوری و پیشرفت در علوم و فرهنگ کمک کند. نادیده گرفتن نیمی از پتانسیل‌های انسانی می‌تواند فرصت‌های زیادی را از دست بدهد. به طور کلی، مبارزه با آپارتاید جنسیتی برای ساختن جامعه‌ای عادلانه‌تر و پیشرفته‌تر ضروری است. در افغانستان، آپارتاید جنسیتی به شکل‌های مختلفی بروز یافته است که شامل تبعیض‌های گسترده‌ای علیه زنان و دختران می‌شود. برخی از جنبه‌های این تبعیض شامل: محدودیت‌های آموزشی: بسیاری از دختران و زنان به دلیل قوانین و سنت‌های محدودکننده، از دسترسی به آموزش و تحصیل محروم هستند. این امر توانمندی‌های فردی و اجتماعی آن‌ها را کاهش می‌دهد. محدودیت‌های شغلی: زنان به‌طور گسترده‌ای از فرصت‌های شغلی و اقتصادی محروم هستند و در بسیاری از موارد نمی‌توانند در بازار کار فعال باشند یا مشاغل مناسب داشته باشند. حقوق قانونی: در برخی موارد، قوانین و مقررات موجود حقوق زنان را نادیده می‌گیرند یا به طور نابرابری اجرا می‌کنند. این نابرابری‌ها می‌تواند شامل مسائل مربوط به ارث، ازدواج، و حقوق خانوادگی باشد. خشونت و آزار: زنان در افغانستان با نرخ بالایی از خشونت خانگی، آزار و اذیت و تبعیض مواجه هستند. این شرایط به شدت بر کیفیت زندگی و فرصت‌های آن‌ها تأثیر می‌گذارد. بنابرین تلاش‌های بین‌المللی و داخلی برای ارتقای حقوق زنان و برابری جنسیتی در افغانستان ادامه دارد، اما هنوز چالش‌های زیادی وجود دارد که نیازمند توجه و اقدامات موثر است. آپارتاید جنسیتی، مانند آپارتاید نژادی ، مبتنی بر تبعیض با ماهیت ترکیبی و سیستماتیک است که در حاکمیت طالبان به وضوح قابل شناسایی است و شامل رفتارهای عمدی، سیستماتیک و به طور فراگیر تبعیض آمیز است.  آپارتاید جنسیتی یک نظام است که با هدف جداسازی و تبعیض سیستماتیک جنسیتی بنا شده است. در همین حال در این اواخر بگومگو های زیادی در رسانه ها و مجالس بین المللی برای به رسمیت شناسی اپارتاید جنسیتی شنیده میشود و کارزار اتحاد علیه آپارتاید جنسیتی که به ابتکار زنان ایران و افغانستان به راه افتاده با انتشار بیانیه‌ای های متعددی خواستار پشتیبانی جامعۀ جهانی از این ابتکار به ویژه علیه طالبان  و جمهوری اسلامی ایران  شده است. به گفته کار گزارن این کارزار قصد دارند  با جلب حمایت‌های جهانی، جامعۀ بین‌المللی را وادار کند تا آپارتاید جنسیتی علیه زنان را به عنوان یکی از مصادیق “جنایت علیه بشریت” بنامد و طالبان در  و جمهوری اسلامی ایران را به عنوان مجریان اصلی این آپارتاید معرفی و محکوم کند. این کارزار قصد دارد با جلب حمایت‌های جهانی، جامعۀ بین‌المللی را وادار کند تا آپارتاید جنسیتی علیه زنان را به عنوان یکی از مصادیق “جنایت علیه بشریت” بنامد و حکومت طالبان در افغانستان و جمهوری اسلامی ایران را به عنوان مجریان اصلی این آپارتاید معرفی و محکوم کند. طالبان در نخستین اقدام برای وضع محدودیت‌ها بر زنان و دختران در افغانستان، به دختران اجازهٔ ادامهٔ تحصیل بالاتر از صنف ششم را ندادند و همچنین زنان از کار کردن به جز در چند سکتور مشخص، رفتن به پارک‌ها و کلب‌های ورزشی، سفر بدون محرم و هر نوع فعالیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی منع شدند. در ادامهٔ وضع محدودیت‌ها بر زنان، طالبان کار زنان در آرایشگاه‌ها را نیز ممنوع

Scroll to Top