November 19, 2024

Farsi, اخبار

ژولیا پارسی، فعال حقوق زنان افغانستان برنده جایزه مارتین انالز شد

ژولیا پارسی، از زنان معترض افغانستان، همراه با منوچهر خالق نظراوف، فعال حقوق‌‌ بشر اهل تاجیکستان، برنده‌ی جایزه مارتین انالز در سال ۲۰۲۴ شده است.  بنیاد مارتین انالز روز( سه‌شنبه ۲۹ عقرب) اعلام کرد ژولیا پارسی، فعال حقوق زنان افغان و منوچهر خالق‌نظروف، وکیل حقوق بشر در تاجیکستان مشترکاً جایزه حقوق بشری مارتین انالز را به دست آوردند. این بنیاد گفت این دو فعال «برای عدالت و برابری در افغانستان و تاجیکستان بهای سنگینی پرداخته‌اند.» ژولیا پارسی، نهمین زنی است که این جایزه معتبر را دریافت می‌کند و اولین برنده از افغانستان هیأت داوران متشکل از ده نهاد بین‌المللی حقوق‌‌ بشری، از جمله سازمان عفو بین‌الملل و دیدبان حقوق‌‌ بشر، این دو نفر را برنده‌ی جایزه امسال ماریتن انالز دانسته‌اند. «جایزه مارتین انالز» در سال ۱۹۹۳ میلادی برای بزرگداشت از مارتین انالز، دبیرکل سابق سازمان عفو بین‌الملل پایه‌گذاری شد. این جایزه که معروف به جایزه «نوبل حقوق‌ بشر» است، همه ساله به یکی از شاخص‌ترین مدافعان حقوق‌ بشر اعطا می‌شود. ژولیا پارسی پس از تسلط دوباره‌ی طالبان بر افغانستان، در اعتراضات خیابانی زنان معترض در کابل علیه سیاست های سرکوب گرایانه طالبان  ونقض حقوق بشر در افغانستان  حضور برجسته داشت. او در پنجم ماه میزان سال گذشته‌ی خورشیدی همراه با پسرش از سوی طالبان در کابل بازداشت شد و پس از حدود سه ماه، در ۲۷ ماه قوس از زندان آزاد شد.

Farsi, اول, تحلیل و گزارش

فاز جدید جنگ روسیه و اوکراین

ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، اخیراً دکترین جدید هسته‌ای این کشور را امضا کرده است که به‌طور قابل‌توجهی به تغییراتی در سیاست هسته‌ای روسیه اشاره دارد. دکترین هسته‌ای جدید روسیه که نسخه به‌روزرسانی‌شده‌ای از دکترین قبلی است، بر این اساس طراحی شده که مسأله استفاده از سلاح‌های هسته‌ای در شرایط خاص، به‌ویژه در مواجهه با تهدیدات جدی به حاکمیت ملی این کشور، می‌تواند گسترش یابد. در این دکترین جدید، به‌ویژه بر این نکته تأکید شده است که روسیه در صورتی که مورد حمله قرار گیرد و این حمله از سوی یک قدرت هسته‌ای یا کشوری که حمایت کشور های هسته یی را دارد، صورت گیرد، ممکن است به استفاده از سلاح‌های هسته‌ای متوسل شود. این تغییر در دکترین هسته‌ای در واقع پاسخی به تحرکات اخیر ایالات متحده آمریکا و حمایت آن از اوکراین است. به‌طور خاص، دولت بایدن دراین اواخر  به اوکراین اجازه داد که از موشک‌های دوربرد آمریکایی برای حمله به عمق خاک روسیه استفاده کند، که به نظر مقامات روسی این اقدام به‌طور غیرمستقیم تهدیدی علیه امنیت ملی کشورشان به شمار می‌رود. تغییرات ایجادشده در دکترین هسته‌ای روسیه از جنبه‌های مختلف قابل‌توجه است. نخستین جنبه این تغییر، احتمال گسترش استفاده از سلاح‌های هسته‌ای در شرایطی است که حمله نظامی به روسیه صورت گیرد، به‌ویژه اگر این حمله شامل تهدیدات هسته‌ای باشد. دومین جنبه، پیام هشدارآمیز به غرب، به‌ویژه به ایالات متحده و ناتو است که با حمایت‌های نظامی از اوکراین، به نوعی سطح تنش‌ها و تهدیدات را برای روسیه افزایش داده‌اند. به این ترتیب، مقامات روسی به وضوح اعلام کرده‌اند که استفاده از سلاح هسته‌ای در دفاع از سرزمین‌های خود برای آنان گزینه‌ای محتمل است، در صورتی که تهدیدات به حدی برسد که وجود کشور و ملت روسیه را در معرض خطر قرار دهد. این تغییر در دکترین هسته‌ای همچنین در چارچوب تحولات گسترده‌تری قرار دارد که نشان‌دهنده نگرانی‌های فزاینده روسیه از پیشرفت‌های نظامی غرب و تقویت همکاری‌های نظامی میان کشورهای عضو ناتو با اوکراین است. روسیه به‌ویژه نگران است که این اقدامات، به ویژه با تأمین موشک‌های دوربرد و تسلیحات پیشرفته به اوکراین، نه تنها توان نظامی اوکراین را تقویت کند بلکه عملاً تهدیدی مستقیم برای امنیت و تمامیت ارضی روسیه ایجاد نماید. تأثیرات این تصمیم به‌طور غیرمستقیم ممکن است فراتر از مرزهای روسیه و اوکراین برود. این تغییرات می‌تواند روابط روسیه با دیگر کشورهای هسته‌ای، به‌ویژه چین و هند، را تحت تأثیر قرار دهد و در عین حال، نگرانی‌های جدیدی را در جامعه جهانی به وجود آورد. بسیاری از کشورها به‌ویژه در غرب، این تصمیم را به‌عنوان یک افزایش تنش‌زا در سطح جهانی تلقی خواهند کرد، چرا که هرگونه تهدید به استفاده از سلاح‌های هسته‌ای می‌تواند خطر آغاز یک جنگ هسته‌ای را افزایش دهد. از این‌رو، دکترین جدید هسته‌ای روسیه نه تنها انعکاسی از تغییرات در سیاست دفاعی این کشور است، بلکه هشدار جدی به کشورهای غربی نیز می‌باشد که ممکن است با اقدامات خود موجب تحریک بیشتر روسیه در زمینه‌های نظامی و هسته‌ای شوند. این تحولات قطعاً به پیچیدگی‌ها و تنش‌های موجود در بحران اوکراین و روابط بین‌المللی دامن خواهد زد.  با این حال مقام‌های آمریکایی می‌گویند جو بایدن، به اوکراین چراغ سبز نشان داده است تا از موشک‌های دوربرد آمریکا علیه اهدافی در عمق خاک روسیه استفاده کند. جواد رسولی

Farsi, تیتر چهارم

 حکومت فراگیر با هدف ایجاد ثبات، عدالت اجتماعی، و تعامل سازنده میان تمامی اقشار جامعه ایجاد می‌شود

حکومت فراگیر” به معنای حکومتی است که تمامی اقوام، گروه‌ها، و اقشار مختلف جامعه را در روند تصمیم‌گیری‌ها و اداره کشور مشارکت دهد. در یک حکومت فراگیر، حقوق و منافع تمامی گروه‌های اجتماعی، از جمله اقلیت‌ها، زنان، اقشار فقیر و سایر گروه‌های حاشیه‌ای، به‌طور عادلانه نمایندگی می‌شود. در شرایط کنونی افغانستان، پس از تسلط طالبان در سال 2021، مفهوم حکومت فراگیر بیشتر از هر زمان دیگری مطرح شده است. طالبان که در سال‌های گذشته به‌عنوان یک جنبش اسلامی با رویکرد خاص خود در افغانستان شناخته می‌شد، پس از بازگشت به قدرت، وعده‌هایی درباره تشکیل حکومتی “فراگیر” داده‌اند، اما بسیاری از اقدامات آن‌ها عملاً نشان‌دهنده‌ بی‌توجهی به این وعده‌ها است. تعریف حکومت فراگیر حکومت فراگیر یا “حکومت شمولی”، حکومتی است که در آن تمامی گروه‌های اجتماعی و قومی در فرآیندهای حکومتی مشارکت دارند. در چنین نظامی، هیچ‌کدام از گروه‌های اجتماعی یا قومی از روند تصمیم‌گیری‌ها و سیاست‌گذاری‌ها کنار گذاشته نمی‌شوند. این نوع حکومت با هدف ایجاد ثبات، عدالت اجتماعی، و تعامل سازنده میان تمامی اقشار جامعه ایجاد می‌شود. ویژگی‌های اصلی حکومت فراگیر عبارتند از: مشارکت همه گروه‌ها: در یک حکومت فراگیر، تمامی گروه‌های قومی، مذهبی، و اجتماعی نمایندگان خود را در پارلمان، کابینه، و دیگر نهادهای حکومتی دارند. حفظ حقوق بشر: این نوع حکومت به حقوق تمامی شهروندان احترام می‌گذارد، از جمله حقوق اقلیت‌ها و زنان. شفافیت و پاسخگویی: حکومتی که به همه گروه‌ها فرصت مشارکت دهد، باید شفاف و پاسخگو باشد و با نظارت‌های عمومی و بین‌المللی روبه‌رو باشد. عدالت اجتماعی: در این حکومت، توزیع عادلانه منابع، فرصت‌های شغلی، آموزش و خدمات اجتماعی در اولویت قرار دارد. در علم سیاست اصطلاح “حکومت همه شمول” معمولا به معنی حکومتی است که در طرح پالیسی‌ها و برنامه‌ها منافع همه اقشار جامعه را در نظر گرفته، درارائه فرصت‌ها و خدمات به همه شهروندان یکسان و مساویانه عمل کند. تعریف “حکومت با قاعده وسیع” حکومتی است که دیدگاه‌های همه احزاب و گروه‌های سیاسی را در طرح پالیسی‌های حکومت شامل سازد. اغلب این مهَم توسط شمولیت نماینده‌های آن احزاب و گروه‌های سیاسی در ساختار حکومت بدست می‌آید. نکته قابل تأمل در این شیوه حکومت سازی این است که همه گروه‌ها بایست روی دیدگاه و اهداف مشترک توافق داشته باشند. قبل از تسلط قدرت  طالبان وعده تشکیل حکومت همه شمول با اشتراک همه اقوام و گروه های سیاسی را داده بودند اما پس از تسلط طالبان در ماه اوت 2021،   اقدامات طالبان در عرصه عمل به‌طور قابل توجهی با این وعده‌ها فاصله داشت و بسیاری از منتقدین و نهادهای بین‌المللی از آن انتقاد کردند. در نخستین روزهای تسلط مجدد قدرت توسط طالبان ، طالبان کابینه‌ای تشکیل داد که عملاً هیچ نماینده‌ای از اقلیت‌های مذهبی، قومی یا سیاسی در آن حضور نداشت. کابینه طالبان عمدتاً شامل اعضای خود طالبان، بودند، می‌شد. از اقوام و گروه‌های قومی مانند تاجیک‌ها، هزاره‌ها، اوزبیک‌ها و سایر اقلیت‌ها، هیچ نماینده‌ای در سطح عالی حکومتی حضور نداشت. این موضوع موجب نگرانی‌های زیادی در میان اقوام مختلف افغانستان شد، چرا که آنها احساس کردند که در فرآیند تصمیم‌گیری‌ها کنار گذاشته شده‌اند. یکی دیگر از وعده‌های طالبان در ابتدای بازگشت به قدرت، اعطای حقوق و فرصت‌های بیشتر به زنان بود. اما طالبان به‌سرعت با وضع محدودیت‌های جدی علیه زنان، خصوصاً در حوزه‌های آموزش و اشتغال، نشان دادند که در عمل به این وعده‌ها پایبند نیستند. مدارس دخترانه همچنان در بسیاری از نقاط کشور بسته ماند و حضور زنان در بسیاری از عرصه‌های اجتماعی به‌طور کامل ممنوع شد. این اقدامات، به‌ویژه منع تحصیل دختران، انتقادهای گسترده‌ای را از سوی جوامع بین‌المللی و حقوق بشری برانگیخت. با تصرف افغانستان توسط طالبان، کشور با بحران‌های انسانی و اقتصادی بزرگی روبه‌رو شد. از یک‌سو، تحریم‌های بین‌المللی و انزوای اقتصادی افغانستان مشکلات زیادی را برای مردم به همراه داشت. از سوی دیگر، کمبود امکانات و منابع، ناتوانی در تأمین خدمات عمومی، و بحران‌های اجتماعی موجب شد که وضعیت زندگی در افغانستان به‌شدت دشوار شود. چالش‌های تشکیل حکومت فراگیر در افغانستان : تشکیل یک حکومت فراگیر در افغانستان با چالش‌های بسیاری روبه‌رو است. این چالش‌ها به‌ویژه در شرایط کنونی که طالبان قدرت را در دست دارند، پیچیده‌تر می‌شود. پس از دو دهه جنگ و بحران، بسیاری از افغان‌ها نسبت به طالبان اعتماد نداشته و آن‌ها را به‌عنوان یک نیروی سرکوبگر می‌بینند که حقوق مردم را به‌ویژه حقوق زنان را نقض می‌کند. در چنین شرایطی، ایجاد یک حکومت فراگیر که به همه گروه‌ها و اقشار جامعه فرصت مشارکت بدهد، دشوار است.  با این حال جامعه جهانی به‌ویژه کشورهای غربی به‌طور جدی از طالبان خواسته‌اند که حقوق بشر و حقوق زنان را رعایت کنند و در تشکیل کابینه و دیگر نهادهای دولتی، تنوع قومی و سیاسی را مد نظر قرار دهند. اما، طالبان تاکنون هیچ گونه تغییرات واقعی در سیاست‌های خود ایجاد نکرده‌اند. فشارهای بین‌المللی و انزوای دیپلماتیک، اگرچه در برخی موارد موجب تغییرات جزئی در رفتار طالبان شده است، اما این گروه همچنان به رویکردهای خود ادامه می‌دهد و به نظر می‌رسد که از تغییرات اساسی در سیاست‌های خود پرهیز می‌کند که این وضعیت باعث شده افغانستان و مردم آن با مشکلات جدی روبرو شوند. همچنین اقتصاد افغانستان پس از تسلط طالبان به‌شدت دچار فروپاشی شده است. بسیاری از سازمان‌های بین‌المللی کمک‌های خود را به افغانستان قطع کرده‌اند و این کشور با بحران شدید اقتصادی و انسانی مواجه است. در چنین شرایطی، طالبان به‌دنبال کسب مشروعیت داخلی و بین‌المللی از طریق تشکیل حکومت فراگیر نیستند و بیشتر به دنبال حفظ قدرت خود هستند. با این حال، ایجاد یک حکومت فراگیر می‌تواند به عنوان یک راه‌حل برای بازگرداندن ثبات و صلح در افغانستان و تضمین حقوق تمامی اقشار جامعه باشد. برای تحقق این هدف، نیاز به تعامل سازنده و تغییرات اساسیدرسیاست‌های طالبان و حمایت جامعه جهانی از روند سیاسی و دموکراتیک در افغانستان است. جواد رسولی

Farsi, تیتر دوم

بازگشت ترامپ به کاخ سفید: تحولی در سیاست‌های داخلی و خارجی ایالات متحده

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور پیشین ایالات متحده، با پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۴ به کاخ سفید بازگشت تا تاریخ‌ساز شود. این پیروزی، که او را پس از یک دوره فاصله برای دومین بار به مقام ریاست‌جمهوری رسانده، ترامپ را به مسن‌ترین رئیس‌جمهور تاریخ ایالات متحده تبدیل خواهد کرد. پیروزی ترامپ در این انتخابات در شرایطی به دست آمد که آمریکا با چالش‌های داخلی و جهانی بی‌شماری روبه‌رو است، و همین امر توجهات زیادی را به سیاست‌های داخلی و خارجی او جلب کرده است. دونلد ترامپ ریس جمهور منتخب ایالات متحده امریکا پس از پیروزی در انتخابات، به سرعت شروع به تشکیل کابینه جدید خود کرده و چندین چهره کلیدی را برای پست‌های مختلف معرفی کرده است. انتخاب‌های جدید ترامپ نشان‌دهنده تغییراتی در سیاست‌های داخلی و خارجی ایالات متحده است. یکی از انتخاب‌های برجسته، معرفی والتز، کهنه‌سرباز جنگ افغانستان  برای سمت مشاور امنیت ملی ایالات متحده آمریکا است. آقای والتز تجربه کار در پنتاگون در دوران دولت جورج دبلیو بوش و سابقه جنگ با طالبان در افغانستان را در کارنامه خود دارد. وی تجربیات نظامی و سیاسی خود را در کتابی با عنوان «دیپلمات جنگجو: نبردهای یک کلاه‌سبز از واشنگتن تا افغانستان» منتشر کرده است. وی از منتقدان دولت جو بایدن در مدیریت خروج آمریکا از افغانستان است و آن را «شرم‌آور» توصیف کرده . او گفته است:«عقب نشینی ناموفق دولت بایدن، افغانستان را به پناهگاه امن تروریست‌های ضد آمریکایی تبدیل کرده است. علاوه بر والتز، ترامپ سناتور مارکو روبیو را نیز برای وزارت امور خارجه معرفی کرده است. روبیو که از سال ۲۰۱۰ در سنا فعالیت می‌کند و به مواضع تند و ضد ایرانی‌اش شهرت دارد، یکی از چهره‌های کلیدی در سیاست خارجی جمهوری‌خواهان است. انتخاب روبیو به عنوان وزیر امور خارجه نشان‌دهنده تأکید ترامپ بر سیاست‌های سخت‌گیرانه‌تر در قبال ایران و  چین و سایر  رقبای آمریکا است. به گفته برخی منابع هم آقای والتز هم آقای روبیو در گذشته با رهبری «جبهه مقاومت ملی افغانستان» که یک جبهه نظامی است در تماس بوده‌اند. با این حال پیروزی ترامپ ومعرفی کابینه جدید او می‌تواند تحولاتی مهم در سیاست خارجی ایالات متحده به ویژه در خاورمیانه و آسیا ایجاد کند. در شرایط کنونی، تنش‌ها در خاورمیانه، از جمله درگیری‌های اسرائیل و حماس و تهدیدات جمهوری اسلامی ایران علیه اسرائیل، به شدت بر سیاست خارجی آمریکا تأثیر می‌گذارد. اسرائیل، به عنوان متحد اصلی ایالات متحده در منطقه، درگیر جنگ‌های مختلف است و وضعیت امنیتی در این منطقه همچنان بحرانی است. در این شرایط، سیاست خارجی ترامپ و تصمیمات او در قبال بحران‌های منطقه‌ای و امنیتی می‌تواند بر تحولات جهانی تأثیرگذار باشد. یکی از مهم‌ترین مسائلی که در دوران دوم ریاست‌جمهوری ترامپ مورد توجه قرار خواهد گرفت، وضعیت افغانستان و سیاست‌های ایالات متحده در قبال طالبان است. در دوران ریاست‌جمهوری جو بایدن، خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان به شکلی پرتنش و ناموفق انجام شد که واکنش‌های منفی داخلی و بین‌المللی زیادی به دنبال داشت. ترامپ که در طول کارزارهای انتخاباتی خود این اقدام را به شدت نقد کرده بود، وعده داده است که در صورت بازگشت به قدرت، مسئولین مرتبط با این تصمیم را برکنار خواهد کرد. این موضع ترامپ موجب امیدواری گروه‌های مخالف طالبان به تغییرات احتمالی در سیاست‌های ایالات متحده و وضعیت افغانستان شده است. با این حال سیاست خارجی ترامپ در قبال افغانستان و طالبان هنوز به طور دقیق مشخص نشده است، اما برخی از مقامات طالبان، نظیر سهیل شاهین، رئیس دفتر سیاسی این طالبان در دوحه،ابراز امیدوارکرده بود که روابط شان با آمریکا بهبود یابد. در حالی که طالبان در حال حاضر به دنبال تثبیت موقعیت خود در افغانستان است، ممکن است تغییرات در سیاست‌های ایالات متحده را به عنوان فرصتی برای کاهش فشارهای بین‌المللی و گسترش نفوذ خود در نظر بگیرد. از سوی دیگر، مخالفان طالبان در داخل افغانستان و خارج از آن امیدوارند که ترامپ سیاست‌های جدیدی را اتخاذ کرده و فشار بیشتری بر طالبان وارد آورد. در نهایت، تحولاتی که در سیاست خارجی ترامپ در قبال افغانستان و طالبان به وقوع خواهد پیوست، به شدت وابسته به شرایط سیاسی و امنیتی منطقه‌ای است. با توجه به تجربیات گذشته ترامپ در سیاست خارجی، به ویژه در قبال مسائل حساس مانند بحران‌های خاورمیانه و برخورد با تهدیدات تروریستی، انتظار می‌رود که او رویکردی سخت‌گیرانه‌تر و انتقادی‌تر نسبت به طالبان داشته باشد. با این حال پیروزی ترامپ در انتخابات ۲۰۲۴ و انتخاب اعضای کابینه جدید او، می‌تواند تأثیرات عمده‌ای بر سیاست‌های داخلی و خارجی ایالات متحده بگذارد. با توجه به چالش‌های داخلی نظیر بحران‌های اقتصادی و اجتماعی و همچنین بحران‌های جهانی مانند تنش‌های خاورمیانه و جنگ روسیه و اوکراین و همچنین  وضعیت افغانستان، سیاست‌های ترامپ در دوره دوم ریاست‌جمهوری او می‌تواند تغییرات قابل توجهی در مسیر آینده ایالات متحده و جهان ایجاد کند. به ویژه، وضعیت افغانستان و روابط ایالات متحده با طالبان در کانون توجه قرار خواهد داشت .بنابراین زمان نشان خواهد داد که ترامپ چه رویکردی را برای حل این بحران پیچیده اتخاذ خواهد کرد. جواد رسولی

Farsi, اول

تشدید تنش‌ها و تحولات جدید در جنگ اوکراین

جنگ در اوکراین به‌طور فزاینده‌ای وارد فاز جدیدی شده است که با گسترش ابعاد نظامی و دیپلماتیک همراه است. یکی از مهم‌ترین تحولات اخیر، تصمیم کشورهای غربی به تأمین تسلیحات دوربرد برای ارتش اوکراین بوده است. این تغییرات نه تنها ماهیت درگیری‌ها را تغییر داده بلکه موجب افزایش نگرانی‌ها در مسکو شده است. در واکنش به استفاده از موشک‌های دوربرد غربی  از سوی آمریکا به ارتش اوکراین، ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه، هشدار داده است که مسکو به هرگونه حمله با این نوع سلاح‌ها پاسخ سخت و قاطعی خواهد داد. وی تأکید کرد که استفاده از موشک‌های دوربرد برای حمله به خاک روسیه، به معنای مشارکت مستقیم آمریکا و متحدانش در جنگ علیه روسیه است و این تغییر اساسی در ماهیت درگیری ایجاد خواهد کرد. زاخارووا این اقدام را به‌عنوان بخشی از تلاش‌های غرب برای تشدید جنگ ترکیبی علیه روسیه دانسته و گفت که حامیان غربی اوکراین در تلاش‌اند تا با سرمایه‌گذاری بیشتر در جنگ، شکست راهبردی مسکو را ممکن سازند. این اظهارات حاکی از عزم روسیه برای مقابله با هر گونه تهدید به خاک خود است و از این رو، احتمالاً پاسخ‌های شدیدتری از مسکو در پی خواهد داشت که می‌تواند به تشدید درگیری‌ها منجر شود. در همین حال جو بایدن ریس جمهور ایالات متحده امریکا، مجوز استفاده از موشک‌های دور برد را به ارتش اوکراین صادر کره است این موشک‌ها به اوکراین این امکان را می‌دهند که به عمق خاک روسیه حمله کرده و به اهداف نظامی و استراتژیک در مناطق حساس دست یابند. تصمیم به تأمین این سلاح‌ها و لغو محدودیت‌ها در استفاده از آنها، نشان‌دهنده گام مهمی در جهت تشدید حمایت‌های نظامی از اوکراین است. این تحولات ممکن است تغییرات عمده‌ای در روند جنگ ایجاد کند و واکنش‌های شدیدتری از سوی روسیه در پی داشته باشد. بنابر گزارش رسانه های بین المللی ، جو بایدن، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در نشست گروه ۲۰ در برزیل، تأکید کرد که آمریکا به حمایت از تمامیت ارضی و حاکمیت اوکراین ادامه خواهد داد و از کشورهای جهان خواست تا برای پایان دادن به بحران‌ها و درگیری‌ها تلاش کنند تا امنیت جهانی بهبود یابد. با این حال، بایدن به‌طور خاص به مجوز استفاده از موشک‌های دوربرد اشاره نکرد، موضوعی که احتمالاً موجب افزایش تنش‌ها میان کشورهای غربی و روسیه خواهد شد. در این میان، روسیه به‌طور مداوم اعلام کرده است که حمایت‌های غربی از اوکراین، به‌ویژه در زمینه تأمین تسلیحات پیشرفته، تنها به تشدید جنگ و افزایش تلفات انسانی خواهد انجامید. مسکو معتقد است که این سلاح‌ها نتوانسته‌اند روند عملیات نظامی ویژه روسیه را تغییر دهند و هدف اصلی مسکو همچنان اجرای عملیات‌های خود برای تحقق اهداف استراتژیک است. با این حال تحولات اخیر در جنگ اوکراین نشان می‌دهد که این درگیری وارد فاز جدیدی شده است که در آن نه تنها درگیری‌های نظامی شدت می‌یابد، بلکه ابعاد دیپلماتیک و اقتصادی نیز به‌شدت تحت تأثیر قرار گرفته است. ارسال تسلیحات دوربرد به اوکراین و حمایت‌های فزاینده از این کشور، می‌تواند موازنه قدرت را تغییر دهد و به واکنش‌های نظامی و دیپلماتیک شدیدتری منجر شود. این فاز جدید جنگ احتمالاً به تغییرات عمده‌ای در خطوط جبهه و تحولات نظامی خواهد انجامید. در حالی که ارتش اوکراین با استفاده از سلاح‌های جدید و پیشرفته تلاش می‌کند تا موازنه قدرت را به نفع خود تغییر دهد، روسیه نیز تهدید به پاسخ‌های قاطع‌تری کرده است. بنابراین، انتظار می‌رود که در آینده شاهد تشدید تنش‌ها و پیچیدگی بیشتر در موقعیت‌های نظامی و دیپلماتیک باشیم که می‌تواند تأثیرات گسترده‌ای بر امنیت منطقه و حتی جهان بگذارد. .این تحولات نمایانگر پیچیدگی‌ها و چالش‌های جدید در روند جنگ اوکراین است که به نظر می‌رسد در آینده نزدیک، پیامدهای آن به‌طور جدی‌تر بر سیاست‌های بین‌المللی و وضعیت نظامی در منطقه تأثیر خواهد گذاشت   جواد رسولی

Farsi, اول

محرومیت تحصیل دختران؛ چالشی جدی برای زنان و دختران افغانستان

محرومیت از تحصیل برای دختران در افغانستان، به‌ویژه پس از تسلط دوباره طالبان بر کشور در سال 2021، به یکی از بزرگ‌ترین و بحرانی‌ترین چالش‌های اجتماعی و انسانی تبدیل شده است. این سیاست محدودکننده، نه تنها حقوق انسانی و بشری زنان و دختران افغانستان را نقض می‌کند، بلکه تهدیدی جدی برای آینده اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور محسوب می‌شود. در این گزارش، به بررسی دلایل، پیامدها و چالش‌های ناشی از این محرومیت پرداخته می‌شود و تأثیر آن بر زندگی دختران و زنان افغانستان در ابعاد مختلف مورد بررسی قرار می‌گیرد. یکی از مهم‌ترین دلایل محرومیت زنان از تحصیل، دیدگاه‌های ایدئولوژیک و مذهبی طالبان است. طالبان خود را بر اساس تفسیر خاصی از شریعت اسلامی و اصول فقهی خود  معتقدند که آموزش برای زنان و دختران باید محدود به حوزه‌های خاصی باشد و از نظر آن‌ها، آموزش عمومی دختران در مقاطع بالاتر با اصول شرعی و اسلامی مغایرت دارد. طالبان به‌ویژه بر لزوم رعایت «حجاب اسلامی» و تفکیک جنسیتی در محیط‌های آموزشی تأکید دارند و معتقدند که آموزش دختران در مدارس مختلط یا دانشگاه‌ها ممکن است باعث آسیب به اصول مذهبی و فرهنگی شود. دوران نخست حکومت طالبان (1996-2001) نیز شاهد مشابهی از محرومیت زنان از تحصیل بود. در آن زمان، طالبان مدارس دخترانه را تعطیل کردند و زنان را از بسیاری از حقوق انسانی و اجتماعی خود محروم کردند. با بازگشت طالبان به قدرت در 2021، بسیاری از این سیاست‌ها دوباره اجرا شد. این امر نشان‌دهنده تداوم سیاست‌های سرکوبگرانه طالبان نسبت به زنان است. محرومیت از تحصیل دختران، تأثیرات منفی عمیقی بر ساختار اجتماعی افغانستان گذاشته است. آموزش به عنوان یک ابزار اساسی برای تقویت نقش اجتماعی افراد عمل می‌کند، اما محروم کردن نیمی از جمعیت از این حق، می‌تواند به انزوا و ناتوانی اجتماعی دختران منجر شود. در این شرایط، بسیاری از دختران نه تنها از فرصت‌های پیشرفت فردی بلکه از نقش‌های اجتماعی خود نیز محروم می‌شوند. محرومیت از تحصیل؛ نقض حقوق بنیادین دختران افغانستان محرومیت از تحصیل برای دختران افغانستان، یکی از شدیدترین و بی‌رحمانه‌ترین نقض‌های حقوق بشر در جهان به شمار می‌رود. از زمان بازگشت طالبان به قدرت در سال 2021، مدارس دخترانه در سراسر کشور بسته شدند و دسترسی دختران به آموزش عالی نیز به‌طور کامل مسدود گردید. طالبان در توجیه این اقدام، بر پایه تفسیر خاص خود از شریعت اسلامی و اصول فرهنگی، آموزش دختران را مخالف با «نظم اسلامی» عنوان کرده و به‌ویژه تأکید دارند که تحصیل دختران باید محدود به شرایط خاصی باشد. این تصمیم نه تنها مخالف حقوق بشر است بلکه به‌طور مستقیم مانع از تحقق حق تحصیل، که یکی از حقوق اساسی بشر به شمار می‌رود، برای دختران می‌شود. آموزش برای دختران و زنان، نه تنها در جهت ارتقای سطح زندگی آنان بلکه در راستای توسعه اجتماعی و اقتصادی جامعه نیز نقش حیاتی ایفا می‌کند. به همین دلیل، محرومیت از تحصیل نه تنها یک فاجعه انسانی است، بلکه جامعه افغانستان را در مسیر عقب‌ماندگی شدید قرار می‌دهد. یکی دیگر از پیامدهای مهم محرومیت از تحصیل، آسیب‌های روانی عمیق و غیرقابل جبرانی است که بر دختران افغانستان وارد می‌شود. بسیاری از دختران که پیش از این به امید آینده‌ای روشن و بهتر در حال تحصیل بودند، اکنون با احساس سرخوردگی، اضطراب، افسردگی و بی‌ارزشی دست و پنجه نرم می‌کنند. این وضعیت به‌ویژه برای نوجوانان و جوانانی که در مرحله شکل‌گیری هویت و شخصیت خود قرار دارند، خطرناک‌تر است. همچنین محرومیت تحصیل دختران ،سرخوردگی و بی‌اعتمادی به آینده از جمله احساساتی است که در بسیاری از دختران وجود دارد. آن‌ها اکنون نه تنها از فرصت‌های آموزشی بلکه از فرصت‌های فردی و اجتماعی نیز محروم شده‌اند. بسیاری از آن‌ها اعلام کرده‌اند که به دلیل بسته بودن مدارس، احساس می‌کنند که دیگر هیچ آینده‌ای ندارند و رویاهایشان در حال نابودی است. از سوی دیگر، محرومیت از آموزش به افزایش شکاف‌های اجتماعی و فرهنگی در جامعه می‌انجامد. در جوامعی که دختران به تحصیل نمی‌رسند، در عمل فرصت‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی برای آن‌ها مسدود می‌شود و به تدریج جامعه از توانمندی‌های نیمی از جمعیت خود محروم می‌گردد. با این حال ،تحصیل دختران نه تنها برای آن‌ها بلکه برای اقتصاد کل کشور نیز حیاتی است. طبق مطالعات و تحقیقات جهانی، افزایش میزان تحصیل زنان و دختران در هر کشور موجب رشد اقتصادی و کاهش فقر می‌شود. در افغانستان اما، به دلیل محرومیت دختران از آموزش، این روند برعکس است و باعث از دست رفتن نیروی کار ماهر و متخصص در جامعه شده است . بنا برین اگر دختران فرصت تحصیل پیدا کنند، آن‌ها می‌توانند در بازار کار فعال شده و به افزایش تولید و بهره‌وری کمک کنند. از دست دادن این پتانسیل نه تنها باعث کاهش درآمد فردی و خانوادگی می‌شود، بلکه به‌طور کلی رشد اقتصادی کشور را نیز متوقف می‌کند. به علاوه، زنان تحصیل‌کرده می‌توانند در بهبود وضعیت بهداشتی و اجتماعی کشور نقش مؤثری ایفا کنند، اما در شرایط فعلی، محرومیت آن‌ها از تحصیل این فرصت‌ها را از دست می‌دهد. یکی دیگر از پیامدهای منفی محرومیت از تحصیل برای دختران، تقویت الگوهای سنتی و تحجر در جامعه است. در افغانستان، جوامع زیادی هستند که به‌طور تاریخی نسبت به آموزش دختران مقاومت نشان داده‌اند و همچنان بر نقش سنتی زنان در خانواده و خانه‌داری تأکید دارند. این نگرش‌ها به‌ویژه در مناطق دورافتاده و روستایی بیشتر مشاهده می‌شود و محرومیت از تحصیل دختران تنها باعث تقویت این الگوهای سنتی می‌شود. به این ترتیب، جامعه افغانستان با چالش‌هایی جدی در مواجهه با ایده‌های جدید و تحولات اجتماعی روبرو است. در دنیای امروز، جوامعی که زنان و دختران آن‌ها از آموزش و فرصت‌های برابر برخوردار نباشند، نمی‌توانند در مسیر توسعه و پیشرفت اجتماعی گام بردارند. پیامدهای سیاسی و حکومتی: محرومیت دختران از تحصیل علاوه بر اثرات فردی و اجتماعی، تأثیرات عمیقی بر سیاست و حکمرانی در افغانستان دارد. زنان و دختران تحصیل کرده می‌توانند در فرآیندهای تصمیم‌گیری اجتماعی و سیاسی نقش داشته باشند، اما محرومیت آن‌ها از آموزش، مانع از مشارکت آنان در امور کشور می‌شود. این وضعیت به‌ویژه در شرایطی که افغانستان نیازمند اصلاحات و تغییرات جدی در ساختار حکومتی است، وضعیت را پیچیده‌تر و بحرانی‌تر می‌سازد. با عدم حضور زنان در سطوح مدیریتی و تصمیم‌گیری، سیاست‌های حکومتی نمی‌توانند به تمامی نیازهای جامعه پاسخ دهند و این خود

Farsi, دوم

هفدهم نوامبر؛ روزی برای پاسداشت صدای دانش‌آموزانی که آینده را می‌سازند

هر ساله در ۱۷ نوامبر، جهان روز دانش‌آموز را گرامی می‌دارد؛ روزی که به یادآوری اهمیت آموزش، حقوق دانش‌آموزان و نقش آن‌ها در شکل‌دهی آینده اختصاص دارد. این روز فرصتی است برای تأکید بر نقش حیاتی دانش‌آموزان در جوامع و پرداختن به چالش‌هایی که آن‌ها با آن روبه‌رو هستند. دانش‌آموزان افغانستان؛ قربانیان بحران آموزشی در افغانستان، دانش‌آموزان به‌ویژه دختران، از بزرگ‌ترین قربانیان بحران‌های سیاسی و اجتماعی هستند. پس از به قدرت رسیدن طالبان، میلیون‌ها دختر از حق تحصیل محروم شده‌اند. بسته شدن مکاتب و دانشگاه ها، ممنوعیت‌های آموزشی و سیاست‌های سرکوب‌گرانه، آینده میلیون‌ها دانش‌آموز را به خطر انداخته است. تحصیل دختران که از ابتدایی‌ترین حقوق بشر محسوب می‌شود، اکنون به آرزویی دوردست برای بسیاری از خانواده‌های افغان تبدیل شده است. این بحران نه تنها رویای دانش‌آموزان، بلکه توسعه و پیشرفت افغانستان را نیز تهدید می‌کند. جنبش زنان بسوی آزادی، در این روز جهانی، بر اهمیت آموزش و حقوق دانش‌آموزان تأکید می‌کند و از جامعه جهانی درخواست می‌کند: 1.حمایت از حق تحصیل دختران در افغانستان: جلوگیری از تحصیل، نوعی خشونت علیه بشریت است. جامعه بین‌المللی باید فشارهای بیشتری برای بازگشایی مدارس دخترانه اعمال کند. 2.برنامه‌ریزی برای آینده دانش‌آموزان محروم: نهادهای آموزشی و حقوق بشری باید برنامه‌هایی برای دسترسی آنلاین یا غیررسمی به آموزش برای دانش‌آموزان افغان فراهم کنند. 3.توجه به امنیت دانش‌آموزان: مکاتب و نهادهای آموزشی باید از حملات و تهدیدات خشونت‌آمیز محافظت شوند. دانش‌آموزان، به‌ویژه دختران افغان، نماد ایستادگی در برابر ظلم هستند. آن‌ها با وجود محرومیت و چالش‌ها، همچنان برای تحصیل و ساختن آینده‌ای بهتر تلاش می‌کنند. جنبش زنان بسوی آزادی، بر این باور است که حمایت از آموزش، کلید حل بسیاری از بحران‌های جهانی است. در این روز جهانی، بیایید متعهد شویم که هیچ دانش‌آموزی از حق تحصیل محروم نماند.

Scroll to Top