February 20, 2025

Farsi, تحلیل و گزارش, تیتر دوم, تیتر سوم

تشدید بحران مهاجرت؛ پاکستان اخراج گسترده‌ی مهاجران افغانستان را نهایی کرد

در ادامه‌ی سیاست‌های سخت‌گیرانه‌ی دولت پاکستان در قبال مهاجران افغانستان، مقامات این کشور تأکید کرده‌اند که اخراج تمامی مهاجران افغانستان، از جمله دارندگان کارت‌های قانونی «ای‌سی‌سی» و «پی‌او‌آر»، به‌زودی نهایی و عملی خواهد شد. این اقدام در حالی صورت می‌گیرد که تنش‌های لفظی میان مقامات طالبان و اسلام‌آباد بر سر نحوه‌ی برخورد با مهاجران افغانستان شدت گرفته است. سخنگوی وزارت خارجه‌ی پاکستان اخیراً در واکنش به انتقادهای طالبان از نحوه‌ی رفتار با مهاجران افغانستان، اظهارات کاردار طالبان در اسلام‌آباد را «بی‌جا» خوانده و ادعا کرده است که پاکستان برای دهه‌ها میلیون‌ها مهاجر افغانستان را با «احترام و عزت» میزبانی کرده است. او تأکید کرد که آزمون واقعی طالبان، فراهم‌سازی شرایط مناسب برای مهاجران بازگشته است؛ کسانی که به گفته‌ی او، کاردار طالبان «فکر می‌کند» که با آن‌ها در پاکستان «بدرفتاری» شده است. وی افزود که پاکستان، باوجود «حمایت اندک بین‌المللی»، منابع و خدمات خود، از جمله در حوزه‌های آموزش و بهداشت، را با مهاجران افغانستان شریک کرده و تدابیر لازم را برای جلوگیری از هرگونه آزار و اذیت در روند بازگشت اتخاذ کرده است. بااین‌حال، او از طالبان خواست تا شرایط مناسبی را در افغانستان فراهم کنند تا بازگشت‌کنندگان بتوانند به‌طور کامل در جامعه‌ی افغانستان ادغام شوند. در مقابل، سفارت طالبان در اسلام‌آباد روز گذشته اعلام کرد که مقامات وزارت خارجه‌ی پاکستان تأیید کرده‌اند که طرح اخراج گسترده‌ی مهاجران افغانستان از اسلام‌آباد، راولپندی و سراسر پاکستان «قطعی و نهایی» شده است. این اقدام شامل تمامی مهاجران افغانستان، حتی کسانی که کارت‌های قانونی اقامت دارند، می‌شود. تنها افرادی که دارای ویزای قانونی باشند، اجازه‌ی اقامت در این دو شهر را خواهند داشت. سفارت طالبان همچنین اعلام کرده است که پولیس پاکستان در روزهای اخیر بدون اطلاع رسمی، شهروندان افغانستان را در اسلام‌آباد و راولپندی «بازداشت، تفتیش و مجبور به ترک این شهرها» کرده است. این سفارت تأکید کرده است که نگرانی خود را در این زمینه با مقامات پاکستانی، سازمان‌های بین‌المللی و مقامات طالبان در کابل مطرح کرده است. بر اساس سندی که به رسانه‌ها درز کرده است، شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، در ۲۹ جنوری سال جاری دستور اخراج موج گسترده‌ای از پناه‌جویان افغانستان را صادر کرده است. این اقدام در حالی صورت می‌گیرد که از ماه‌ها پیش، دولت پاکستان روند اخراج مهاجران افغانستان را آغاز کرده و هزاران تن را مجبور به بازگشت به افغانستان کرده است. با این حال این تصمیم پاکستان، هزاران خانواده‌ی مهاجر را در وضعیت دشواری قرار داده است. بسیاری از این افراد دهه‌ها در پاکستان زندگی کرده و تمام دارایی و معیشت خود را در این کشور ساخته‌اند. اخراج اجباری آنان در شرایطی که افغانستان با بحران‌های امنیتی، اقتصادی و بشری روبه‌رو است، نگرانی‌های گسترده‌ای را در میان نهادهای حقوق بشری و سازمان‌های بین‌المللی ایجاد کرده است. اگرچه پاکستان اعلام کرده است که روند بازگشت مهاجران افغانستان به‌صورت «هموار» و بدون آزار و اذیت پیش می‌رود، اما گزارش‌ها نشان می‌دهد که بسیاری از مهاجران در شرایط نامساعدی به افغانستان بازگردانده شده‌اند و با کمبود سرپناه، کار و منابع اولیه‌ی زندگی مواجه هستند. سازمان‌های حقوق بشری و برخی از کشورها نسبت به این اقدام پاکستان واکنش نشان داده و خواستار توقف اخراج اجباری مهاجران افغانستان شده‌اند. اما به نظر می‌رسد که دولت پاکستان بر اجرای این تصمیم مصمم است و به‌رغم انتقادهای گسترده، روند اخراج مهاجران را ادامه خواهد داد. با توجه به وضعیت ناپایدار در افغانستان، اخراج گسترده‌ی مهاجران می‌تواند پیامدهای جدی برای امنیت، ثبات و وضعیت انسانی در این کشور داشته باشد. حال باید دید که جامعه‌ی بین‌المللی و طالبان چه اقداماتی برای کاهش این بحران و حمایت از مهاجران انجام خواهند داد. جواد رسولی

Farsi, تیتر چهارم

الزام دانش‌آموزان افغان به پوشیدن لباس‌های سنتی؛ بازگشت به سیاست‌های سخت‌گیرانه

در راستای تحکیم ایدئولوژی سخت‌گیرانه خود بر نظام آموزشی، طالبان دانش‌آموزان پسر و آموزگاران مکاتب را ملزم به پوشیدن دستار و لباس‌هایی مشابه یونیفرم اعضای خود کرده‌اند. وزارت معارف طالبان اخیراً لایحه‌ای را تصویب کرده که بر اساس آن، لباس‌های سنتی شامل پیراهن، تنبان و دستار برای دانش‌آموزان و معلمان اجباری شده است. این اقدام با واکنش‌های گسترده‌ای مواجه شده و بسیاری آن را «بازگشت به قرون وسطایی در نظام آموزش» توصیف کرده‌اند. طالبان در دوره نخست حکومت خود  نیز مقررات سخت‌گیرانه‌ای در مورد پوشش اعمال کرده بودند. در آن دوران، پوشیدن لباس سنتی نه تنها در مدارس بلکه در تمام جامعه اجباری بود و هرگونه تخطی با مجازات‌های سختی همراه می‌شد. با بازگشت دوباره طالبان به قدرت در اگوست ۲۰۲۱، بسیاری از این سیاست‌ها مجدداً اعمال شده و در برخی موارد حتی شدت یافته است. با این حال تحمیل لباس خاص بر دانش‌آموزان و آموزگاران، بخشی از برنامه گسترده‌تر طالبان برای اسلامی‌سازی  آموزش و حذف هرگونه ارزش‌های مدرن  از سیستم تحصیلی افغانستان است. در کنار اجباری شدن لباس سنتی، گزارش‌هایی مبنی بر تغییر محتوای درسی و حذف برخی از موضوعات علمی و اجتماعی نیز منتشر شده است. بسیاری از کارشناسان آموزشی این روند را گامی در جهت «شست‌وشوی مغزی» نسل جوان و ایجاد یک جامعه کاملاً منطبق با ایدئولوژی طالبان می‌دانند. بنا براین تصمیم اخیر طالبان با واکنش‌های گسترده‌ای از سوی فعالان حقوق بشر، آموزگاران، و خانواده‌های دانش‌آموزان مواجه شده است. بسیاری این اقدام را نشانه‌ای از افزایش کنترل اجتماعی طالبان بر مردم و محدود کردن آزادی‌های فردی دانسته‌اند. سازمان‌های بین‌المللی نیز نسبت به سیاست‌های آموزشی طالبان ابراز نگرانی کرده و آن را مانعی در مسیر پیشرفت و توسعه افغانستان می‌دانند. با تشدید محدودیت‌ها در نظام آموزشی، چشم‌انداز تحصیل در افغانستان بیش از پیش تیره شده است. در کنار ممنوعیت آموزش دختران در مقاطع متوسطه و دانشگاهی، اکنون دانش‌آموزان پسر نیز با محدودیت‌های شدیدی مواجه هستند. بسیاری نگران‌اند که با ادامه این روند، نسل آینده افغانستان از دسترسی به آموزش مدرن محروم شده و کشور به سمت انزوای بیشتر سوق داده شود. تصمیم اخیر طالبان نشان‌دهنده تأکید بر سیاست‌های ایدئولوژیک خود است؛ سیاست‌هایی که به گفته منتقدان، افغانستان را به سال‌های تاریک گذشته بازمی‌گرداند. جواد رسولی

Farsi, اول, تیتر دوم, چهارم

فصیح‌الدین فطرت: افغانستان پسا طالبان وجودنخواهد داشت

فصیح‌الدین فطرت، لوی درستیز طالبان، در نشستی در کابل با اشاره به پنجمین دور «روند ویانا» که با حضور ۹۰ تن از سیاستمداران ، فعالان مدنی و زنان مخالف طالبان در اتریش برگزار شد، گفت که چیزی به نام «افغانستان پسا‌طالبان» وجود نخواهد داشت. او این نشست‌ها را تلاشی برای «تشویش اذهان مردم» دانست. وی همچنین اختلافات درونی طالبان را رد کرده و ادعا کرد که چنین مسائلی ساخته و پرداخته «دشمنان افغانستان» است. به گفته او، مطرح کردن موضوعاتی مانند اختلافات میان رهبران طالبان، نارضایتی میان نیروهای طالبان و تعصبات قومی، بخشی از جنگ روانی مخالفان طالبان است. با گذشت بیش از سه سال از تسلط طالبان بر افغانستان، حاکمیت آنها همچنان با چالش‌های متعددی روبه‌رو است. در حالی که حکومت طالبان تاکنون توسط هیچ کشوری به رسمیت شناخته نشده، اختلافات درونی میان رهبران اآنها نیز به موضوعی بحث‌برانگیز تبدیل شده است. این در حالی است که طالبان همواره تلاش کرده‌اند تا این اختلافات را انکار کنند و تصویری یکپارچه از حاکمیت خود ارائه دهند. با این حال و با وجود تکذیب‌های مکرر طالبان، گزارش‌های متعددی از وجود شکاف‌های عمیق در میان رهبران طالبان  منتشر شده است. برخی از این اختلافات به مسائل ایدئولوژیک، برخی به توزیع قدرت و منابع، و برخی دیگر به نحوه تعامل با جامعه جهانی مربوط می‌شود. از یک‌سو، جناح‌هایی در درون طالبان هستند که به دنبال تعامل با جامعه بین‌المللی و کاهش محدودیت‌ها، به‌ویژه در مورد حقوق زنان، هستند تا زمینه‌ای برای به رسمیت شناخته شدن حکومت طالبان  فراهم شود. در مقابل، جناح دیگر به رهبری هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان، مخالف هرگونه تغییر در سیاست‌های سخت‌گیرانه طالبان است. همچنین یکی از نشانه‌های این اختلافات، کاهش نقش برخی از چهره‌های شناخته‌شده طالبان مانند سراج‌الدین حقانی، وزیر داخله، و ملا یعقوب، وزیر دفاع، در تصمیم‌گیری‌های کلان حکومتی است. این دو، که به جناح نسبتاً عمل‌گراتر طالبان تعلق دارند، در چندین مورد مواضعی متفاوت از رهبر این طالبان اتخاذ کرده‌اند. بنا براین یکی از مشکلات اساسی طالبان، عدم به رسمیت شناخته شدن حکومت‌شان از سوی هیچ کشوری است. با وجود تلاش‌های دیپلماتیک برای کسب مشروعیت بین‌المللی، جامعه جهانی تاکنون به دلیل مسائل مربوط به حقوق بشر، به‌ویژه محدودیت‌های شدید بر زنان و اقلیت‌ها، از به رسمیت شناختن حکومت طالبان خودداری کرده است. از سوی دیگر، نشست‌هایی مانند «روند ویانا» نشان می‌دهند که اپوزیسیون طالبان، هرچند پراکنده و بدون یک رهبری واحد، همچنان فعال است و در تلاش برای ایجاد یک نقشه راه برای آینده افغانستان است. حضور چهره‌های مختلف سیاسی، نظامی و مدنی در این نشست‌ها نشان می‌دهد که مخالفت با طالبان نه‌تنها در سطح بین‌المللی بلکه در داخل افغانستان نیز همچنان پابرجاست. با این حال ، اگرچه طالبان سعی دارند تصویر یک حکومت باثبات و یکپارچه را ارائه دهند، اما واقعیت‌های موجود نشان می‌دهند که هم در داخل و هم در سطح بین‌المللی با چالش‌های جدی مواجه‌اند. آینده افغانستان همچنان نامشخص است و سرنوشت این کشور به تصمیمات و تغییرات احتمالی در رویکرد طالبان بستگی دارد. جواد رسولی

Farsi, اخبار, جهان

ترامپ: دولت اوکراین با وزیر مالیه امریکا رفتار بی‌ادبانه‌ای داشت

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور امریکا، اعلام کرد که مقامات دولت اوکراین، به‌ویژه ولادیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور این کشور، برخورد مناسبی با وزیر مالیه ایالات متحده نداشته‌اند. ترامپ در سخنان اخیر خود اظهار داشت که زلنسکی در زمان سفر وزیر مالیه امریکا به اوکراین، برای ملاقات با او در دسترس نبوده و رفتار او تا حدی «بی‌ادبانه» تعبیر شده است. رئیس‌جمهور امریکا گفت: «زلنسکی خواب بود و نتوانست با وزیر مالیه ملاقات کند. او [وزیر مالیه] ساعت‌های زیادی را با قطار سفر کرده بود و این سفر، با توجه به شرایط جنگی در اوکراین، خطرناک بود. ما در مورد یک مقام مهم، یعنی وزیر مالیه صحبت می‌کنیم.» ترامپ افزود: «هدف از این سفر، امضای سندی میان دو کشور بود، اما وزیر مالیه دست خالی از اوکراین بازگشت.» رئیس‌جمهور امریکا با ابراز نارضایتی از این اتفاق، تأکید کرد که چنین رفتارهایی در روابط دیپلماتیک غیرقابل‌قبول است و می‌تواند بر همکاری‌های آینده میان واشنگتن و کیف تأثیر بگذارد.

Farsi, پنجم, جهان

توهین دوباره ترامپ به مهاجران؛ این بار «جنایتکار»

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور امریکا، بار دیگر با اظهارات جنجالی و توهین‌آمیز، مهاجران غیرقانونی را هدف قرار داد. وی صبح پنجشنبه در سخنرانی خود با انتقاد شدید از سیاست‌های مهاجرتی دولت پیشین، مهاجران غیرقانونی را «جنایتکار» خطاب کرد و خواستار اخراج آنان از امریکا شد. ترامپ ضمن انتقاد از سیاست «مرزهای باز» در دولت قبلی، مدعی شد که این سیاست‌ها آسیب‌های زیادی به امنیت و اقتصاد امریکا وارد کرده است. وی گفت: «سیاست مرزهای باز، کشور ما را به خطر انداخته است. مهاجران غیرقانونی بسیاری از آن‌ها جنایتکار هستند و باید از کشور اخراج شوند.» رئیس‌جمهور امریکا در ادامه تأکید کرد که دولت او اقدامات سخت‌گیرانه‌تری را برای جلوگیری از ورود غیرقانونی مهاجران در دستور کار قرار خواهد داد. ترامپ افزود: «ما اجازه نخواهیم داد که کشورمان پناهگاهی برای جنایتکاران باشد. هر کسی که به صورت غیرقانونی وارد امریکا شده، باید اخراج شود.» اظهارات ترامپ واکنش‌های زیادی را در میان فعالان حقوق بشر و گروه‌های حامی مهاجران برانگیخت. آن‌ها سخنان رئیس‌جمهور را نژادپرستانه و برخلاف اصول انسانی دانسته و اعلام کردند که این گونه برخوردها به افزایش نفرت و خشونت علیه مهاجران منجر خواهد شد. منتقدان ترامپ بر این باورند که بسیاری از مهاجران غیرقانونی در امریکا برای فرار از جنگ، خشونت و فقر شدید به این کشور پناه آورده‌اند و نقش مهمی در رشد اقتصادی ایفا کرده‌اند. آنان معتقدند که سیاست‌های سخت‌گیرانه و توهین‌آمیز نه تنها مشکلات را حل نمی‌کند، بلکه موجب عمیق‌تر شدن شکاف‌های اجتماعی و نژادی در امریکا خواهد شد. از سوی دیگر، طرفداران ترامپ از سخنان او حمایت کرده و بر لزوم تأمین امنیت مرزها و جلوگیری از ورود مهاجران غیرقانونی تأکید کرده‌اند. این نخستین بار نیست که ترامپ با لحن تند و تحقیرآمیز علیه مهاجران سخن می‌گوید. در سال‌های گذشته نیز او بارها مهاجران را عامل افزایش جرم و جنایت در امریکا معرفی کرده و وعده داده بود که دیوار مرزی میان امریکا و مکزیک را تکمیل خواهد کرد. اظهارات اخیر ترامپ در شرایطی بیان می‌شود که مسئله مهاجرت همچنان یکی از موضوعات جنجالی و حساس در سیاست داخلی امریکا به شمار می‌رود و هرگونه موضع‌گیری درباره آن، واکنش‌های گسترده‌ای در سطح جامعه و نهادهای بین‌المللی در پی دارد. عبدالحق حمیدی

Farsi, اول, تیتر سوم

نگرانی سازمان حمایت از خبرنگاران در مورد چالش های خبرنگاران افغان در پاکستان

  سازمان حمایت از خبرنگاران افغانستان روز چهار شنبه  با نشر ابیانیه ای  نگرانی شدید خود را از وضعیت خبرنگاران افغان در پاکستان ابراز کرده است . این سازمان بدون نام بردن از کسی  گفته است که دو روز پیش، پولیس پاکستان در شهر اسلام‌آباد یک خبرنگار افغان را بازداشت کرده است. همچنین، یک روز قبل از آن، پولیس پاکستان  زکیه کاویان، یکی دیگر از خبرنگاران افغان را دستگیر کرده است. در اعلامیه ای این سازمان امده است که درماه های اخیر رفتار های غیر انسانی و بی رحمانه پولیس پاکستان نسبت به خبرنگاران افغان و اعضای خانواده های آنان مسااله است که توجه جهانیان را به خود جلب کرده است و برا ساس اطلاعات بدست آمده دستگیری ها آزار . اذیت ها و تهدیدات علیه خبرنگاران نه تنها از آزادی بیان بلکه از حقوق اولیه بشری نیز تخطی می کند به گفته این سازمان یکی از تازه‌ترین نمونه‌ها، بازداشت یک خبرنگار افغان در اسلام‌آباد است که به دلیل نگرانی‌های امنیتی، نامش فاش نمی‌شود. به‌علاوه، شب گذشته زکیه کاویان، یکی دیگر از خبرنگاران افغان، توسط پولیس پاکستان بازداشت شد. این دو مورد تنها بخش کوچکی از وضعیت بحرانی خبرنگاران افغان در پاکستان را نمایان می‌کند، چراکه بسیاری از این افراد به دلایل امنیتی و حرفه‌ای تحت فشارهای شدید قرار دارند. در حالی که این دستگیری‌ها نگرانی‌های زیادی را ایجاد کرده است، وضعیت خبرنگاران افغان در پاکستان نه‌تنها به این دو مورد محدود نمی‌شود بلکه مشکلات عمیق‌تری را دربر می‌گیرد. خبرنگاران افغان که بسیاری از آن‌ها به دلیل تهدیدات و خطرات جانی مجبور به ترک کشور خود شده‌اند، در پاکستان با مشکلات عدیده‌ای روبه‌رو هستند. فشارهای اجتماعی، اقتصادی و امنیتی باعث شده است که این افراد در شرایطی دشوار زندگی کنند و هیچ‌گونه حمایت جدی از سوی کشورهای میزبان و جامعه جهانی دریافت نکنند. با این حال پاکستان به عنوان یکی از بزرگ‌ترین کشورهای میزبان پناهندگان افغان، همواره مسئولیت‌های انسانی و حقوق بشری خود را نادیده گرفته است. بسیاری از پناهندگان افغان که در طول سال‌های اخیر به پاکستان مهاجرت کرده‌اند، به دلیل کمبود منابع و فرصت‌های مناسب، در وضعیت بسیار سختی به سر می‌برند. از جمله مشکلات آن‌ها می‌توان به نداشتن اقامت قانونی، اشتغال غیررسمی و شرایط بد مسکن اشاره کرد که آنها را در معرض آزار و شکنجه‌های دولتی قرار می‌دهد. بنا براین  خبرنگاران افغان، که به‌عنوان اقشار خاص جامعه، به‌دنبال انجام وظایف حرفه‌ای خود هستند، از حمایت و امنیت کافی برخوردار نیستند. بسیاری از آنها به دلیل نبود حمایت‌های حقوقی و برخوردهای بی‌رحمانه از سوی نیروهای امنیتی، مجبور به ترک حرفه خود شده‌اند. این امر نه‌تنها آزادی بیان را محدود می‌کند، بلکه حقوق اساسی این افراد را نیز نقض می‌نماید. از سوی دیگر نگرانی‌های عمده‌ای که مهاجران افغان در پکستان با آن مواجه  اند عدم حمایت مؤثر جوامع جهانی از پناهندگان افغان است. بسیاری از کشورها، از جمله کشورهای غربی، به‌رغم بیانیه‌های انسانی و اعلام حمایت از پناهندگان افغان، در عمل هیچ اقدام موثری برای حمایت از آنها انجام نداده‌اند. این عدم حمایت، سبب شده است که بسیاری از پناهندگان افغان در کشورهای میزبان، به‌ویژه در پاکستان، در شرایطی غیرانسانی و مخاطره‌آمیز به سر ببرند. با این حال سازمان حمایت از خبرنگاران ضمن ابراز نگرانی از وضعیت خبرنگاران افغان در پاکستان، از دولت این کشور می‌خواهد که به‌عنوان کشور میزبان، به‌طور جدی و انسانی با پناهندگان افغان برخورد کند و به حقوق حرفه‌ای و اجتماعی آنها احترام بگذارد. این سازمان بر این باور است که بازداشت، آزار و تهدید خبرنگاران نه‌تنها نقض آزادی بیان است، بلکه نقض حقوق انسانی و حرفه‌ای آنان نیز به شمار می‌رود. علاوه بر این، سازمان حمایت از خبرنگاران  خواستار همکاری بیشتر جوامع بین‌المللی در حمایت از حقوق پناهندگان افغان و خبرنگاران است تا شرایط زندگی آنان بهبود یابد و بتوانند در محیطی امن به فعالیت‌های حرفه‌ای خود ادامه دهند. این تنها در صورتی امکان‌پذیر است که کشورهای میزبان، همچون پاکستان، مسئولیت‌های انسانی خود را به‌طور کامل برعهده بگیرند و برای حل بحران‌های پناهندگی و حمایت از حقوق خبرنگاران گام‌های عملی و مؤثری بردارند. بنا وضعیت مهاجران افغان در پاکستان و به‌ویژه خبرنگاران، نیازمند توجه جدی جامعه بین‌المللی و اصلاحات فوری در سیاست‌های کشور میزبان است. تا زمانی که حمایت‌های جهانی از پناهندگان افغان افزایش نیابد و کشورها به تعهدات خود در زمینه حقوق بشر پایبند نباشند، وضعیت خبرنگاران و سایر پناهندگان افغان در خطر خواهد بود. برای دستیابی به یک راه‌حل پایدار، همبستگی و همکاری بین‌المللی ضروری است. جواد رسولی

Farsi, انتخاب سردبیر, تحلیل و گزارش, تیتر اول, سیاست

وضعیت مخالفین طالبان و چالش‌های آن‌ها در افغانستان و جهان

پس از سقوط دولت جمهوری اسلامی افغانستان در ۱۵ آگوست ۲۰۲۱ و تسلط طالبان بر کابل، گروه‌های مختلفی در داخل و خارج از کشور به مخالفت با حکومت طالبان  پرداختند. این مخالفت‌ها در اشکال مختلفی از جمله مقاومت مسلحانه، اعتراضات مدنی، فعالیت‌های حقوق بشری، و لابی‌گری سیاسی در سطح بین‌المللی نمود پیدا کرد. اما با گذشت بیش از سه سال، این جریان‌های مخالف نتوانسته‌اند تهدیدی جدی برای بقای طالبان ایجاد کنند و حمایت بین‌المللی نیز از آن‌ها حداقلی و غیرمؤثر بوده است. در کنار اعتراضات مدنی فعالین حقوق بشر به ویژه زنان معترض چندین جبهه نظامی در برابر طالبان شکل گرفته است که مهم‌ترین آن‌ها عبارت اند از جبهه مقاومت ملی به رهبری احمد مسعود و جبهه آزادی به رهبری یاسین ضیا ریس ستاد ارتش حکومت جمهوریت است . این جبهات در اغازین روز های سقوط در دره پنجشبر در مقابل طالبان ایستاده شدند و بعد از چندین روز مبارزه مسلحانه شکست خوردند و بعد از ان به حملات پراکنده در کابل و سایر ولایات به مبارزه پرداختند. با این حال و بعد از بیشتر از سه سال نتوانستند چالش بزرگی برای حاکمیت طالبان ایجاد کنند. با این حال، این جبهات با چالش‌های جدی روبه‌رو هستند.نبود انسجام و هماهنگی میان گروه‌های مسلح ضد طالبان و اختلافات داخلی میان رهبران این گروه‌ها مانع از شکل‌گیری یک جبهه متحد شده است.  این موضوع باعث شده که هیچ کشوری به‌طور علنی از این گروه‌ها حمایت مالی و نظامی نکرده است. همچنین ،پس از بازگشت طالبان، زنان، فعالان حقوق بشر، و روشنفکران به‌صورت مسالمت‌آمیز در برابر اطالبان ایستادگی کردند. زنان افغانستان که بیشترین آسیب را از محدودیت‌های طالبان دیده‌اند، به‌ویژه در کابل و سایر ولایات بارها دست به اعتراض زدند. اما این جنبش‌ها نیز با موانع مواجه شدند.و فعالین حقوق زنان با سرکوب شدید ،بازداشت و شکنجه باعث کاهش گسترده اعترضات شده است و واکنش جامعه جهانی عمدتاً محدود به بیانیه‌های محکومیت بوده و اقدام عملی خاصی صورت نگرفته است. از طرف دیگر نبود تشکیلات منسجم جنبش‌های زنان و فعالان مدنی سازماندهی مشخصی ندارند و بیشتر به‌صورت خودجوش عمل می‌کنند.که این عمل باعث تضعیف روحیه جنبش های زنان معترض شده است . شخصیت‌های سیاسی جمهوری پیشین افغانستان ، و برخی دیگر، تلاش‌هایی برای ایجاد آلترناتیو سیاسی در برابر طالبان داشته‌اند. اما بنابر  دلایل زیاد از جمله اختلافات داخلی و پراکندگی میان رهبران مخالف طالبان باعث  ناکامی این تلاش‌ها شده است. در کنار این مسایل موضوع مهم  که باعث شده یک جبهه بزرگ مخالف طالبان ایجاد شود عدم حمایت کشورهای منطقه و قدرت‌های جهانی و بی اعتمادی مردم افغانستان به چهره های سیاسی گزشته است که با گزشت بیشتر از سه سال نتوانستند چالشی بزرگی برای حاکمیت طالبان ایجاد کنند. در کنار این مسایل چندین عامل باعث شده که جامعه جهانی از مخالفان طالبان حمایت عملی نکند: ۱) منافع ژئوپلیتیک قدرت‌های جهانی آمریکا و اروپا پس از خروج از افغانستان علاقه‌ای به درگیری دوباره در این کشور ندارند. روسیه، چین، و ایران به‌دلیل نگرانی از بی‌ثباتی در مرزهایشان، به دنبال تعامل با طالبان هستند. کشورهای دیگر منطقه مانند پاکستان، در روابط خود با طلبان محتاطانه عمل میکنند  و حاضر به حمایت از مخالفان آن نیستند. ۲) تغییر اولویت‌های جهان جنگ اوکراین، تنش‌های خاورمیانه، و درگیری‌های دیگر باعث شده افغانستان از اولویت سیاست خارجی قدرت‌های بزرگ خارج شود. ۳) عدم ارائه یک آلترناتیو قابل‌اعتماد بنا براین مخالفان طالبان تاکنون نتوانسته‌اند یک ساختار سیاسی منسجم و قابل‌اعتماد به جهان معرفی کنند. کشورهای غربی حاضر نیستند روی یک اپوزیسیون نامشخص و پراکنده سرمایه‌گذاری کنند. با این حال اگرچه طالبان کنترل کاملی بر افغانستان دارد، اما این به معنای ثبات مطلق نیست. چندین چالش داخلی می‌تواند احکومت طالبان  را در آینده با مشکلات مواجه کند: بحران اقتصادی شدید که موجب نارضایتی گسترده مردم شده است.۱ شکاف‌های داخلی درون طالبان بین جریان‌های تندرو و عمل‌گراتر.۲ افزایش تهدید داعش خراسان که هم برای طالبان و هم برای کشورهای منطقه تهدید محسوب می‌شود.۳  با این حال و با توجه بر  وضعیت کنونی، سه سناریو برای آینده افغانستان و مخالفان طالبان قابل پیش‌بینی است: ادامه وضع موجود: طالبان همچنان به حکومت ادامه می‌دهد و مخالفان داخلی و خارجی به‌دلیل ضعف و پراکندگی تأثیر چندانی برای تضیف حاکمیت انها ندارند. افزایش بحران داخلی در طالبان: اختلافات داخلی و فشارهای اقتصادی باعث نارضایتی گسترده و تضعیف تدریجی حاکمیت آن‌ها می‌شود. ظهور یک اپوزیسیون قوی و منسجم: در صورت اتحاد مخالفان و جلب حمایت بین‌المللی، ممکن است یک جبهه قوی علیه طالبان شکل بگیرد، اما در حال حاضر چنین چشم‌اندازی بعید به نظر می‌رسد. با این حال مخالفان طالبان با وجود تلاش‌های مختلف دربیشتر از سه سال گذشته، نتوانسته‌اند چالش جدی برای این حاکمیت طلبان ایجاد کنند. نبود انسجام، اختلافات داخلی، سرکوب شدید، و عدم حمایت جهانی از جمله مهم‌ترین عوامل این ناکامی بوده است. در سوی دیگر، طالبان نیز با مشکلات اقتصادی، مشروعیت داخلی، و تهدیدهای امنیتی مواجه است، اما هنوز توانسته اند قدرت خود را حفظ کند. برای تغییر این معادله، مخالفان طالبان نیاز به یک استراتژی منسجم، حمایت بین‌المللی، و یک آلترناتیو سیاسی قوی دارند. در غیر این صورت، افغانستان همچنان تحت حاکمیت طالبان باقی خواهد ماند و فضای تغییر برای نیروهای مخالف محدود خواهد شد جواد رسولی

Farsi, پنجم, تحلیل و گزارش, جهان

کنفرانس امنیتی مونیخ ۲۰۲۵: آغاز عصر جدید تنش‌ها در روابط اروپا و آمریکا

کنفرانس امنیتی مونیخ ۲۰۲۵، امسال در حالی برگزار شد که جهان در میانه تحولات ژئوپلیتیکی پیچیده‌ای قرار دارد؛ جنگ اوکراین همچنان ادامه دارد، روابط آمریکا و اروپا دستخوش تغییرات جدی شده و نگرانی‌های امنیتی در قلب اروپا به بالاترین حد خود رسیده است. در این میان، سخنان مقامات ارشد جهانی در این نشست، شکاف‌های عمیق میان متحدان سنتی را بیش از پیش نمایان کرد. اتحادیه اروپا و چالش جنگ اوکراین در نخستین ساعات این کنفرانس، اورزولا فون درلاین، رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا، با لحنی جدی نسبت به عواقب شکست اوکراین هشدار داد و اعلام کرد که امنیت نه تنها در اروپا، بلکه در ایالات متحده نیز به خطر خواهد افتاد. او تأکید کرد که حمایت نظامی و اقتصادی از اوکراین باید ادامه یابد و گفت: “ما نمی‌توانیم بگذاریم که جنگ اوکراین به سود روسیه پایان یابد. این نه‌فقط برای اوکراین، بلکه برای تمام جهان دموکراتیک یک فاجعه خواهد بود.” فون درلاین همچنین از سیاست‌های تجاری جدید دولت ترامپ انتقاد کرد و گفت که اروپا آماده است تا به تعرفه‌های جدید آمریکا پاسخ قاطع بدهد. او تأکید کرد: “جنگ‌های تعرفه‌ای ما را به عقب برمی‌گرداند، نه به جلو. اروپا آماده است که از منافع اقتصادی خود دفاع کند.” سخنان او با تشویق حضار همراه شد، اما در سوی دیگر سالن، نمایندگان آمریکایی با چهره‌هایی جدی به این اظهارات گوش می‌دادند. واشنگتن: “شهر یک کلانتر جدید دارد” پس از فون درلاین، نوبت به جی دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، رسید. اما سخنان او به جای اینکه بر مسائل امنیتی بین‌المللی تمرکز داشته باشد، چرخشی غیرمنتظره به خود گرفت. ونس با لحنی تند، دولت‌های اروپایی را به نادیده گرفتن خواست مردم و محدود کردن آزادی بیان متهم کرد. او گفت: “تهدید اصلی برای اروپا، روسیه یا چین نیست. تهدید از درون است؛ از سیاست‌هایی که دموکراسی را تضعیف می‌کند، صدای مردم را خاموش می‌کند و ارزش‌های اساسی غرب را زیر پا می‌گذارد.” او سپس جمله‌ای گفت که به سرعت به تیتر اصلی بسیاری از رسانه‌ها تبدیل شد: “در واشنگتن، شهر یک کلانتر جدید دارد. ما ممکن است با شما مخالف باشیم، اما برای حق شما در بیان نظراتتان خواهیم جنگید.” اما آنچه بیش از همه باعث واکنش‌های گسترده شد، انتقاد تند ونس از سیاست‌های مهاجرتی اتحادیه اروپا بود. او به حمله اخیر در مونیخ اشاره کرد، جایی که یک فرد مهاجر با خودرو به جمعیت برخورد کرد و ده‌ها نفر را زخمی کرد. ونس با لحنی هشدارآمیز گفت: “چند بار دیگر باید چنین فجایعی رخ دهد تا مسیر خود را تغییر دهید؟” این سخنان با سکوت سنگین در سالن مواجه شد. برخی مقامات اروپایی چهره در هم کشیدند، در حالی که برخی دیگر، از جمله نمایندگان احزاب راست‌گرای اروپا، سر تکان داده و تأیید کردند. فرانسه و آلمان: “اروپا به استقلال نیاز دارد” پس از سخنان ونس، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، به سرعت واکنش نشان داد و اعلام کرد که اروپا نباید امنیت خود را وابسته به آمریکا بداند. او بر لزوم افزایش قدرت نظامی و اقتصادی اروپا تأکید کرد و گفت: “زمان آن رسیده که اروپا خود را بازیابد. ما باید برای امنیت خود تصمیم بگیریم، نه اینکه منتظر بمانیم ببینیم در واشنگتن چه اتفاقی می‌افتد.” آنالنا بائربوک، وزیر خارجه آلمان نیز در سخنرانی خود به مساله دموکراسی و حقوق بشر پرداخت و گفت که نباید اجازه داد اختلافات سیاسی، اتحاد غرب را تضعیف کند. حمله تروریستی در مونیخ و سایه سنگین ناامنی در حالی که مقامات جهانی درباره امنیت بین‌المللی بحث می‌کردند، شهر مونیخ شاهد حمله‌ای بود که بار دیگر اروپا را در شوک فرو برد. یک فرد مهاجر با خودروی خود به میان معترضان در مرکز شهر رفت و ۳۶ نفر را زخمی کرد. این حمله بار دیگر موضوع مهاجرت و امنیت داخلی را در کانون توجه قرار داد. فرانک-والتر اشتاین‌مایر، رئیس‌جمهور آلمان، در واکنش به این حمله گفت: “ما باید امنیت داخلی خود را تقویت کنیم. هیچ کشوری نباید خود را در برابر چنین تهدیداتی ناتوان ببیند.” از سوی دیگر، جی دی ونس در سخنرانی خود بار دیگر این حادثه را به سیاست‌های مهاجرتی اروپا مرتبط کرد و اعلام کرد که ایالات متحده دیگر نمی‌تواند در برابر این روند بی‌تفاوت باشد. واکنش‌ها: از انتقاد شدید تا حمایت محتاطانه سخنرانی ونس به شدت مورد انتقاد مقامات اروپایی قرار گرفت. سفیر پیشین آمریکا در ناتو این سخنان را “غیرمسئولانه” توصیف کرد و به پولیتیکو گفت: “چنین ادبیاتی در قرن ۲۱ غیرقابل قبول است، چه برسد به اینکه از سوی معاون رئیس‌جمهور آمریکا بیان شود.” اما در سوی دیگر، ایلان ماسک، میلیاردر آمریکایی، در واکنش به سخنان ونس در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: “اروپا را دوباره باعظمت کنید!” یک دیپلمات اروپایی نیز که نخواست نامش فاش شود، در حاشیه کنفرانس گفت: “بسیاری از افراد این سخنان را دوست نخواهند داشت، اما در سکوت با او موافق‌اند. استانداردهای دوگانه‌ای در نحوه برخورد اتحادیه اروپا با دموکراسی وجود دارد.” کنفرانس امنیتی مونیخ ۲۰۲۵ نشان داد که روابط بین اروپا و آمریکا وارد دوره‌ای جدید از تنش شده است. در حالی که مقامات اروپایی بر لزوم حفظ اتحاد و حمایت از اوکراین تأکید دارند، واشنگتن مسیر متفاوتی را در پیش گرفته است. سخنان ونس نشان داد که دولت ترامپ در دور دوم ریاست‌جمهوری‌اش، تمایل دارد مسیر خود را از اروپا جدا کند و بر مسائلی مانند مهاجرت و سیاست‌های داخلی اتحادیه اروپا تمرکز کند. از سوی دیگر، اروپا نیز در تلاش است تا استقلال بیشتری در حوزه‌های امنیتی و اقتصادی به دست آورد. سوال کلیدی این است: آیا این اختلافات به جدایی بیشتر میان اروپا و آمریکا منجر خواهد شد؟ یا اینکه رهبران دو سوی آتلانتیک راهی برای حفظ اتحاد خواهند یافت؟ آنچه مشخص است، دوران جدیدی از سیاست جهانی آغاز شده، دورانی که در آن حتی نزدیک‌ترین متحدان نیز باید برای حفظ روابط خود، بازتعریف‌های جدیدی داشته باشند حامیه نادری

Farsi, تیتر دوم, سیاست

طالبان در آستانه‌ی فروپاشی؟ اختلافات داخلی و نبرد قدرت در سایه‌ی بحران

طالبان با بحرانی بی‌سابقه در رهبری خود روبه‌رو شده است، بحرانی که ناشی از اختلافات شدید بر سر حقوق زنان، تمرکز قدرت و تصفیه‌های درون‌گروهی است. گزارش‌های اخیر نشان می‌دهد که این تنش‌ها نه‌تنها به مرحله‌ای آشکار رسیده، بلکه احتمال بروز درگیری‌های گسترده را افزایش داده است. روزنامه‌ی بریتانیایی تلگراف در گزارشی اختصاصی می‌نویسد که ملا هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان، دیگر قادر به حفظ وحدت درون‌سازمانی نیست. اختلافاتی که پیش‌تر در پشت پرده جریان داشت، اکنون به نقطه‌ای رسیده که می‌تواند پایه‌های حکومت طالبان را از درون متلاشی کند. شکاف در رهبری طالبان؛ چهره‌های کلیدی علیه هبت‌الله گزارش‌ها نشان می‌دهد که سراج‌الدین حقانی، ملا یعقوب و عباس استانکزی از جمله مقاماتی هستند که در برابر هبت‌الله قرار گرفته‌اند. این چهره‌ها خواهان سیاست‌های منعطف‌تر در قبال زنان و تعامل با جامعه‌ی جهانی هستند، اما مخالفت سرسختانه‌ی رهبر طالبان موجب ایجاد تنش‌های جدی شده است. عباس استانکزی، از مذاکره‌کنندگان ارشد طالبان در مذاکرات دوحه، اخیراً از سیاست‌های هبت‌الله به‌شدت انتقاد کرده و محدودیت‌های اعمال‌شده بر زنان را «ناعادلانه و غیرشرعی» خوانده است. او در یکی از سخنرانی‌های خود در ولایت خوست گفت: «ما به ۲۰ میلیون نفر ظلم می‌کنیم. هیچ توجیهی برای این کار وجود ندارد. در زمان پیامبر اسلام، درهای دانش به روی زنان و مردان باز بود.» به دنبال این انتقادات، هبت‌الله دستور بازداشت استانکزی را صادر کرد، اما او پیش از اجرای حکم، به امارات متحده‌ی عربی گریخت و مدعی شد که برای درمان بیماری‌ای مشابه کووید به آنجا رفته است. فرار مقامات طالبان؛ نشانه‌ای از بحران عمیق؟ گزارش‌های تلگراف حاکی از آن است که سراج‌الدین حقانی، وزیر داخله‌ی طالبان، در ماه جنوری به دبی و ریاض سفر کرده و هنوز به افغانستان بازنگشته است. این در حالی است که ملا یعقوب، وزیر دفاع و فرزند ملا عمر، نیز از سیاست‌های سختگیرانه‌ی هبت‌الله علیه زنان و تمرکز قدرت در قندهار ابراز نارضایتی کرده است. تلگراف می‌نویسد که هبت‌الله اخیراً نیروهایی را در فرودگاه کابل مستقر کرده تا از خروج مقامات ارشد جلوگیری کند. این اقدام نشان‌دهنده‌ی میزان بی‌اعتمادی شدید او به اطرافیانش است. قتل یک مقام ارشد شبکه‌ی حقانی؛ انتقام‌گیری درون‌گروهی؟ در بحبوحه‌ی این بحران، گزارش‌هایی منتشر شده که احتمال آغاز روند تصفیه‌ی مخالفان داخلی در طالبان را تقویت می‌کند. تلگراف می‌نویسد که در دسامبر گذشته، خلیل الرحمن حقانی، وزیر مهاجرین و یکی از رهبران ارشد شبکه‌ی حقانی، در یک حمله‌ی انتحاری در کابل کشته شد. این روزنامه ادعا می‌کند که او به‌طور مخفیانه از آموزش دختران حمایت می‌کرد و مرگ او ممکن است بخشی از تصفیه‌حساب‌های داخلی طالبان باشد. جلوگیری از خروج افراد نزدیک به حقانی؛ طالبان اختلافات را پنهان می‌کند؟ در تازه‌ترین تحولات، تلگراف افشا کرده است که یک هیات ۱۴ عضوی که قصد سفر به قطر را داشت، در فرودگاه کابل متوقف شد. این گروه، که گفته می‌شود به شاخه‌ی مورد حمایت حقانی در طالبان وابسته بوده، قرار بود در نشست «مجمع فکر آینده‌ی افغانستان» شرکت کند، جایی که انتظار می‌رفت درباره‌ی حقوق زنان گفت‌وگو شود. این اقدام نشان می‌دهد که طالبان به‌شدت از هرگونه مذاکره درباره‌ی حقوق زنان هراس دارد و در تلاش است تا از خروج اعضای مخالف جلوگیری کند. کارشناسان: بحران طالبان اجتناب‌ناپذیر است مایکل کوگلمن، مدیر انستیتوت جنوب آسیا در مرکز ویلسون، در گفت‌وگو با تلگراف می‌گوید: «اینکه اختلافات داخلی طالبان این‌قدر طولانی شده، همراه با تحولات دیگری مانند قتل یکی از مقامات ارشد شبکه‌ی حقانی، نشان می‌دهد که این گروه در مدیریت بحران داخلی خود ناتوان است.» او اضافه می‌کند که «طالبان همواره انتظار اطاعت بی‌چون‌وچرا از اعضای خود داشته است، اما فرار افرادی مانند استانکزی نشان می‌دهد که بحران داخلی به مرحله‌ی جدیدی رسیده است.» طالبان در مسیر فروپاشی؟ برخی مقامات طالبان که با تلگراف گفت‌وگو کرده‌اند، اذعان دارند که بسیاری از سیاست‌های جاری این گروه «صرفاً بر کنترل زنان متمرکز است» و بعضاً «هیچ منطقی ندارد.» یک داکتر در کابل به تلگراف می‌گوید: «طالبان همیشه تلاش کرده‌اند خود را به‌عنوان یک جبهه‌ی متحد تحت رهبری یک فرد معرفی کنند. اما اکنون در کابل موترهایی را می‌بینیم که تصاویر سراج‌الدین حقانی و بنرهایی با مضمون «شبکه‌ی حقانی» را حمل می‌کنند. این یک پیام روشن است: آن‌ها دیگر نمی‌خواهند از قندهار اطاعت کنند.» او در پایان تأکید می‌کند: «دیگر بحث این نیست که آیا طالبان دچار شکاف خواهد شد یا نه، بلکه فقط زمان آن مشخص نیست. تغییر اجتناب‌ناپذیر است.» این گزارش در حالی منتشر می‌شود که اختلاف‌های درون‌گروهی طالبان به بالاترین سطح خود از زمان بازگشت این گروه به قدرت در کابل رسیده است. هم‌زمان، با تعلیق کمک‌های مالی ایالات متحده و تشدید بحران اقتصادی، پیش‌بینی‌ها درباره‌ی فروپاشی احتمالی طالبان بیش از هر زمان دیگری قوت گرفته است. حامیه نادری

Farsi, اول, تحلیل و گزارش

سیاست جهل: طالبان و مهندسی ناآگاهی برای بقای قدرت

در طول تاریخ، قدرت‌های تمامیت‌خواه همواره به کنترول دانش و سرکوب آگاهی پرداخته‌اند، چرا که آگاهی، مهم‌ترین تهدید برای بقای آن‌ها محسوب می‌شود. طالبان، به‌عنوان یکی از واپس‌گراترین و ایدئولوژیک‌ترین گروه‌های مسلط بر افغانستان، با ممنوعیت آموزش زنان و سرکوب گسترده مراکز علمی، نشان داده‌اند که جهل را نه‌فقط یک ابزار بلکه یک راهبرد بنیادین برای تحکیم سلطه خود می‌دانند. این گروه، با آگاهی کامل از نقش کلیدی آموزش در تغییر ساختارهای اجتماعی، تلاش می‌کند تا جامعه را در وضعیت ناآگاهی و انفعال نگه دارد و از این طریق، مشروعیت خود را تثبیت کند. یکی از نخستین اقدامات طالبان پس از بازگشت به قدرت، تعطیلی گسترده مکاتب دخترانه و محدودیت‌های شدید بر دانشگاه‌ها بود. این تصمیم نه‌فقط از تعصبات مذهبی ناشی می‌شود، بلکه بخشی از یک استراتژی عمیق‌تر برای کنترل جامعه است. طالبان به‌خوبی می‌دانند که جامعه‌ای آگاه، اصول فکری و ایدئولوژیک آن‌ها را به چالش خواهد کشید و ازاین‌رو، هرگونه امکانی برای رشد فکری، نقد اجتماعی و ایجاد تغییر را از بین می‌برند. سرکوب آموزش، به‌ویژه برای زنان، در واقع تلاشی آگاهانه برای جلوگیری از شکل‌گیری یک نیروی اجتماعی است که می‌تواند در برابر نظام مردسالار، بنیادگرایانه و اقتدارگرای طالبان مقاومت کند. زنان تحصیل‌کرده نه‌تنها به استقلال اقتصادی دست پیدا می‌کنند، بلکه در بلندمدت می‌توانند نقش مؤثری در تغییرات سیاسی و اجتماعی ایفا کنند. ازاین‌رو، طالبان با آگاهی کامل، درهای مکاتب و دانشگاه‌ها را به روی دختران می‌بندند تا آن‌ها را از حق تعیین سرنوشت خود محروم کنند. طالبان مدعی‌اند که سیاست‌هایشان مبتنی بر شریعت است، اما بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد که آن‌ها نه از اسلام واقعی، بلکه از یک قرائت افراطی و متحجرانه برای تحکیم سلطه خود استفاده می‌کنند. در حالی که بسیاری از کشورهای اسلامی، از جمله عربستان سعودی که زمانی خود به‌شدت محافظه‌کار بود، مسیر اصلاحات آموزشی را در پیش گرفته‌اند، طالبان همچنان بر سیاست‌های قرون‌وسطایی خود پافشاری می‌کنند. ممنوعیت آموزش زنان از سوی طالبان، نه یک مسئله مذهبی، بلکه یک ابزار سیاسی برای تحکیم قدرتشان است. برای این گروه، جهل یک مزیت محسوب می‌شود، چرا که هرچه جامعه کمتر بداند، کمتر سؤال می‌کند و کمتر مقاومت نشان می‌دهد. طالبان می‌دانند که اگر زنان به تحصیل بپردازند، نسل جدیدی از روشنفکران، فعالان اجتماعی و رهبران سیاسی شکل خواهند گرفت که در برابر تفکر واپس‌گرا و سرکوب‌گرای آن‌ها خواهند ایستاد. یکی از تاکتیک‌های طالبان برای حفظ سلطه خود، گسترش مدارس دینی تحت کنترل این گروه است که در آن‌ها تنها تفسیری خاص و افراطی از دین تدریس می‌شود. این سیاست، نه‌تنها مانع آموزش واقعی کودکان می‌شود، بلکه آن‌ها را در چارچوبی از تفکر بنیادگرایانه پرورش می‌دهد که اطاعت کورکورانه را ترویج می‌کند. این نظام آموزشی تحمیلی، ابزار قدرتمندی برای طالبان است تا ذهنیت نسل جدید را مطابق با ایدئولوژی خود شکل دهند. در چنین ساختاری، نه علوم جدید جایگاهی دارد و نه مهارت‌های موردنیاز برای زندگی در دنیای مدرن. بلکه تنها هدف، تربیت نیروهایی است که بدون هیچ‌گونه تفکر انتقادی، احکام طالبان را پذیرفته و از آن‌ها پیروی کنند. محرومیت زنان از تحصیل، فراتر از یک بحران آموزشی، تأثیرات گسترده‌ای بر اقتصاد و ساختار اجتماعی کشور دارد. در هر جامعه‌ای که نیمی از جمعیت آن از حق تحصیل و مشارکت در بازار کار محروم شود، توسعه متوقف شده و فقر، وابستگی و نابرابری به اوج می‌رسد. افغانستان، که پیش از این نیز با چالش‌های اقتصادی بزرگی روبه‌رو بود، با سیاست‌های ضدآموزشی طالبان، در مسیر یک بحران طولانی‌مدت قرار گرفته است. در سطح اجتماعی، حذف زنان از چرخه تحصیل و اشتغال، موجب گسترش وابستگی زنان به مردان و تشدید نظام مردسالاری می‌شود. این شرایط، زمینه را برای افزایش خشونت‌های خانگی، ازدواج‌های اجباری و کاهش دسترسی زنان به حقوق اساسی‌شان فراهم می‌کند. در چنین جامعه‌ای، زنان نه‌تنها فرصت رشد فردی را از دست می‌دهند، بلکه به‌عنوان یک نیروی بالقوه برای تغییر نیز از میان برداشته می‌شوند. تجربه تاریخی نشان داده است که هرگونه تلاش برای سرکوب آگاهی، در نهایت شکست خواهد خورد. طالبان ممکن است با زور و اجبار، آموزش را ممنوع کنند، اما نمی‌توانند میل به دانستن را از بین ببرند. امروز، دختران و زنان افغانستان در مقابل این سیاست‌های سرکوبگرانه ایستادگی می‌کنند. تلاش برای یادگیری از راه‌های غیررسمی، صنف‌های آنلاین و آموزش‌های مخفیانه، نشان می‌دهد که اراده برای دانش‌آموزی، قوی‌تر از آن است که طالبان بتوانند آن را نابود کنند. طالبان ممکن است برای مدتی با سرکوب و خشونت، مانع رشد آگاهی شوند، اما نمی‌توانند این سیاست را به‌عنوان یک راهبرد دائمی ادامه دهند. جامعه‌ای که روزی به آموزش و پیشرفت عادت کرده بود، به‌سادگی به عقب بازنخواهد گشت. دیر یا زود، این فشار اجتماعی، در کنار تحریم‌های بین‌المللی و فشارهای داخلی، طالبان را مجبور خواهد کرد که در سیاست‌های خود تجدیدنظر کنند. طالبان با ممنوعیت تحصیل زنان، در حقیقت بزرگ‌ترین تهدید را علیه خود ایجاد کرده‌اند: نسل جدیدی که برای آگاهی و آزادی مبارزه می‌کند. اگرچه این گروه با سیاست‌های سرکوبگرانه، به دنبال تثبیت قدرت خود هستند، اما هرچه بیشتر آموزش را محدود کنند، مقاومت مردم بیشتر خواهد شد. جهان نظاره‌گر است که چگونه طالبان، به‌جای سرمایه‌گذاری بر آینده کشور، با سیاست‌های قرون‌وسطایی خود، آن را به نابودی می‌کشانند. اما تجربه تاریخی نشان داده که هیچ حکومتی نتوانسته است آگاهی را برای همیشه سرکوب کند. میل به دانستن و یادگیری، نیرویی است که حتی در تاریک‌ترین دوران‌ها نیز راه خود را پیدا می‌کند. و این حقیقت، بزرگ‌ترین تهدید برای رژیمی است که بقای خود را در جهل و ناآگاهی جست‌وجو می‌کند حامیه نادری

Scroll to Top