در حادثهای خونین و مرگبار، شب گذشته مهاجمان مسلح به یک کنسرت موسیقی در مسکو حمله کردند و باعث مرگ دهها نفر و زخمی شدن بیش از صد نفر شدند. این حمله تروریستی که تنها چند روز پس از انتخاب مجدد ولادمیر پوتین به عنوان رئیس جمهوری روسیه و یک روز پس از وتوی قطعنامه پیشنهادی ایالات متحده در شورای امنیت سازمان ملل اتفاق افتاد، نه تنها به عنوان یک پیام سیاسی بلکه به عنوان یک زنگ هشدار برای امنیت جهانی در نظر گرفته میشود.
حملات متوالی و سازمان یافته در پاکستان و حمله انتحاری پرتلفات در قندهار، نشاندهنده یک روند نگرانکننده است که تروریسم را از یک تهدید بالقوه به یک واقعیت بالفعل تبدیل میکند. ادعای مسئولیت داعش برای هر دو حمله، بهویژه شاخه خراسان آن که عمدتاً متشکل از شهروندان کشورهای آسیای میانه، افغانستان و پاکستان است، نشان میدهد که این گروه به یک چالش امنیتی جدی برای منطقه تبدیل شده است.
اگرچه طالبان ادعا میکنند که به هسته مرکزی داعش خراسان ضربات سنگینی وارد کردهاند، اما گزارشهای بینالمللی، نشان از قدرت گرفتن داعش و بازسازی القاعده در افغانستان دارد. این تضاد نشاندهنده یک شکاف روشن بین ادعاها و واقعیتهای موجود است و افغانستان را بیش از پیش در معرض خطر قرار میدهد
پرسش اصلی این است که با توجه به این رویدادهای خونین، اگر سرنخ ها به افغانستان برسد، روسیه چگونه نسبت به طالبان موضعگیری خواهد کرد. آیا این حمله، که توسط وزارت خارجه طالبان به عنوان اقدام تروریستی محکوم شدهاست، به نزدیکی بیشتر بین روسیه و طالبان در امر مبارزه مشترک با داعش منجر خواهد شد، یا اینکه مسکو به این نتیجه میرسد که بیثباتی و انحصار قدرت توسط طالبان بستری برای توسعه تروریسم فراهم آورده است؟
در نهایت، نارضایتی عمومی از حاکمیت طالبان و نبود دولت مشروع و مورد قبول مردمی میتواند زمینهساز تجمع و حمایت از تروریستها در افغانستان شود. این وضعیت نه تنها برای منطقه بلکه برای کل جهان نگرانکننده است و نیازمند یک پاسخ جمعی و متحد از جامعه بینالمللی است.