در حالی که سازمان های اطلاعاتی روسیه ادعا میکنند، مظنونین حمله تروریستی به کنسرت موسیقی در مسکو را، در جاده ای منتهی به خاک اکراین دستگیر کرده اند و از ردیابی تماسهای آنها با افرادی در اکراین گزارش میدهند، به نظر میرسد که این همه نشانهها، آن چیزی نیست که روسها از حادثه اخیر در مسکو اظهار میکنند.
چندی پیش الکساندر بورتنیکوف، رییس سازمان امنیت ملی روسیه در نشست روسای امنیت کشورهای مشترک المنافع گفته بود: «فعالیت پیشرفتهای از شاخههای داعش در افغانستان را ثبت کردهایم که تحت عنوان ولایت خراسان متحد شدهاند. جماعت انصارالله و حزب اسلامی ترکستان از نزدیک با آن در ارتباط اند. هدف آنها ایجاد زمینهای برای گسترش به قلمرو کشورهای مشترکالمنافع است.»

گزارشگر ارشد سیاست و روابط بین الملل
همچنین نزدیک به بیست روز پیش، وزیر دفاع روسیه در حالی که کشورش درگیر جنگ با اکراین است، در نشست هیئت رهبری وزارت دفاع روسیه، بزرگترین تهدید بالقوه علیه آسیای میانه را از افغانستان عنوان کرده بود. او در این نشست گفته بود: «وضعیت امنیتی در آسیای میانه پیچیده است و تهدید اصلی از افغانستان زیر اداره ی طالبان میآید.» او مدعی شده بود که داعش در یک سال گذشته، قدرت نظامی خود را ١٥ درصد افزایش داده است.
نیکلای پاتروشف، دبیر شورای امنیت روسیه نیز در ماه دلو سال گذشته در یک نشست امنیتی با همتایان خود از آسیای میانه، در بیشکک هشدار داده بود که ۲۰ سازمان تروریستی با بیش از ۲۳ هزار جنگجو در افغانستان تحت کنترول طالبان حضور دارند.
حال با مرور موضع گیری مسئولان ارشد امنیتی-نظامی و اطلاعاتی روسیه طی ماه های اخیر، به وضوح نگرانی از افزایش فعالیت های داعش شاخه خراسان، دیده می شود. این گروه نیز ساعاتی پس رویداد مسکو، مسئولیت این حمله را بر عهده گرفت.
در همین حال، تقریبا ۹ ساعت پس از این حمله مرگبار، هیئت موظف تحقیق، از دستگیری ۴ مظنون اصلی در نزدیکی مرز اکراین در منطقه ای به نام “بریانسک” خبر داد، اما اینکه مظنونین برای حدود سه ساعت دست به حمله زده و در حالی که دقایقی بعد از حمله، منطقه به محاصره نیروهای امنیتی درآمده بود، چگونه به طور مصئون از محل کشتار خارج شدند و به نزدیکی مرز اکراین رسیدند، به نظر سوال برانگیز می آید.
میان شاخصه های اصلی گروه داعش از جمله مذهب، منطقه نفوذ و تحرک، آموزه ها و ارزش های دینی، نوع هدف، نحوه انجام عملیات و … هیچ نوع سنخیتی را با اکراین نمی توان یافت. پرسش اینجاست که چرا روس ها، اعلام مسئولیت داعش را نپذیرفتند و به سرعت انگشت اتهام را به سمت اوکراین نشانه گرفتند؟
بر اساس گزارش ها، مراکز اصلی عملیاتی گروه داعش خراسان در مناطق قبایلی پاکستان و در جوار خط دیورند واقع شده اند. احتمالاً اعلام رسمی روس ها مبنی بر دست داشتن شاخه خراسان داعش، این کشور را با چند بن بست و آسیب پذیری مواجه می ساخت. زیرا این کشور، هم اکنون در یک جنگ ویرانگر و پرهزینه با اکراین و متحدین غربی اش قرار دارد، بنابراین به نظر نمی رسد، روسیه شرایط لازم برای انجام عملیات نظامی گسترده و یا حتی حملات دقیق هوایی و راکتی را به خاک پاکستان و افغانستان داشته باشد. حتی در صورتی که امکان عملیاتی چنین اقداماتی ممکن بود، تبعات سیاسی آن برای روسیه تحت رهبری پوتین که متهم به تجاوز و زیاده خواهی های ارضی است، بیش از حد فاجعه بار بود.
از جانب دیگر در حالی که افکار عامه روسیه در شوک فرو رفته، از منظر مناسبات داخلی، عدم اقدام انتقام جویانه سریع توسط مسکو نیز باعث کاهش محبوبیت سران سیاسی این کشور می شد، اما سمت و سو دادن این خشم داخلی و همبستگی بین المللی به سمت خطوط اصلی نبرد روس ها با اکراین در حالی که حمایت از جنگ هر روز در حال کاهش است و هزینه های جنگ تبعات خود را بر اقتصاد روسیه هر روز آشکارتر می سازد، سناریویی عاقلانه به نظر می رسد.
با مرور مواضع رسمی چهره های امنیتی روس طی سه سال گذشته و نگرانی هایشان از توسعه توان گروه های اسلام گرای افراطی در منطقه می توان عمق نگرانی آن ها را به وضوح مشاهده کرد اما رسیدن پای افراط گرایان به مسکو این نکته را به روس ها گوشزد کرد که صرفاً با ابراز نگرانی، نمی توان مانع از بحران شد و انفعال روس ها در مسائل منطقه ایی به نفع آن ها، تمام نشده است.