نویسنده : ایدار بورنگازیف، دیپلمات قزاقستانی و بنیانگذار مرکز جهانی آستانه
آرونداتی روی، نویسنده هندی، زمانی گفت: «در هر صورت، تغییر خواهد آمد. ممکن است خون بار یا زیبا باشد. این به ما بستگی دارد.» حدود سه سال پس از قدرت گرفتن مجدد طالبان در افغانستان، عملاً هیچ تحولی در روابط آن با جهان خارج وجود ندارد. وضعیت همچنان در بن بست باقی مانده است زیرا جامعه بین المللی و مقامات کابل در مسائل ناسازگار گیر افتاده اند و افغانستان همچنان با بحران انسانی مواجه است.
در چارچوب واقعیتهای ژئوپلیتیک کنونی پس از سقوط اخیر رژیم «دموکراتیک»، افغانستان خود را در شکافی بین تجربیات گذشته و آیندهای نامعلوم میبیند. این کشور فرصتی منحصر به فرد برای فراتر رفتن از شهرت خود به عنوان “قبرستان امپراتوری ها” و تعیین سرنوشت خود در عین ادغام همزمان با جامعه بین المللی دارد. چگونگی مدیریت بالفعل در افغانستان (طالبان) از این فرصت، نه تنها آینده مردم افغانستان و منطقه را شکل می دهد، بلکه بر توسعه کل پارادایم امنیتی جهانی نیز تأثیر می گذارد.
در حال حاضر، طالبان از هر فرصتی برخوردار است تا پایه و اساس مدل جدیدی از امنیت منطقه ای و بین المللی را پایه ریزی کند که به آنها اجازه می دهد شرایط را برای بازگشت افغانستان به سیستم عادی روابط بین المللی ایجاد کنند. اما آنها باید سریع عمل کنند. افزایش تنش ها در خاورمیانه تقریباً هر قدرت جهانی و منطقه ای را درگیر می کند و تشدید بیشتر در آنجا بر وضعیت اطراف افغانستان تأثیر منفی خواهد گذاشت. در این محیط ژئوپلیتیکی غیرقابل پیشبینی، طالبان یا میتوانند رهبری ترتیبات امنیتی جدید را بر عهده بگیرند یا یک بار دیگر بدتر شدن نامطلوب وضعیت امنیتی را تجربه کنند که فراتر از کنترل آنهاست.
راه رو به جلو با حضور مسئولانه طالبان در راس آن امکان پذیر است:
به نظر میرسد که از زمان جنگهای افغانستان و انگلیس در قرن نوزدهم، جهان به افغانستان بهعنوان مکانی که میتوان انرژی منفی ژئوپلیتیک جهانی را در آن رها کرد، عادت کرد. اما مردم افغانستان مستحق پیشرفت هستند و بازیگران خارجی مختلف پیشنهادهای متفاوتی ارائه کرده اند. چیزی که طالبان به آن نیاز دارند فرصتی برای پیشرفت است که در آن نقش کلیدی دارند و می توانند مسئولیت کامل را بر عهده بگیرند. جامعه بین المللی باید به چنین فرصتی اجازه دهد تا به عنوان یک «آزمون بلوغ» عمل کند که با آن می تواند طالبان را بسنجد.
در این مقطع مهم، جامعه جهانی باید از افغانستان در تعیین آینده خود حمایت کند. اگر بازیگران خارجی به ترویج طرحهای سیاسی ادامه دهند، افغانستان بار دیگر به محلی برای جنگهای نیابتی، عرصه رقابت و زمینی مساعد برای روایتهای قدیمی درباره تروریسم بینالمللی و سایر تهدیدها تبدیل خواهد شد. سرزنش طالبان به خاطر شکستهای دموکراتیکشان که در مورد آنها آشکارا دیدگاههای خارجیها را ندارند، نتایج سازندهای در بر نخواهد داشت.
به نوبه خود، اگر کابل واقعاً به دنبال این است که یک بازیگر کلیدی در آسیا و مشارکت کننده منظم در امور بینالمللی باشد و اگر به دنبال تحقق ظرفیتهای جغرافیایی و اقتصادی قابل توجه خود است، باید اقدامات عملی را با مشارکت کشورهای منطقه و سازمانهای بینالمللی آغاز کند.
گفتگو در مورد امنیت:
حفظ امنیت و ثبات داخلی همچنان مشکل اصلی افغانستان مدرن است. در حالی که موضوعات دیگر، از جمله حقوق زنان و حکومت فراگیر، نیز بسیار مرتبط هستند، اما اولویت فعلی رژیم کابل نیستند. این به دلیل یک واقعیت ساده از زندگی است: بدون امنیت، هیچ توسعه ای وجود ندارد. این باید شعاری باشد که مقامات افغانستان برای ایجاد روابط با جهان روی آن کار کنند.
امروزه منافع اقتصادی کشورهای منطقه (هند، ایران، چین، امارات، پاکستان، روسیه، ترکیه و جمهوریهای آسیای مرکزی) چالشهای ژئوپلیتیکی بزرگی را برای افغانستان ایجاد میکند که به نوبه خود فرصتهای بالقوهای را برای این کشورها ایجاد میکند. در واقع، این کشورها نشان داده اند که می توانند شکست های دموکراتیک طالبان را پشت سر بگذارند و به ریشه مشکلی که کشور را رنج می دهد، بپردازند.
امنیت شرط اساسی رشد اقتصادی پایدار است. روابط تجاری به تنهایی کافی نیست، هرچند طالبان در ایجاد آن نسبتا موفق بوده اند. تا زمانی که مقامات نتوانند سطح معقول و قابل پیش بینی امنیتی را فراهم کنند، سرمایه گذاران برای ورود به افغانستان تردید خواهند کرد. به عنوان مثال، خط لوله گاز ترکمنستان-افغانستان-پاکستان-هند ( تاپی) و یا خط آهن ترانس-افغان را در نظر بگیرید. هیچ یک بدون محیط امنیتی محقق نخواهد شد.
تا آنجایی که بازیگران داخلی میگویند، طالبان بهطور منحصربهفردی میتوانند یک بار برای همیشه به تروریسم در افغانستان پایان دهند. هیچ گروه یا سازمان نظامی-سیاسی دیگری که در اپوزیسیون طالبان باشد، در این جبهه به خوبی مقابله نکرده و نمی تواند. طالبان با «داعش» و دیگر گروههای تروریستی کوچک سابقه تشابهاتی دارند، زیرا آنها بهتر از دیگران موضوع تروریسم را درک میکنند.
شناسایی مراحل ملموس مورد نیاز برای تضمین امنیت و ثبات:
کابل نیاز به راه اندازی یک پلت فرم جدید گفتمان در مورد مسائل امنیت داخلی افغانستان با مشارکت همسایگان این کشور دارد.
رهبری طالبان و همچنین جامعه بین المللی باید درک کنند که نقش تعیین کننده در مدل جدید امنیتی باید توسط ایران و پاکستان ایفا شود که با استفاده از این کشور به عنوان پس زمینه برای جنگ های نیابتی خود به عنوان مخالفان در تاریخ مدرن افغانستان عمل کرده اند.
ایران و پاکستان از نظر تاریخی از نظر درک منازعات قومی، اقتصادی و سیاسی و مسائل مرزی بیشترین هماهنگی را با افغانستان دارند. علاوه بر این، سه کشور در توسعه زیرساختهای حملونقل بینالمللی و انرژی با مشارکت طیفی از دولتها مشارکت خواهند داشت. علاوه بر این، ایران و پاکستان، مانند افغانستان، از دیرباز به طور مستقیم یا غیرمستقیم در گفتمان بین المللی با گسترش تروریسم بین المللی مرتبط بوده اند.
نیاز به مبارزه با فعالیت های تروریستی در مرزهای افغانستان با پاکستان و ایران – یک مشکل بسیار حاد و پایدار – به حدی است که به فرمت های بین دولتی جداگانه در کابل، اسلام آباد و تهران نیاز است. این «تروئیکا» نماینده مهم ترین بازیگران برای تأمین امنیت افغانستان در سطح بین المللی است.
ماهیت ابتکار جدید، تشکیل یک گروه تماس دائمی سه جانبه در مورد مسائل امنیتی (به ویژه در مورد مبارزه با تروریسم) در میان افغانستان، ایران و پاکستان است. این قالب با مجامع چندجانبه موجود که در عمل توانایی مقابله با مشکلات امنیتی افغانستان را ندارند، اساساً متفاوت خواهد بود. ایجاد چنین گروه تماسی باید توسط طالبان به عنوان ضامن امنیت مرزی پاکستان، ایران، هند، چین و جمهوریهای آسیای مرکزی آغاز شود.
در این زمینه، شایان ذکر است که ائتلاف نظامی اسلامی ضد تروریسم (IMCTC) که پاکستان را شامل شده اما ایران عضویت آن را ندارد. ایجاد یک گروه تماس دائمی حلقه مفقوده منطقه ای برای IMCTC خواهد بود و به جلب توجه بقیه جهان اسلام به مشکلات افغانستان در زمینه مبارزه با تروریسم کمک می کند. از طریق IMCTC، افغانستان می تواند به نقطه همکاری بین سنی ها و شیعیان تبدیل شود که با توجه به جمعیت شیعه خود افغانستان، برای طالبان نیز مهم است.
در آینده، اگر این تروئیکا بتواند حتی به حداقل سطح تفاهم دست یابد و همکاری عملی ایجاد کند، این قالب می تواند با مشارکت سایر بازیگران، در درجه اول از آسیای مرکزی، بیشتر تقویت شود.
نیاز به واسطه:
با توجه به روابط نسبتاً دشوار و گاه بحث برانگیز بین سه کشور فوق، می توان از یک کشور دیگر یا یک سازمان بین المللی به عنوان میانجی برای ارائه کمک های گسترده در قالب رایزنی های سیاسی، سطح بالای مشارکت دیپلماتیک و تهیه ابزارهای اجرایی دعوت کرد. بار دیگر، تصمیم گیری در مورد یک واسطه قابل قبول به عهده کابل است.
پیچیدگی گام های اولیه در ایجاد چنین ساختار امنیتی ایجاب می کند که یک میانجی وجود داشته باشد. به ویژه، مشاوره عمومی و خصوصی مورد نیاز خواهد بود. علاوه بر این، مخالفان دولت های قبلی و گروه های “شمالی” ضد طالبان و همچنین نمایندگان تجارت های بزرگ در افغانستان، باید به طور موازی یا جداگانه در این رایزنی ها آورده شوند.
این مشاوره ها در درجه اول باید بر ایجاد روابط و اعتماد و بررسی گزینه هایی که می تواند نیازهای همه طرف ها را برآورده کند متمرکز شود. در این زمینه، طالبان همچنین میتوانند دیپلماسی مسیر دوم را انتخاب کنند و از تواناییهای یک جامعه تخصصی بزرگ در این زمینه استفاده کنند. اندیشکده ها، کارشناسان، رسانه ها و وبلاگ نویسان افغان و خارجی، همراه با شبکه های اجتماعی و محافل عمومی، می توانند زیربنای پیشبرد اهداف تعیین شده را بنا کنند.
نتایج مثبت احتمالی یک استراتژی امنیتی موفق برای افغانستان و فراتر از آن:
اولین موفقیت فوری طالبان در این تلاش، برقراری تعامل با شرکای منطقه ای و نشان دادن نگرش مسئولانه به جهان خارج نسبت به مسائل مشترکی است که منطقه را آزار می دهد.
صرف نظر از شرایط، گامهای اولیه برداشتهشده توسط ایران، پاکستان و افغانستان، مجموعهای از دانش را برای جامعه بینالمللی فراهم میآورد که امکان درک عمیقتر واقعیتها را برای توسعه بیشتر روابط بین افغانستان و بازیگران بینالمللی فراهم میکند. این یک فرصت منحصر به فرد برای کابل است تا به جامعه جهانی نشان دهد که می تواند موقعیت سازنده ای داشته باشد و تمایل واقعی برای ایجاد مکانیسم های مهم و مؤثر دولتی در صورت نیاز دارد.
تأثیر درازمدت ایجاد پیوند بین افغانستان و جامعه بینالمللی برای حل مشکلات دیگر افغانستان خواهد بود. به هر حال، با توجه به ملاحظات امنیتی فوری و ایجاد اعتماد، افغانستان و شرکای آن قادر خواهند بود تا بر همکاری برای توسعه بیشتر تمرکز کنند.