توماس مک ایرلندی می گوید او در ابتدا قرار بود تا فقط هند و پاکستان را با بایسکل طی کند اما وقتی در مرز افغانستان با چند نفر هم صحبت شد ترغیب شد تا در سفری که از قبل پلان نشده بود به افغانستان برود.
او میگوید: «به من گفته شد که سفر برای مسافران امن است – حتی با دوچرخه، می شود به سراسر کشور رفت.»
او پس از گرفتن ویزا از کنسولگری افغانستان در پیشاور به مبلغ ۱۰۰ دالر در امتداد گذرگاه خیبر به گذرگاه زمینی تورخم رفت و از آنجا به افغانستان.
مسیر توماس در افغانستان نیز با توجه به فصل برف سنگین و خطر بسته شدن جاده ها در شمال که اغلبا کوهستانی است با سرعت کمی جریان یافت.او در کابل مجوز سفر به قندهار در جنوب افغانستان و شهر غربی هرات را که در نزدیکی مرز با ایران قرار دارد، دریافت کرد.
او میگوید: «از کابل تا قندهار پنج روز با بایسکل طول کشید – روز اول ۶۵ کیلومتر، سپس ۷۷کیلومتر، ۱۰۵ کیلومتر، ۱۴۰ کیلومتر و ۱۲۰ کیلومتر». رانندگی خطرناک یکی از خطراتی بود که او باید با آن مواجه می شد. او میگوید: «در بعضی مواقع جادهها میتوانند با رانندگی خطرناک و جادههای خراب، به طور وحشتناکی نگران کننده باشند. به نظر میرسد بس های مسافربری بر جادهها حاکم هستند، به نظر می رسد آنها پرواز میکنند وقتی آن ها می آیند همه باید از سرک خارج شوند.»
او در سفرهای خود، محل اقامت خود را در خانههای محلی، رستورانها و حتی در تانک تیل های کنار جادهای که اغلب اتاقهای کوچکی دارند که کارکنان در آن میخوابند، تامین میکرد. او می افزاید: «به دلیل تمام درگیری ها در اینجا، در حال حاضر زیرساخت واقعی برای گردشگری وجود ندارد.»
او می گوید تقریبا در همه جا طالبان وی را مورد بازپرس قرار می دادند با وجود این، او در سفر در سراسر کشور احساس امنیت میکرد و افغانهایی که با آنها مواجه میشد «بسیار کمککننده و مهماننواز» بودند، اما او از گرفتن عکس از مکانهای حساس خودداری میکرد، زیرا طالبان چندین بار تلفن او را چک کردند .
توماس میگوید:«اگر به ۹۹ درصد مردم گوش میدادم، نمیرفتم… ترجیح میدهم با ذهنی باز و تمایل به پذیرش اینکه دیدگاهها و افکار ما در غرب همیشه درست نیست سفر کنم – اغلبا واقعیت این است که مکانها با تصاویری که در دنیای غرب تولید میشوند بسیار متفاوت است.»
او که حالا به ایرلند بازگشته است در صفحه توئیتر خود ذیل تیتر:”دلم برای افغانستان تنگ شده” نوشته است: «افرادی که بعد از ۵۰ سال درگیری اصلا چیز زیادی ندارند، اما سخاوت و مراقبت در آنجا باورنکردنی است. به عکسهایی که اخیراً در آنجا بودم نگاه میکنم و نمیتوانم منتظر بمانم تا بیشتر کشور را بایسکل سواری کنم!»
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید