جنگ را به کافه که ببریم
برایش چای بریزیم
دستی به شانهاش بزنیم
سنگینی سلاح را از دوشش برداریم
مطمئنم ما را نخواهد کُشت
بیا دست به یکی کنیم
و جنگ را شاعر بسازیم
به جای کشتن آدمها
چه عاشقانههای که متولد
نخواهد شد
«نازی شریفی»
نازی شریفی؛ سرشت شاعرانه در آب و گِل بدخشان
نازی شریفی، فرزند میرزا جمعه خان حیدری، از اهالی فیضآباد بدخشان است. پدرش یکی از مردان نیکنام افغانستان بود که تا پیش از سقوط دولت داکتر نجیبالله، به مدت پنجاه و هشت سال خدمت صادقانه به وطن کرد.
نازی در سال 1369 در ولایت تخار به دنیا آمد و هشتمین فرزند خانوادهاش بود. دوره ابتدایی را در کندز، متوسطه را در ایران و دبیرستان را نیز در کندز به پایان رساند. تحصیلات دانشگاهی خود را در شهر تاریخی فیضآباد بدخشان به اتمام رساند.
از دوران کودکی، شعرگویی در وجود نازی جوانه زد و اکنون دارای چهار مجموعه شعر چاپ شده است. همچنین چند مجموعهی دیگر نیز آماده چاپ دارد. او علاوه بر شعر، به نقاشی، شطرنج، موسیقی طراحی و عکاسی نیز علاقهمند است.
در طول زندگی پُربار خود، نازی ازدواج کرده و صاحب سه فرزند است. او همچنان در پی پویش هرچه عمیقتر در عرصههای ادبی و هنری است و امید دارد که با آثار خود، بتواند به غنای فرهنگ و ادبیات پارسی در افغانستان بیفزاید.
خبرگزاری دیدهبان افغانستان گفتوگویی را با این بانوی شاعر انجام داده است که در ادامه خواهید خواند.
نورا: خانم شریفی درود و وقتتان بخیر؛ بسیار سپاس که زمان گذاشتید تا با شما گفتوگویی داشته باشیم.
شریفی: سلام به شما و همهی مخاطبینتان؛ امیدوارم که حالتان خوب باشد. در واقع شما لطف کردید که برای انجام این گفتوگو به من فرصت دادید.
نورا: بانو شریفی به عنوان پرسش نخست؛ چرا شعر؟ چگونه خود را در میان کلمات و شعر پیدا کردید؟ از زمانی بگویید که شعر را پیدا کردید.
شریفی: در نوجوانی دوستدار شدید کتاب و شطرنج بودم. شطرنج را بسیار خوب بازی میکردم و روزهای بیشماری را با بازی شطرنج و مطالعه سپری میکردم. شاید عجیب به نظر برسد اما من از محدود دخترانی در میان آشنایان بودم که گریکاسپاروف روس را میشناختم و دوستش داشتم. هر چهقدر که سایر اعضای خانواده از حرفهای شدن من در شطرنج مسرور بودند، مادر جانم مخالف بود. دلیلش هم واضح است؛ عرف جامعهی افغانستانی” دختر را چه به این کارها”. مخالفت مادرم با شطرنج باعث شد تا مجبور شوم بهخاطر دل مادرم که بیش از جانم دوستش دارم از شطرنج بگذرم؛ که به هیچ عنوان مسئلهی سادهای برای من نبود. این پریود زمانی که در مورد آن صحبت میکنم مربوط به دوران مهاجرت ما در استان کرمانِ کشور ایران است. برادر بزرگم مرحوم عبدالصمد ندیمجو عضو انجمن شاعران کرمان بود. او شعر میگفت و میخواند و به برکت وجودش فضای خانهی کوچکمان کاملاً با ادبیات آشنا بود. کار برادرم در شعر؛ و از سویی دیگر علاقه شدید من به مطالعه در فقدان بازی مورد علاقهام شطرنج، آهسته و پیوسته روحم را با شعر بخیه زد. خیلی زود غرق شدیم، من در شعر و شعر در من. وقتی برادرم در مورد شعر برای من توضیح میداد، ماهیت کلمات در ذهنم تغییر میکرد.
برادرم قدرت کلمات را به معنی واقعی در من شگوفا کرد، روحش آرام. چندی نگذشت که با بزرگان شعر پارسی آشنا شدم. شروع کردم به خواندن حافظ، حافظ دوستداشتنی و رند. نیما و سهراب سپهری و شاملو، بهزودی کار از کار گذشت و خودم را در میان شعر دیوانهوار و عاشقانه پیدا کردم. شعر را چون خون در رگهایم احساس کردم، شعر به من قدرت و شهامت کافی برای مواجه شدن با طبیعت بیرحم را داد. شعر پناهگاه امنی شد برای گریز از ماجرا. شروع کردم به شعر گفتن، هر باری که سعی میکردم کلمات را پشت سر هم ردیف کنم تا مثلاً شعری از آب درآید، با انبوهی از تشویقهای برادرم مواجه میشدم، مرا به آغوش میگرفت، میبوسید و انگیزه میداد. کاش همهی برادران افغانستانی روزی به قدرت محبت به خواهرانشان ایمان بیاورند؛ کاش بدانند آغوششان چه معجزهگر است. پس از آزمون و خطاهای زیادی پیش خودم و کلی خط خطی کردن دفترم؛ موفق شدم تا یک شعر بسرایم. وقتی برای برادرم شعر را خواندم، مرا با شوق بینهایتی به آغوش گرفت و گفت که تو شاعر بزرگی خواهی شد. او که از شعر من ذوق کرده بود؛ مرا به انجمن شعر کرمان برد تا شعرم را در میان دوستانش نیز بخوانم. رفتیم و من شعرم را خواندم. تشویق شدم و همان شعر در مجلهی «بارون» چاپ شد.
نورا: شما یکی از شعرای شعر سپید هستید و چهار دفتر شعر سپید هم از شما منتشر شده؛ میتوانید بگویید که ویژهگی و جوانب اصلی شعر سپید چیست و چه تفاوتی با شعر موزون دارد؟
شریفی: شعر موزون یعنی وزن دار، دارای ردیف و قافیه چه که در قالب وزن و قافیه است و به این علت به آن شعر موزون میگویند. اما شعر سپید شعری است، که رهایی پیدا میکند از وزن و قافیه؛ در میدان بدون وزن قافیه تجلی و وسعت پیدا میکند و مورد مهمترین تفاوت میان شعر موزون و سپید میتواند باشد.
ویژهگی شعر سپید همانطوری که اشاره شد؛ در واقع وسعت و عدم وابستگی به وزن و قافیه است. اگر در مورد شعر سپید بهصورت خاص صحبت کنیم، باید به رویکردهای شاملو رجوع کنیم؛ به نظر من با شعر شاملو بهتر میشناسیم که شعر سپید چه ویژهگیهای دارد.
شعر سپید یا آزاد هیچ مانیفیستی ندارد و این خودِ شاعر است که به خودش اجازه میدهد نا از تمام قالبهای گوناگونی شعری در اثرش استفاده کند. در کُل میشود گفت ما از شعر سپید گذر کردیم و به صورتهای دیگر شعر رسیدیم منظورم شعر گفتار است که باز دوباره از آن هم گذشتیم تا بلاخره رسیدیم به شعری که در واقع موزون به زندگی ماشینی ودیجیتال امروز ما است؛ مثل شعر هایکو، شعر تیتر، و بقیه شعرهای که امروزه تولید میشوند.
نورا: در شعر سپید بهدنبال چه هستید؟ منظورم این است که شعر سپید برایتان ابزاری است جهت بیان افکار و احساسات اجتماعی یا دیدگاهتان در مورد جهان هستی؟
شریفی: شعر برای من همهچیز است، مثل یک سنگصبور که همهی دردها را میشود در حضورش فریاد زد. بدیهی است که احساسات و افکار و نوع جهان بینیام را سعی کرهام تا در شعر تبارز دهم. نازی شریفی از جایگاه یک زن همیشه سعی کرده تا درد زنان و مردان بیشماری را در پهنهای به نام افغانستان انعکاس دهد. البته که احساسات و دردهایی را که همجنسانم به نوعی با آن اختهاند را سعی کردهام تا بیشتر فریاد بزنم. همواره تلاش کردهام تا رنج زنان افغانستانی را که پشت دیوارهای بلند زنستیزی و مرد سالاری صدایشان خفه شده را بلند کنم. دیدم را نسبت به جهان هستی، طبیعت و تمام موارد شخصی از جمله عشق و شکست و پیروزی در شعر ابراز کردهام و خواهم کرد. من عاشق خداوند و طبیعت هستم و همیشه سعی کردهام تا با زبان شعر این علاقه و شور را به نمایش بگذارم. هر زمانی که مشکلات شدید روحی پیدا میکنم چارهای جز پناه بردن به آغوش طبیعت ندارم و اکثریت تجربیاتم در این مورد را شعر کردهام.
نورا: بهنظرت در کُل شعر یا شعر سپید میتواند بر روی فرهنگ و جامعه تأثیر بگذارد؛ اصلا چنین قدرتی دارد؟
شریفی: به نظر من شعر سپید به طور قطع میتواند بر جامعه تأثیرگذار و قدرتمند باشد. این شکل از شعر همانگونه که قبلاً اشاره کردم اشعار بدون وزن و قافیه هستند، امکان بیان مفاهیم عمیق و پیچیده را فراهم میکنند. شاعران با استفاده از شعر سپید میتوانند مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی را به گونهای خلاقانه و موثر مطرح کنند. شعر سپید به دلیل فرم آزاد و عاری از محدودیتهای آوایی، میتواند بستری برای بیان نقادانه و ارتقای آگاهی عمومی باشد. شاعران میتوانند موضوعاتی چون نابرابریهای اجتماعی، حقوق زنان، جنگ و مسائل سیاسی و . . . را در قالب شعر سپید به تصویر بکشند و باعث ایجاد تأثیر و تحول در اندیشههای مخاطبان شوند.
بنابراین، شعر سپید با ظرفیتهای منحصربفرد خود، میتواند نقش مهمی در تحولات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ایفا کند. این نوع شعر میتواند آگاهیبخش بوده و حتی موجب بسیج افکار عمومی در راستای دگرگونیهای مثبت در جامعه شود. البته شعر و هر هنر دیگری برای تأثیرگذاری عمیق نیازمند مخاطب جدی است.
نورا: پس از سقوط جمهوریت آیا در نحوه شعر سرودنت تغییری به میان آمده است؟ بعد از تحولات سال ۲۰۲۱ سعی کردهای تا با زبان شعر به موضوع مهم زنان در اجتماع افغانستان کنونی و حقوق انسانیشان بپردازی؟
شریفی: بله!
هر جامعهای که دچار تحول شود بدون شک مردمانش را تحت تاثیر شدید روانی قرار میدهد؛ بدیهیست که من هم متغییر شدم. متأسفانه بعد از سقوط جمهوری افغانستان در سال ۲۰۲۱ شرایط برای شاعران و نویسندگان بسیار دشوارتر شده است. در این شرایط نامطلوب، جرأت و قدرت بیان آزادانه برخی شاعران در کشور دچار محدودیت شدیدی شده است. با این حال، خوشحالم که مثل بسیاری از شاعران تلاش کردهام تا در میان این شرایط سخت، با زبان شعر به موضوعات مهمی مانند نقش زنان در جامعه بپردازم و به نقض حقوق بشری در افغانستان همواره اشاراتی داشته باشم. تلاش من این بوده که با شعر به بیان وضعیت زن ستیزانه جامعه افغانستان و محدودیتهای بیسابقهای که زنان با آن مواجه هستند، بپردازم و به اندازهی خودم خواهان احقاق حقوق و آزادیهای زنان شوم. بنابراین، اگرچه شرایط برای شاعران دشوار شده، اما نازی شریفیهای بیشماری همچنان تلاش میکنند تا با قلم و کلام خود به دفاع از حقوق بشر، به ویژه حقوق زنان، بپردازند و صدای زنان را به گوش کر جهانیان برسانند. مجموعه اشعارش را که در سه سال گذشته منتشر شده است اگر مطالعه کنید متوجه خواهید شد که به چه میزان به چه مواردی پرداختهام.
بخاطر تمام
ترانههایی که در سکوت میمرند
شما را نمیبخشم
بخاطر لبخندهای بلندم
که روی لبانم خشکیدند
بوی تمام عطرهای این شهر را بالا میآورم
که با بوی شما آمیختهاند
بوی کودکان گرسنه
و رهگذران غمگین
و چهرههای برزخی حاکمان را که در عصر نور و آینه مرا میبرند به
عمق سیاه چالها
و داستانهای قدیمی
بالا میآورم خودم را
جوانی را
و تمام شعرهای نگفتهام را
نورا: وضعیت شعر امروز افغانستان را چهگونه بررسی میکنید و به باور شما حالِ شعر کشور چهگونه است؟
شریفی:
شعر امروز افغانستان را میتوان در دو بخش بررسی کرد:
۱- شعر داخل افغانستان
بعد از تحولات سال ۲۰۲۱ شرایط برای شاعران و نویسندگان داخل افغانستان بسیار تغییر کرده است. بسیاری از شاعران و نویسندگان بنا بر دلایل سیاسی مجبور به سکوت و خودسانسوری شدهاند یا به مناطق دور دست کشور کوچ کردهاند. شعر و ادبیات در مجموع دچار رکود و فضای تنگ و محدودی شده است.
۲- شعر افغانستان در خارج از کشور
در مقابل، شاعران و نویسندگان افغان مقیم خارج از کشور فضای نسبتاً بازتری برای خلق و انتشار آثار خود دارند. آنها توانستهاند در قالبهای مختلف شعری به مسائل مهم سیاسی، اجتماعی و فرهنگی افغانستان بپردازند. باید بگویم که شرایط شعر در جغرافیای افغانستان زیاد جالب به نظر نمیرسد.
اما در کل، حالِ شعر و ادبیات در افغانستان امروز بسیار دشوار شده است، اما شاعران و نویسندگان تلاش میکنند تا در این شرایط سخت و محدود، با قلم و کلام خود به موضوعات مهم بپردازند که قابل ستایش است.
نورا: اگر پیش رویتان یک انتخاب بگذارم، شاعرترین زن افغانستان در حوزه شعر سپید از کی نام میبرید؟
شریفی: سوال بسیار سختی است. فکر میکنم در جغرافیای افغانستان هر زنی که قلم به دست میگیرد و مینویسد و یا اثر هنری خلق میکند؛ بدون شک بهترین است. من به احترام تمام زنان جسور و مقام و هنرمند افغانستان به رسم احترام تعظیم میکنم. امیدوارم روزی در کشور ما شرایطی به میان بیاید تا ما جشنوارههای ادبی بزرگ را برگزار نماییم و از آن طریق بین بهترینها بهترین را انتخاب کنیم؛ لبخند.
نورا: شعر به سراغ نازی شریفی آمد یا نازی شریفی سراغ شعر را گرفت؟
شریفی: خوب طبیعی است که من بهسراغ شعر رفتم. در اطرافم با سن و سال کمی که داشتم در خانه شاعر داشتیم و کتابخانهای بزرگ، که پُر از کتابهای شاعران نامدار بود. آن زمان که من بهسوی کتابهای شعر میرفتم، اشعار و کلمات از افکار و ذهن کوچک بسیار بزرگ بودن و به اصطلاح غیر قایل هضم. اما با آن هم من با علاقهمندی خاصی که داشتم به خواندن شعر روی آوردم. وقتی برادرم کلمه شب شعر را بهزبان میآورد و در جلسات شعری که هر پنجشنبه برگزار میشد اشتراک میکرد بینهایت شادمان میشدم. از زمانی که به سمت شعر رفتم تا امروز دوست و رفیق زندگی من شعر بوده و تا نازی اسث شعر همراش خواهد بود.
نورا: با وضعیت کنونی چه آیندهای را برای شعر و ادبیات پارسی در افغانستان پیشبین هستید؟
شریفی: در مورد آینده شعر و ادبیات پارسی در افغانستان با توجه به وضعیت کنونی، به نظر من چند نکته قابل توجه است.
تداوم غنای سنت شعری پارسی
علیرغم تحولات سیاسی و اجتماعی در افغانستان، سنت قدرتمند و غنی شعر و ادبیات پارسی در کشور همچنان نفس میکشد. شاعران و نویسندگان با تکیه بر این میراث، به خلق آثار ارزشمند هر چند به میزان کم اما ادامه میدهند.
ظهور نسل جدید ادبی
در سالهای اخیر، شاهد ظهور نسل جدیدی از شاعران، نویسندگان و منتقدان ادبی در افغانستان هستیم که با رویکردهای نوین به شعر و ادبیات میپردازند و احتمالاً در آینده نقش پررنگی در ادبیات پارسی خواهند داشت.
ارتباط و تعامل فرهنگی با جهان پارسیزبان
افزایش ارتباطات و تعاملات فرهنگی میان ادیبان افغان با همتایان خود در ایران و تاجیکستان میتواند موجب غنای بیشتر ادبیات پارسی در افغانستان گردد.
در مجموع با وجود چالشهای زیاد، چشمانداز قابل قبولی برای آینده شعر و ادبیات پارسی در افغانستان باید متصور بود، تاریخ شاهد است که زبان پارسی استوار از عهدهی مشکلات برآمده است.
نورا: تشکر نازی شریفی که وقت گذاشتید برای انجام این گفتوگو صحبت پایانی؟ اگر موضوعی مانده که به آن اشاره نشده باشد؟
شریفی: ضمن تشکر از شما آقای نورا و همکارانتان، امیدوارم همه چیز بهزودی آنچنان که شایستهی مردم ماست تغییر کند. با آرزوی لبخند و شادی برای تمام جهان بهخصوص کشورهای جنگزده و سرزمین عزیزمان.
این روز ها شبیه من
هیچ گیاهی غمگین نیست
و تمام گلدانهای خانه را خشخاش کاشتهام
تا اعتیادم به قرصهای خواب آور کمتر شود
صورتم را ببین
پشت روبندها پیر شده
پیراهن و چکمههای واکس زدهام خاک برداشته
و آیینه خیره شده به صورت نشستهام
اینجا بوی معشوقههای سفر کرده میدهد
و چای و سیگار دق کرده پشت کافهها
لحن صدایم را ببین
بوی عشق مردهگی میدهد
تمام مسیرها به شبهای یخ زده در گیسوی دختران از دست رفته میرسد
که در یخبندان لحظهها آب هم نمیشوند
وقتی آفتاب را در تابلوی نقاشی زندان کردهاند