در پرتو نظام جمهوری اسلامی افغانستان، تحریک طالبان به عنوان یک جریان اسلامی مبارز، نیروی نیابتی و گاهی هم گروه تروریستی شناخته میشد که برای دو دهه علیه حکومت مشروع و منتخب جمهوری افغانستان جنگید. تصرف مجدد کابل در آگست ۲۰۲۱ توسط طالبان، نه تنها پایانی بر ۲۰ سال حضور نظامی بینالمللی در افغانستان گذاشت، بلکه در باره نقش نهاد های ملی در تعیین آینده حکومتداری، حقوق بشر و مشروعیت سیاسی را در کشور به صورت رادیکال بازنگری کرد.
این پرونده تاریخی، پر از حوادث و رویدادهای پیچیده است که موجب تحولاتی ژئوپلیتیک و فرهنگی شده است. از یک سو، نبرد طالبان با حکومت افغانستان و نیروهای بینالمللی، به ویژه نیروهای امریکایی، نقشی بزرگ در شکلدهی به تاریخ کشور داشته است. از سوی دیگر، پس از به قدرت رسیدن طالبان، سوالات بسیاری درباره ماهیت و شکل حکومت آینده افغانستان، حقوق زنان و کودکان و تعامل با جوامع بینالمللی به وجود آمده است.
تبیین جهاد و تغییر مسیر به سمت حاکمیت:
طالبان که خود را مدافع اسلام و جهاد در برابر تجاوز خارجی معرفی میکند، با استیلای دوباره بر افغانستان، چگونگی تبدیل این «جهاد» به یک نظام حاکمیتی را در پیش گرفته است، در حالی که این گروه با چالش های مواجه است:
چالش ها:
۱- نبود مشروعیت دموکراتیک: تکیه بر قدرت نظامی برای کسب حاکمیت و عدم برگزاری انتخابات، موجب سؤالات جدی در مورد مشروعیت داخلی طالبان شده است.
۲- مقاومت داخلی و بینالمللی: مخالفت بخشهایی از جمعیت افغانستان و جامعه جهانی با حاکمیت طالبان، ادامه حکومتداری را با چالش مواجه کرده است.
۳- چالشهای اقتصادی و انسانی: کنترل طالبان بر افغانستان، منجر به بحرانهای اقتصادی و انسانی شده که توانایی این گروه را برای ارائه خدمات اساسی و کسب حمایت مردمی به چالش کشیده است.
مشروعیت مورد مناقشه:
مشروعیت طالبان در دو سطح مورد بررسی قرار میگیرد: ۱- داخلی: در سطح داخلی، طالبان با چالشهایی از قبیل حقوق زنان و دسترسی آنها به آموزش و کار روبرو است، موضوعاتی که در دوره قبلی حاکمیت آنها با محدودیتهای شدیدتری همراه بود.
۲- بین المللی: در سطح بینالمللی، به رسمیت شناختن حکومت طالبان به عنوان نماینده رسمی افغانستان، موانع و پیچیدگیهایی را در روابط خارجی کشور ایجاد کرده است. روشن است که بدون پشتوانه بینالمللی، رسیدن به استقلال اقتصادی و دریافت کمکهای بین المللی، به یک دغدغه مهم و جدی تبدیل شده است.
جمهوریت، جهاد و تضادهای ایدئولوژیک:
تضاد اصلی در اینجا بین مفهوم «جهاد» به عنوان یک مبارزه برای استقلال و حاکمیت اسلامی و ایدهآلهای «جمهوریت» قرار دارد که بر اساس انتخابات دموکراتیک و حقوق بشر استوار است. طالبان در تلاش است تا یک نظام اسلامی بر پایه تفسیر خود از شریعت اسلامی را ایجاد کند، اما این رویکرد با مخالفت و چالشهایی از جانب جامعه مدنی افغانستان و نهادهای بینالمللی روبرو است.
نتیجهگیری:
طالبان در مسیر تبدیل شدن از یک نیروی مسلح به یک قدرت حاکمیتی با چالشهای متعددی داخلی و بینالمللی روبرو است. این گروه برای کسب مشروعیت پایدار و ایجاد ثبات در افغانستان، نیازمند نه تنها بازنگری در رویکردهای حکومتداری خود بلکه همچنین تعامل مثبت با جامعه بینالمللی است.
آینده حاکمیت طالبان در افغانستان به چگونگی مدیریت این چالشها بستگی دارد. توانایی طالبان در ایجاد یک نظام حکومتی که هم مشروعیت داخلی و هم پذیرش بینالمللی داشته باشد، نقش مهمی در ثبات و توسعه آتی افغانستان ایفا خواهد کرد. اما، با توجه به تاریخچه و ایدئولوژی موجود، این مسیر به نظر پر از چالش و نیازمند تغییرات اساسی در نگرش و رویکردهای طالبان است.