رسانههای هندی گزارش دادهاند که سراجالدین حقانی، وزیر امور داخله طالبان و رهبر شبکه حقانی، در پی شدت گرفتن اختلافات داخلی از سمت خود کنارهگیری کرده است.
به گزارش روزنامه اندیا، حقانی در ماههای اخیر به یکی از منتقدان سرسخت سیاستهای هبتالله آخوندزاده، رهبر طالبان، تبدیل شده بود. او بهویژه در مورد ممنوعیت آموزش زنان و دختران، سیاست خارجی و شیوه حکومتداری این گروه، انتقادات تندی را مطرح کرده است. همین انتقادات، شکاف میان او و رهبر طالبان را عمیقتر کرده و رقابت میان جناحهای مختلف این گروه را تشدید کرده است.
براساس این گزارش، حقانی اخیراً برای درمان به خارج از کشور سفر کرده و پس از بازگشت به کابل، از سمت خود استعفا داده است.
تحلیلگران مسائل افغانستان معتقدند که استعفای حقانی میتواند نشانهای از تشدید بحران درونی طالبان باشد و احتمال تضعیف ساختار حاکمیتی را در آینده نزدیک افزایش دهد. گفته میشود که شبکه حقانی و سایر جناحهای طالبان بر سر نفوذ و قدرت اختلافات شدیدی دارند و کنارهگیری حقانی، این بحران را آشکارتر کرده است.
از زمان تسلط طالبان بر افغانستان در پانزدهم اگوست طالبان تلاش کرده است ظاهر یکپارچه از خود نشان دهد. با این حال، تصرف ناگهانی کابل توسط شبکه حقانی بدون هماهنگی با دیگر اعضای طالبان و دفتر سیاسی قطر، نشان داد که این جناح بهصورت مستقلتر و خودمختارتر از سایر بخشهای طالبان عمل میکند.
در بیش از سه سال گذشته، گزارشهای متعددی از اختلافات درونی طالبان منتشر شده است، اما طالبان همواره این گزارشها را رد کرده است. با این حال، واقعیتهای موجود نشان میدهد که این اختلافات بهویژه میان جناح قندهار به رهبری هبتالله آخوندزاده رهبر طالبان و شبکه حقانی شدت گرفته است.
یکی از عوامل اصلی این اختلافات، تضادهای ریشهدار قومی میان دُرانی و غلجایی است. در طول تاریخ افغانستان، این دو شاخه بزرگ قومی همواره برای کسب قدرت بیشتر رقابت کردهاند. طالبان نیز از این قاعده دور نماندند؛ جناح قندهار که تحت کنترل دُرانیهاست، تلاش دارد هژمونی قدرت خود را حفظ کند، در حالی که شبکه حقانی که عمدتاً متشکل از پشتونهای غلجایی است، در برابر این تسلط مقاومت میکند.
تضادهای قومی نهتنها در توزیع منابع و انتصاب افراد در پستهای دولتی آشکار است، بلکه در سیاستگذاریهای کلان نیز تأثیرگذار بوده است. اختلاف میان سراجالدین حقانیِ غلجاییتبار و هبتالله آخوندزادهِ دُرانیتبار از جمله مهمترین این منازعات است. همچنین، رقابتهای خونین میان اچکزیها و نورزیها در داخل طالبان نیز وجود دارد که این هم ریشههای تاریخی دارد.
با این حال ،یکی از مهمترین مسائلی که موجب تشدید اختلافات داخلی طالبان شده، ممنوعیت آموزش زنان و چگونگی تعامل با جهان است. حقانی و برخی دیگر از رهبران طالبان به این باورند که ادامه این سیاست میتواند به انزوای بیشتر حکومت طالبان و تضعیف جایگاه آن در سطح بینالمللی منجر شود.
نشانههایی از این اختلافات در ماه گذشته نیز دیده شد؛ زمانی که یک هیأت ۱۴ نفره از اعضای طالبان، از جمله دو زن، از سفر به قطر برای شرکت در یک نشست منع شد. برخی منابع این اقدام را نشانهای از درگیری میان شبکه حقانی و جناح وفادار به هبت الله آخوندزاده رهبر طالبان میدانند.
همچین کارشناسان امور افغانستان بر این بارو اند که ترور خلیلالرحمان حقانی و استعفای مقامات دیگر ؛ نشانهای از بحران داخلی طالبان است .
در همین حال برخی کارشناسان سیاسی بر این باور اند که ترور خلیلالرحمان حقانی، وزیر امور مهاجرین طالبان و کاکای سراجالدین حقانی، نقطه آغاز تشدید اختلافات درونگروهی طالبان بوده است. پس از آن، عباس استانکزی، معاون سیاسی وزارت خارجه طالبان و برخی دیگر از کشور خارج شدند ،که این امر بر شدت بحران درونی طالبان افزود. حالا استعفای سراجالدین حقانی میتواند نقطه عطفی در این روند باشد.
با این حال ،تا کنون، هیچ واکنش رسمی از سوی سخنگویان طالبان یا شبکه حقانی درباره این استعفا منتشر نشده است. اما آگاهان سیاسی پیشبینی میکنند که اگر استعفای حقانی تأیید شود، احتمال دارد سایر وزرا، معاونان و حتی والیان و فرماندهان طالبان نیز به دنبال او از سمتهای خود کنارهگیری کنند. این مسئله میتواند آغازگر یک منازعه جدید قدرت در افغانستان باشد و وضعیت سیاسی این کشور را بیش از پیش متزلزل کند.
جواد رسولی