حکومت فراگیر” به معنای حکومتی است که تمامی اقوام، گروهها، و اقشار مختلف جامعه را در روند تصمیمگیریها و اداره کشور مشارکت دهد. در یک حکومت فراگیر، حقوق و منافع تمامی گروههای اجتماعی، از جمله اقلیتها، زنان، اقشار فقیر و سایر گروههای حاشیهای، بهطور عادلانه نمایندگی میشود. در شرایط کنونی افغانستان، پس از تسلط طالبان در سال 2021، مفهوم حکومت فراگیر بیشتر از هر زمان دیگری مطرح شده است. طالبان که در سالهای گذشته بهعنوان یک جنبش اسلامی با رویکرد خاص خود در افغانستان شناخته میشد، پس از بازگشت به قدرت، وعدههایی درباره تشکیل حکومتی “فراگیر” دادهاند، اما بسیاری از اقدامات آنها عملاً نشاندهنده بیتوجهی به این وعدهها است.
- تعریف حکومت فراگیر
حکومت فراگیر یا “حکومت شمولی”، حکومتی است که در آن تمامی گروههای اجتماعی و قومی در فرآیندهای حکومتی مشارکت دارند. در چنین نظامی، هیچکدام از گروههای اجتماعی یا قومی از روند تصمیمگیریها و سیاستگذاریها کنار گذاشته نمیشوند. این نوع حکومت با هدف ایجاد ثبات، عدالت اجتماعی، و تعامل سازنده میان تمامی اقشار جامعه ایجاد میشود.
ویژگیهای اصلی حکومت فراگیر عبارتند از:
مشارکت همه گروهها: در یک حکومت فراگیر، تمامی گروههای قومی، مذهبی، و اجتماعی نمایندگان خود را در پارلمان، کابینه، و دیگر نهادهای حکومتی دارند.
حفظ حقوق بشر: این نوع حکومت به حقوق تمامی شهروندان احترام میگذارد، از جمله حقوق اقلیتها و زنان.
شفافیت و پاسخگویی: حکومتی که به همه گروهها فرصت مشارکت دهد، باید شفاف و پاسخگو باشد و با نظارتهای عمومی و بینالمللی روبهرو باشد.
عدالت اجتماعی: در این حکومت، توزیع عادلانه منابع، فرصتهای شغلی، آموزش و خدمات اجتماعی در اولویت قرار دارد.
در علم سیاست اصطلاح “حکومت همه شمول” معمولا به معنی حکومتی است که در طرح پالیسیها و برنامهها منافع همه اقشار جامعه را در نظر گرفته، درارائه فرصتها و خدمات به همه شهروندان یکسان و مساویانه عمل کند. تعریف “حکومت با قاعده وسیع” حکومتی است که دیدگاههای همه احزاب و گروههای سیاسی را در طرح پالیسیهای حکومت شامل سازد. اغلب این مهَم توسط شمولیت نمایندههای آن احزاب و گروههای سیاسی در ساختار حکومت بدست میآید. نکته قابل تأمل در این شیوه حکومت سازی این است که همه گروهها بایست روی دیدگاه و اهداف مشترک توافق داشته باشند.
قبل از تسلط قدرت طالبان وعده تشکیل حکومت همه شمول با اشتراک همه اقوام و گروه های سیاسی را داده بودند اما پس از تسلط طالبان در ماه اوت 2021، اقدامات طالبان در عرصه عمل بهطور قابل توجهی با این وعدهها فاصله داشت و بسیاری از منتقدین و نهادهای بینالمللی از آن انتقاد کردند.
در نخستین روزهای تسلط مجدد قدرت توسط طالبان ، طالبان کابینهای تشکیل داد که عملاً هیچ نمایندهای از اقلیتهای مذهبی، قومی یا سیاسی در آن حضور نداشت. کابینه طالبان عمدتاً شامل اعضای خود طالبان، بودند، میشد. از اقوام و گروههای قومی مانند تاجیکها، هزارهها، اوزبیکها و سایر اقلیتها، هیچ نمایندهای در سطح عالی حکومتی حضور نداشت. این موضوع موجب نگرانیهای زیادی در میان اقوام مختلف افغانستان شد، چرا که آنها احساس کردند که در فرآیند تصمیمگیریها کنار گذاشته شدهاند.
یکی دیگر از وعدههای طالبان در ابتدای بازگشت به قدرت، اعطای حقوق و فرصتهای بیشتر به زنان بود. اما طالبان بهسرعت با وضع محدودیتهای جدی علیه زنان، خصوصاً در حوزههای آموزش و اشتغال، نشان دادند که در عمل به این وعدهها پایبند نیستند. مدارس دخترانه همچنان در بسیاری از نقاط کشور بسته ماند و حضور زنان در بسیاری از عرصههای اجتماعی بهطور کامل ممنوع شد. این اقدامات، بهویژه منع تحصیل دختران، انتقادهای گستردهای را از سوی جوامع بینالمللی و حقوق بشری برانگیخت.
با تصرف افغانستان توسط طالبان، کشور با بحرانهای انسانی و اقتصادی بزرگی روبهرو شد. از یکسو، تحریمهای بینالمللی و انزوای اقتصادی افغانستان مشکلات زیادی را برای مردم به همراه داشت. از سوی دیگر، کمبود امکانات و منابع، ناتوانی در تأمین خدمات عمومی، و بحرانهای اجتماعی موجب شد که وضعیت زندگی در افغانستان بهشدت دشوار شود.
چالشهای تشکیل حکومت فراگیر در افغانستان : تشکیل یک حکومت فراگیر در افغانستان با چالشهای بسیاری روبهرو است. این چالشها بهویژه در شرایط کنونی که طالبان قدرت را در دست دارند، پیچیدهتر میشود.
پس از دو دهه جنگ و بحران، بسیاری از افغانها نسبت به طالبان اعتماد نداشته و آنها را بهعنوان یک نیروی سرکوبگر میبینند که حقوق مردم را بهویژه حقوق زنان را نقض میکند. در چنین شرایطی، ایجاد یک حکومت فراگیر که به همه گروهها و اقشار جامعه فرصت مشارکت بدهد، دشوار است.
با این حال جامعه جهانی بهویژه کشورهای غربی بهطور جدی از طالبان خواستهاند که حقوق بشر و حقوق زنان را رعایت کنند و در تشکیل کابینه و دیگر نهادهای دولتی، تنوع قومی و سیاسی را مد نظر قرار دهند. اما، طالبان تاکنون هیچ گونه تغییرات واقعی در سیاستهای خود ایجاد نکردهاند. فشارهای بینالمللی و انزوای دیپلماتیک، اگرچه در برخی موارد موجب تغییرات جزئی در رفتار طالبان شده است، اما این گروه همچنان به رویکردهای خود ادامه میدهد و به نظر میرسد که از تغییرات اساسی در سیاستهای خود پرهیز میکند که این وضعیت باعث شده افغانستان و مردم آن با مشکلات جدی روبرو شوند.
همچنین اقتصاد افغانستان پس از تسلط طالبان بهشدت دچار فروپاشی شده است. بسیاری از سازمانهای بینالمللی کمکهای خود را به افغانستان قطع کردهاند و این کشور با بحران شدید اقتصادی و انسانی مواجه است. در چنین شرایطی، طالبان بهدنبال کسب مشروعیت داخلی و بینالمللی از طریق تشکیل حکومت فراگیر نیستند و بیشتر به دنبال حفظ قدرت خود هستند.
با این حال، ایجاد یک حکومت فراگیر میتواند به عنوان یک راهحل برای بازگرداندن ثبات و صلح در افغانستان و تضمین حقوق تمامی اقشار جامعه باشد. برای تحقق این هدف، نیاز به تعامل سازنده و تغییرات اساسیدرسیاستهای طالبان و حمایت جامعه جهانی از روند سیاسی و دموکراتیک در افغانستان است.
جواد رسولی