Search
Close this search box.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

11-fzaij
پیام تبریکی همکاران و هم‌راهان در خبرگزاری دیده‌بان افغانستان به مناسبت فرا رسیدن عید سعید فطر
9ed16bad-a065-4520-a131-03f930377a0d
هشدار احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان در باره نشست سوم دوحه
hq720
از قهرمانی یورو تا طلای المپیک پاریس 2024

سیاست جهل: طالبان و مهندسی ناآگاهی برای بقای قدرت

در طول تاریخ، قدرت‌های تمامیت‌خواه همواره به کنترول دانش و سرکوب آگاهی پرداخته‌اند، چرا که آگاهی، مهم‌ترین تهدید برای بقای آن‌ها محسوب می‌شود. طالبان، به‌عنوان یکی از واپس‌گراترین و ایدئولوژیک‌ترین گروه‌های مسلط بر افغانستان، با ممنوعیت آموزش زنان و سرکوب گسترده مراکز علمی، نشان داده‌اند که جهل را نه‌فقط یک ابزار بلکه یک راهبرد بنیادین برای تحکیم سلطه خود می‌دانند. این گروه، با آگاهی کامل از نقش کلیدی آموزش در تغییر ساختارهای اجتماعی، تلاش می‌کند تا جامعه را در وضعیت ناآگاهی و انفعال نگه دارد و از این طریق، مشروعیت خود را تثبیت کند.

یکی از نخستین اقدامات طالبان پس از بازگشت به قدرت، تعطیلی گسترده مکاتب دخترانه و محدودیت‌های شدید بر دانشگاه‌ها بود. این تصمیم نه‌فقط از تعصبات مذهبی ناشی می‌شود، بلکه بخشی از یک استراتژی عمیق‌تر برای کنترل جامعه است. طالبان به‌خوبی می‌دانند که جامعه‌ای آگاه، اصول فکری و ایدئولوژیک آن‌ها را به چالش خواهد کشید و ازاین‌رو، هرگونه امکانی برای رشد فکری، نقد اجتماعی و ایجاد تغییر را از بین می‌برند.

سرکوب آموزش، به‌ویژه برای زنان، در واقع تلاشی آگاهانه برای جلوگیری از شکل‌گیری یک نیروی اجتماعی است که می‌تواند در برابر نظام مردسالار، بنیادگرایانه و اقتدارگرای طالبان مقاومت کند. زنان تحصیل‌کرده نه‌تنها به استقلال اقتصادی دست پیدا می‌کنند، بلکه در بلندمدت می‌توانند نقش مؤثری در تغییرات سیاسی و اجتماعی ایفا کنند. ازاین‌رو، طالبان با آگاهی کامل، درهای مکاتب و دانشگاه‌ها را به روی دختران می‌بندند تا آن‌ها را از حق تعیین سرنوشت خود محروم کنند.

طالبان مدعی‌اند که سیاست‌هایشان مبتنی بر شریعت است، اما بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد که آن‌ها نه از اسلام واقعی، بلکه از یک قرائت افراطی و متحجرانه برای تحکیم سلطه خود استفاده می‌کنند. در حالی که بسیاری از کشورهای اسلامی، از جمله عربستان سعودی که زمانی خود به‌شدت محافظه‌کار بود، مسیر اصلاحات آموزشی را در پیش گرفته‌اند، طالبان همچنان بر سیاست‌های قرون‌وسطایی خود پافشاری می‌کنند.

ممنوعیت آموزش زنان از سوی طالبان، نه یک مسئله مذهبی، بلکه یک ابزار سیاسی برای تحکیم قدرتشان است. برای این گروه، جهل یک مزیت محسوب می‌شود، چرا که هرچه جامعه کمتر بداند، کمتر سؤال می‌کند و کمتر مقاومت نشان می‌دهد. طالبان می‌دانند که اگر زنان به تحصیل بپردازند، نسل جدیدی از روشنفکران، فعالان اجتماعی و رهبران سیاسی شکل خواهند گرفت که در برابر تفکر واپس‌گرا و سرکوب‌گرای آن‌ها خواهند ایستاد.

یکی از تاکتیک‌های طالبان برای حفظ سلطه خود، گسترش مدارس دینی تحت کنترل این گروه است که در آن‌ها تنها تفسیری خاص و افراطی از دین تدریس می‌شود. این سیاست، نه‌تنها مانع آموزش واقعی کودکان می‌شود، بلکه آن‌ها را در چارچوبی از تفکر بنیادگرایانه پرورش می‌دهد که اطاعت کورکورانه را ترویج می‌کند.

این نظام آموزشی تحمیلی، ابزار قدرتمندی برای طالبان است تا ذهنیت نسل جدید را مطابق با ایدئولوژی خود شکل دهند. در چنین ساختاری، نه علوم جدید جایگاهی دارد و نه مهارت‌های موردنیاز برای زندگی در دنیای مدرن. بلکه تنها هدف، تربیت نیروهایی است که بدون هیچ‌گونه تفکر انتقادی، احکام طالبان را پذیرفته و از آن‌ها پیروی کنند.

محرومیت زنان از تحصیل، فراتر از یک بحران آموزشی، تأثیرات گسترده‌ای بر اقتصاد و ساختار اجتماعی کشور دارد. در هر جامعه‌ای که نیمی از جمعیت آن از حق تحصیل و مشارکت در بازار کار محروم شود، توسعه متوقف شده و فقر، وابستگی و نابرابری به اوج می‌رسد. افغانستان، که پیش از این نیز با چالش‌های اقتصادی بزرگی روبه‌رو بود، با سیاست‌های ضدآموزشی طالبان، در مسیر یک بحران طولانی‌مدت قرار گرفته است.

در سطح اجتماعی، حذف زنان از چرخه تحصیل و اشتغال، موجب گسترش وابستگی زنان به مردان و تشدید نظام مردسالاری می‌شود. این شرایط، زمینه را برای افزایش خشونت‌های خانگی، ازدواج‌های اجباری و کاهش دسترسی زنان به حقوق اساسی‌شان فراهم می‌کند. در چنین جامعه‌ای، زنان نه‌تنها فرصت رشد فردی را از دست می‌دهند، بلکه به‌عنوان یک نیروی بالقوه برای تغییر نیز از میان برداشته می‌شوند.

تجربه تاریخی نشان داده است که هرگونه تلاش برای سرکوب آگاهی، در نهایت شکست خواهد خورد. طالبان ممکن است با زور و اجبار، آموزش را ممنوع کنند، اما نمی‌توانند میل به دانستن را از بین ببرند. امروز، دختران و زنان افغانستان در مقابل این سیاست‌های سرکوبگرانه ایستادگی می‌کنند. تلاش برای یادگیری از راه‌های غیررسمی، صنف‌های آنلاین و آموزش‌های مخفیانه، نشان می‌دهد که اراده برای دانش‌آموزی، قوی‌تر از آن است که طالبان بتوانند آن را نابود کنند.

طالبان ممکن است برای مدتی با سرکوب و خشونت، مانع رشد آگاهی شوند، اما نمی‌توانند این سیاست را به‌عنوان یک راهبرد دائمی ادامه دهند. جامعه‌ای که روزی به آموزش و پیشرفت عادت کرده بود، به‌سادگی به عقب بازنخواهد گشت. دیر یا زود، این فشار اجتماعی، در کنار تحریم‌های بین‌المللی و فشارهای داخلی، طالبان را مجبور خواهد کرد که در سیاست‌های خود تجدیدنظر کنند.

طالبان با ممنوعیت تحصیل زنان، در حقیقت بزرگ‌ترین تهدید را علیه خود ایجاد کرده‌اند: نسل جدیدی که برای آگاهی و آزادی مبارزه می‌کند. اگرچه این گروه با سیاست‌های سرکوبگرانه، به دنبال تثبیت قدرت خود هستند، اما هرچه بیشتر آموزش را محدود کنند، مقاومت مردم بیشتر خواهد شد.

جهان نظاره‌گر است که چگونه طالبان، به‌جای سرمایه‌گذاری بر آینده کشور، با سیاست‌های قرون‌وسطایی خود، آن را به نابودی می‌کشانند. اما تجربه تاریخی نشان داده که هیچ حکومتی نتوانسته است آگاهی را برای همیشه سرکوب کند. میل به دانستن و یادگیری، نیرویی است که حتی در تاریک‌ترین دوران‌ها نیز راه خود را پیدا می‌کند. و این حقیقت، بزرگ‌ترین تهدید برای رژیمی است که بقای خود را در جهل و ناآگاهی جست‌وجو می‌کند

حامیه نادری

مطالب بیشتر

ااااا
لانگ‌وار ژورنال: دولت ترامپ مسیر خود در تعامل با طالبان را حفظ کرده است
mili
فهرست میلیاردرهای جهان در سال ۲۰۲۵: رکوردی تازه در تاریخ ثروتمندان
Afghanistan's President Karzai speaks during a news conference in Kabul
حامد کرزی: هیچ جامعه‌ای بدون علم و آموزش به ترقی نمی‌رسد
Scroll to Top