درچنین روزی مراسمهای رسمی در نقاط گونهگون کشور برگزار میشود و شماری زیادی از خانوادهها با دوستان شان این روز را در کشور تجلیل میکنند. اگرچه افغانستان هرگز بخشی از امپراتوری بریتانیا نبود، اما پس از امضای پیمان میان افغانستان و انگلیس در سال ۱۹۱۹ میلادی، افغانستان استقلال خود را از بریتانیا به دست آورد. براساس این معاهده، روابط کاملآ بیطرفانه بین افغانستان و بریتانیا به وجود آمد.
با وجود اینکه افغانستان بخشی از امپراتوری بریتانیا نبود، اما بریتانیا سه بار با افغانستان وارد جنگ شد.
اولین جنگ افغان و انگلیس در سال ۱۸۳۹ الی ۱۸۴۲ میلادی رخ داد و این جنگ باعث شکست متجاوزان هندی شد که رهبری آنان به دست بریتانیا بود. جنگ دوم افغان و انگلیس در سالهای ۱۸۷۸ الی ۱۸۸۰ رخ داد که در آن نیروهای بریتانیا شکست خوردند و عبدالرحمن خان منحیث امیر جدید وارد صحنه شد.
پس از این جنگ، صفحه جدید دوستی میان افغانستان و انگلیس به وجود آمد. امور روابط خارجی افغانستان به انگلیس داده شد و در مقابل انگلیس وعده کرد که از افغانستان در برابر روسیه و ایران محافظت کند.
در سال ۱۹۰۱ میلادی، حبیب الله، پسر عبدالرحمن خان به جای پدر بر مسند قدرت نشست.
حبیب الله نسبت به پدرش و شاهان پیش از وی، آدم نسبتأ اصلاح طلب بود و تلاش کرد تا کشور را به سوی پیشرفت و ترقی رهبری کند. وی در جریان حکومتاش تلاش کرد تا داروها و فنآوریهای جدید و عصری را به کشور وارد کند و همچنان در کشور اصلاحات به میان آورد.
حبیب الله در ۲۰ فبروری سال ۱۹۱۹ در هنگام شکار در ولایت لغمان به قتل رسید. پس از قتل حبیب الله، برادر وی نصرالله خان قدرت را بدست گرفت و منحیث امیر جدید بر مسند قدرت تکیه زد. ولی حکومت وی بیش از یک هفته طول نکشید و امان الله خان، فرزند سوم حبیب الله خان، نصرالله خان را زندانی کرد و خودش قدرت را بدست گرفت.
در سال دوازده نود و هشت خورشیدی، امان الله خان، یک روز پس از قتل پدرش سلطنت خود را با اعلام استقلال افغانستان آغاز کرد و در یک سخنرانی عمومی در کابل گفت: «ای ملت معظم افغانستان! من هنگام شهادت پدر، وکالت سلطنت را در کابل داشتم و اکنون به اصالت آن بار سنگین امانت را متوکلاً و معتصماً بالله به عهده گرفتم. وقتی که ملت بزرگ من تاج پادشاهی را بر سر من نهاد، من عهد بستم که بایستی دولت افغانستان مانند سایر قدرت های مستقل جهان در داخل و خارج کشور آزاد و مستقل باشد. ملت افغانستان در داخل کشور آزادی کامل داشته و از هر گونه تجاوز و ظلمی محفوظ و مردم فقط باید مطیع قانون باشند و بس.
پس از کشته شدن امیر حبیب الله، امان الله خان در بعد از ظهر روز جمعه در مقابل قصر سلام خانه در کابل برای سربازان خود سخنرانی کرد. امان الله خان در این سخنرانی با اعلام آزادی و استقلال افغانستان، تمام پیمان های گذشته با دولت انگلیس را لغو کرد. چند روز بعد در تاریخ نهم حوت سال ۱۲۹۷ در مسجد “عیدگاه” کابل در حضور رجال مهم مملکتی و اهالی شهر مراسم تاج گذاری رسمی صورت گرفت و امان الله خان به عنوان وارث قانونی و بر حق تاج و تخت پادشاه افغانستان شناخته شد.
امان الله خان بعد از اعلام رسمی پادشاهی خود، اعلامیه مفصلی را در سراسر افغانستان چاپ و منتشر کرد و در این بیانیه که اولین سند رسمی اعلام استقلال افغانستان به شمار میرود، استقلال و حاکمیت آزادانه افغانستان را اعلام کرد.
بعد از مدت کوتاهی که امان الله خان به اوضاع مسلط شد، نامه ای برای لارد چلسفورد نایب السلطنه هند فرستاد و ضمن اعلام پادشاهی خود و استقلال افغانستان، برای امضای قرارداد جدید بین افغانستان و انگلیس ابراز آمادگی نمود.
چند روز بعد نامه دیگری با امضای محمود طرزی مسئول روابط خارجی افغانستان به مقامات انگلیسی فرستاده شد. طرزی در این نامه مقامات انگلیسی را از تشکیل وزارت خارجه افغانستان به سر پرستی خود مطلع ساخت و به همین ترتیب به مقامات، روسیه، جاپان، آمریکا، ایران، فرانسه و ترکیه نیز نامه هایی فرستاد و به کشورهای مذکور از استقلال افغانستان خبر داد.
تشکیل وزارت خارجه، بلافاصله پس از نشستن امان الله خان به تخت پادشاهی، خود نشانه تصمیم بی چون و چرای امان الله خان برای دستیابی به استقلال کامل افغانستان بود. امان الله خان بدون اینکه از جواب دولت انگلیس مطلع شود، استقلال کامل افغانستان را به صورت یک جانبه اعلام کرد و به این ترتیب آمادگی خویش را برای مقابله با انگلیس آشکار ساخت.
در ت ۱۳ اپریل، امان الله خان در کابل در حضور درباریان و جمعی از مردم، بار دیگر در رابطه با اعلام استقلال افغانستان سخنرانی کرد. امانالله خان در این سخنرانی که سفیر انگلیس نیز در آن حضور داشت گفت: “من خود و مملکتم را از نگاه داخلی و خارجی کاملا آزاد و مستقل و خود مختار اعلام نموده ام. مملکت من از این به بعد مانند سایر ممالک و قدرتهای جهان، مستقل خواهد بود. به هیچ قدرت خارجی به اندازه مویی هم اجازه داده نخواهد شد که در مسائل داخلی و خارجی ما مداخله نماید و اگر کسی خواسته باشد به این امر دست زند گردنش را با این شمشیر خواهم زد. “سپس امان الله خان رو به سوی نماینده انگلیس در کابل کرد و گفت: او (ای) سفیر آنچه من گفتم فهمیدی؟ و سفیر پاسخ داد: بلی.
امان الله خان پس از مشورت با همکاران خود، تصمیم گرفت که یک جرگه بزرگ ملی تشکیل دهد. امان الله خان در این جرگه سخنرانی بسیار حماسی ایراد نموده و اعلام کرد: وقت آن رسیده است که مردم افغانستان برعلیه دولت بریتانیا قیام نمایند. هنوز چند روز از پایان جلسه لویه جرگه نگذشته بود که نامه نایب السلطنه در جواب نامه امان الله خان به کابل رسید. در این نامه از شناسایی استقلال افغانستان سخنی به میان نیامده بود و تنها به روابط بر اساس قراردادهای قبلی اشاره شده بود. امان الله خان به این نتیجه رسید که انگلیس از طریق دیپلماتیک استقلال افغانستان را به رسمیت نمی شناسند، بنا بر این علیه نیروهای انگلیسی اعلام جهاد کرد. وی اقدام به بسیج همگانی مردم کرده و دستور اعزام نیرو به جبهه ها را صادر کرد و اقشار مختلف مردم افغانستان، با شور و شوق برای رفتن به جبهه ها به جوش و خروش افتادند. بعد از بسیج مردم و اعزام یک هیئت دیپلماتیک به روسیه و کشورهای اروپایی جهت معرفی افغانستان به عنوان یک کشور مستقل، نیروهای نظامی افغانستان از 3 جبهه مختلف به مناطق مرزی اعزام شدند تا به برقراری امنیت مرزها بپردازند و در صورت لزوم با متجاوزین برخورد نمایند.
هنوز نیروهای نظامی به طور کامل در مرزها مستقر نشده بودند، که جنگ در منطقه شرقی آغاز شد و صالح محمد خان قبل از آن که دولت افغانستان به شکل رسمی اعلام جنگ کند، بدون هماهنگی با مرکز و سایر جبهات در سیزده ثور دوازده نود و هشت شمسی – جنگ را آغاز کرد. پس از حمله نیروهای افغانسان، انگلیسی ها هفت روز بعد از زمین و هوا عملیات تهاجمی خود را آغاز کردند که در اثر بمباران هوایی یکصد و بیست نفر از اهالی منطقه کشته شدند و سپه سالار محمد صالح خان نیز زخمی شد و جبهه جنگ را ترک کرد و در نتیجه انگلیسی ها وارد خاک افغانستان شدند و منطقه دکه را اشغال کردند. در این جنگ بیش از چهار صد سرباز افغانستان نیز کشته شدند و جنگ سوم افغان و انگلیس این گونه آغاز شد.
پس از آغاز جنگ، مناسبات دولت افغانستان و انگلیس قطع شد و انگلیسیها “عبدالرحمان خان” سفیر کبیر افغانستان را از دهلی اخراج کردند و دولت افغانستان نیز حافظ سیف الله سفیر کبیر انگلیس را از کابل اخراج کرد. بعد از اخراج سفیر انگلیس، انگلیس شهر “جلال آباد” را بمباران کرد به طوری که دو سوم شهر ویران شد. در دوم جوزا ۱۲۹۸ شهر کابل نیز بمباران شد و چهار بمب در نقاط مختلف شهر انداختند، یکی از اهداف این بمبها کاخ سلطنتی و کشتن امان الله خان بود و بمبی به اتاق خواب امان الله خان نیز افتاد، اما او در زیر زمین برج شمالی ارگ پناه گرفته بود.
بعد از بمباران کابل، بعضی از اعضای دولت به امان الله خان پیشنهاد کردند که کابل را ترک کند و به “پغمان” برود، اما امان الله خان این پیشنهاد را رد کرد و گفت: این حرکت به ضعف رجال دولتی و حکومت و بی نظمی امور امنیت عمومی منجر می شود، حیات شخص من از حیات افراد جامعه ارزشمند تر نیست.
این ایام، ایام جهاد فی سبیل الله است در ارگ شهید شوم و یا در کوه و صحرا، فرقی ندارد. توکل من و همه اهالی و ملت افغانستان به خداوند بزرگ است. راه اندازی نیروهای نظامی به نام جهاد، اقدامی فوقالعاده مؤثر بود، زیرا عملیات نظامی در مقابل انگلیسی ها در افغانستان از مدتها با احساسات و مفاهیم مذهبی توأم بوده است. اعلام رسمی جهاد، احساسات عمیق اسلامی روحانیون را برانگیخت و پس از بمباران کابل و جلال آباد و خسارت هایی که به مردم وارد شد، انگلیسی ها تلاش کردند امان الله خان را مسئول خون های ریخته شده معرفی نمایند، هرچند که آنها موفق به این کار نشدند و مردم با سردادن شعار های “الله اکبر” و “مرگ بر استعمار انگلیس”، انگلیسیها را مسئول جنگ خواندند.
در نهایت به استقلال افغانستان انجامید. به رسمیت شناخته شدن استقلال افغانستان از سوی انگلیس، بزرگترین دست آورد جنگ سوم افغان و انگلیس بود که امان الله خان آن را بزرگترین دستاورد خود و مردم افغانستان می دانست.
با این حال حکومت ده ساله امان الله خان یک سلسله تغییرات را هم در سیاست داخلی و هم در سیاست خارجی کشور به وجود آورد. وی در سال ۱۹۱۹ میلادی استقلال کامل کشور را از انگلیس گرفت و با قدرتهای بیرونی دیگر روابط برقرار کرد.
با وجود که حکومت وی به گونه ناگهانی برچیده شد، اما وی دستاوردهای زیادی کسب کرد.
در سال ۱۹۲۱ افغانستان به ایجاد سیاست خارجیاش اقدام کرد و در سالهای ۱۹۲۰ افغانستان با اکثر کشورهای بزرگ جهان روابط برقرار کرد و امان الله خان در سال ۱۹۲۳ رسمأ منحیث شاه افغانستان معرفی شد.
در ۱۴ فبروری سال ۱۹۲۹، امان الله خان به هند رفت و در افغانستان جنگ داخلی آغاز یافت. وی از هند به اروپا رفت و در سال ۱۹۶۰ میلادی در سویس درگذشت.
امسال سومین سال است که سالروز استقلال افغانستان در زیر سلطهی طالبان فرا میرسد و تجلیل میشود، اما در این میان کمتر از امان الله خان، پادشاه سابق افغانستان که استقلال این کشور را از بریتانیا اعلام کرد، نام گرفته میشود.
طالبان در دو سال گذشته در مراسمهای که به مناسبت استقلال افغانستان برگزار کردهاند، از امان الله خان هیچ نامی نگرفتهاند و به نظر میرسد که عمدا از حرف زدن در مورد شخصیت و برنامههای او خودداری میکنند.
نگارش: جواد رسولی