از کشته شدن عبدالعلی مزاری یکی از رهبران جهادی و بنیانگذار حزب وحدت اسلامی افغانستان سی سال میگذرد؛ اما هنوز هم رهروان او همهساله از او یاد بود میکنند.
اما عبدالعلی مزاری کی بود و چه نقشی در مناسبات سیاسی سهدهه پیش افغانستان داشت؟
منابع متعددی زادروز عبدالعلی مزاری را ۲۲حوت ۱۳۲۶یادداشت کردهاست اما از آنجایی که در گذشتههای دور سیستم ثبت نوزادان در افغانستان تابع میکانیزم خاصی نبوده ممکن این تاریخ دقیق تولد این رهبر پر طرفدار هزاره نباشد. پدر عبدالعلی مزاری خداداد نام داشت و زادگاه او روستای نانوایی، شهر چهارکنت، ولایت بلخ افغانستان بود. مزاری در دوران شاهی محمد ظاهر شاه و صدارت محمد داوود کودکی اشرا در حالی سپری کرد که مردم هزارهجات بهرهبری ابراهیم خان شهرستانی قیام مردمی ضد حکومت را پشتسر گذاشتهبودند.
بصیر احمد دولتآبادی نویسندهی شیعهی افغانستانی، انگیزهی سیاسی مزاری را متأثر از افکار سیاسی علامه سید اسماعیل بلخی میداند.
بر اساس روایتِ دولتآبادی “علامه سید اسماعیل بلخی مزاری را به درس خواندن و سربازی تشویق میکند؛ مزاری در سال۱۳۴۸بهسربازی میرود و تاسال ۱۳۵۰ در ولایتهای کابل، خوست و پکتیا انجام وظیفه میکند.
پس از پایان دورهی سربازی مزاری بهزادگاهش بر میگردد و در مدرسهی شیخ سلطان در شهر مزار شریف مشغول تحصیل میشود”.
مزاری در بهار۱۳۵۱جهت فراگیری علوم اسلامی از افغانستان بهعراق و از آنجا بهایران بر گشت و در حوزهی علمیهی قُم که در آن زمان کانون مبارزات مخفی بود مشغول تحصیل شد.
مزاری تا سال ۱۳۵۵ در حوزهی علمیهی قم مشغول تحصیل بود؛ در سال ۱۳۵۱بهاساس هدایت پدرش جهت ادای فریضهی حج راهی مکه شد، اما در سوریه ویزای عربستان سعودی بهوی داده نشد، بهناچار به عراق رفت و قصد داشت ازآن¬جا بهایران برود که در مرز ایران بهدلیل همراه داشتن کتابهای انقلابی باز داشت شد. پس از گذشتاندن چهارماه حبس از زندان ازاد گردیده از ایران اخراج شد، بهزادگاهش بلخ رفت و به¬فعالیتهای تربیتی و دینی پرداخت.
در سال ۱۳۵۷ گروههای روحانیت نوین، گروه مستضعفین و حزب حسینی ائتلافی را تشکیل دادند که منجر به ایجاد سازمان نصر شد، سازمان نصر در حمل/فروردین ۱۳۵۸ اعلام موجودیت کرد.
عبدالعلیمزاری، محمد کریم خلیلی، عزیزالله شفق یوسف واعظی و محمد ناطقی اعضای شورای رهبری آن بودند.
دفتر اصلی سازمان نصر در ایران و رهبری آن شورایی بود. سازمان نصر از اندیشههای خمینی پیروی میکرد.
کودتای ۷ثور۱۳۵۷که بهدنبال آن کمونیستها بهقدرت رسیدند باعث شد که مزاری افعانستانرا ترک کند.در سال ۱۳۵۸زمانیکه جنبشهای مردمی ضد کمونیستی شدت گرفت مزاری بهافغاستان برگشت و نیروهایش را در بلخ سازمان دهی کرد تا علیه نیروهای دولتی و روسها بجنگند.
در یکم سرطان/تیر ۱۳۵۹ خمینی رهبر انقلاب اسلامی ایران بهمزاری اجازه نامهای در امور حسبیه و شرعیه با این شرح صادر کرد:
”الحمدلله رب العالمین، و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین، و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
و بعد، جناب ثقة الاسلام آقای آقا شیخ عبدالعلی مزاری که مدتی از عمر خود را درحوزۀ مقدسۀ علمیۀ قم صرف تحصیل علوم دینیه نموده اند، از طرف اینجانب مجازند در اخذ وجوه شرعیه از قبیل زکوات و مظالم عباد؛ و نیز مجازند در اخذ سهم مبارک امام ـ علیه السلام ـ و سهم سادات عظام و صرف آن در میان مستحقین محل که قصد مسافرت و سکونت آنجا را دارند که عبارت است از منطقۀ «مزار» و «چهار کنت» و «درّه یوسف» و «پشتوند» و «دهنه غوری» از فرمانداری¬های توابع بلخ افغانستان. و امید است کمال احتیاط را در اخذ وجوه و صرف آن بنمایند. از خدای تعالی موفقیت ایشان را مسئلت دارم. و السلام علیه و علی اخواننا المؤمنین.
به تاریخ 9 شعبان 1400
روح الله الموسوی الخمینی”
مزاری در همان سال بار دگر بهایران رفت و تاسال ۱۳۶۵در ایران ماند.عبدالعلی مزاری که طی سالها فعالیت سیاسی توانستهبود در سازمان نصر جایگاه خوبی برای خودش دستو پاکند و به برجستهترین رهبر سازمان تبدیل شود در سال ۱۳۶۵بهافغانستان برگشت. او تلاش زیادی کرد تا گروههای شیعی را در افغانستان متحد سازد.
در سال ۱۳۶۸که مسئولان اکثر احزاب سیاسی شیعهی افعانستان گروههای خودرا منحل اعلام کردند مقدمات ایجاد حزب وحدت اسلامی افغانستان فراهم شد.حزب وحدت بهرهبری مزاری بهقدرتمندترین حزب شیعهی افغانستان تبدیل شد که مقر و مرکز تصمیمگیریهای مهم سیاسی و نظامیآن بامیان بود.
در سال ۱۳۷۱ که مجاهدین وارد کابل شدند عبدالعلی مزاری نیز از بامیان بهکابل آمد و عضو دولت شد.
اختلاف داخلی میان رهبران جهادی منجر بهجنگ داخلی شد، اینجنگها صدها هزار نفر از طرفهای درگیر جنگ ود مردم ملکی قربانی گرفت و کابلا بهویرانهای مبدل ساخت.
رهبران جهادی در دوران حیات شان همواره از پذیرفتن مسئولیت ویرانیهای کابل شانهخالی میکردرند و یکدگر را متهم به خیانت میکردند.
اما مردم افغانستان حتا نسل نو افغانستان بدبختیهای امروز و دیروز افغانستانرا حاصل خودخواهی همه رهبران جهادی می دانند؛ رهبرانیکه خودرا ناجی مردم افغانستان میخواندند و لی در پی کسب قدرت بودند. مزاری نیز جزئی از همین رهبران بود که نقش او در جنگهای داخلی قابل انکار نیست.
بهدنبال ظهور طالبان و رشد سریع اینگروه جناحهای در گیر در جنگ داخلی درپی برقراری روابط با طالبان شدند، مزاری نیز دچار این خوشبینی شده و خواست موافقتنامهای با طالبان امضا کند، اما طالبان او را دستگیر و هنگامی که در ۲۲حوت/اسفند ۱۳۷۳میخواستند اورا بادستان بستهبه قندهار منتقل کنند در مسیر راه از هیلیکوپتر بهپایین پرت کردند.
بیستویکسال بعد از مرگ در 21حوتد ۱۳۹۴اشرف غنی رییس جمهور وقت افغانستان دریک مراسم رسمی در ارگ ریاست جمهوری لقب شهید وحدت ملی را به مزاری داد.
رییس جهور پیشین در بخشی از فرمانش چنین نگاشته بود “براساس تقاضای مردم و پیشنهاد شخصیتهای ملی کشور و به منظور ارجگذاری به خدمات ارزشمند استاد شهید عبدالعلی مزاری در راستای تحقق اهداف جهاد و مقاومت مردم افغانستان، دفاع از ارزشهای اسلامی، تحکیم وحدت ملی و حاکمیت ملی و تامین عدالت اجتماعی لقب شهید وحدت ملی را به شهید استاد عبدالعلی مزاری اعطا میکنم”.
مخالفان مزاری اما شخصیت و کارنامههای اورا بهویژه در جریان جنگهای تنظیمی که منجر بهکشته شدن صدها هزار نفر شد باد انتقاد میگیرند.