کودکهمسری یکی از تلخترین واقعیتهای اجتماعی در افغانستان است که متأسفانه همچنان بهعنوان یک امر “عادی” پذیرفته شده است. اما چرا این پدیده همچنان ادامه دارد؟ آیا کودکهمسری یک سنت است که باید حفظ شود، یا فاجعهای انسانی که باید متوقف گردد؟
ریشههای کودکهمسری در افغانستان
این معضل ریشه در عوامل مختلفی دارد، از مشکلات اقتصادی گرفته تا باورهای فرهنگی و مذهبی:
۱. فقر و مشکلات اقتصادی
بسیاری از خانوادههای فقیر برای کاهش هزینههای زندگی، دختران خود را در سنین پایین به ازدواج مجبور میکنند. در برخی موارد، مبلغی که در قبال ازدواج دختر دریافت میشود، بهعنوان راهی برای فرار از مشکلات مالی در نظر گرفته میشود.
۲. سنتهای اجتماعی و فرهنگی
در بسیاری از مناطق افغانستان، ازدواج دختران در سنین پایین یک امر “طبیعی” تلقی میشود. این سنتها نسلبهنسل منتقل شدهاند و جامعه کمتر به پیامدهای فاجعهبار آن توجه کرده است.
۳. نبود آگاهی و آموزش
بسیاری از خانوادهها از حقوق کودکان و آسیبهای جسمی و روانی ازدواج زودهنگام بیاطلاعاند. در نتیجه، تصمیمات آنها نه بر اساس منطق و آگاهی، بلکه بر پایه سنتها و هنجارهای اجتماعی اتخاذ میشود.
۴. تفسیرهای نادرست دینی
برخی از افراد، کودکهمسری را بهعنوان یک امر دینی توجیه میکنند، درحالیکه بسیاری از علمای دین این برداشت را رد کردهاند. آنها تأکید دارند که ازدواج باید با رضایت، بلوغ عقلی و جسمی صورت گیرد.
پیامدهای فاجعهبار کودکهمسری
مرگ و مشکلات جسمی: دختران خردسالی که باردار میشوند، با خطرات جدی زایمان مواجهاند که حتی میتواند به مرگ آنها منجر شود.
خشونت خانگی و افسردگی: بسیاری از این دختران در ازدواجهایشان قربانی خشونت خانگی، افسردگی و از دست دادن هویت فردی میشوند.
محرومیت از تحصیل و پیشرفت: کودکهمسری معمولاً به معنای پایان تحصیل دختران و نابودی آینده آنهاست.
چگونه میتوان این فاجعه را متوقف کرد؟
۱. آگاهیبخشی و آموزش عمومی: رسانهها، فعالان اجتماعی و نهادهای آموزشی باید درباره خطرات کودکهمسری اطلاعرسانی کنند.
۲. تقویت قوانین حمایتی: قوانین منع ازدواج کودکان باید بهطور جدی اجرا شوند.
۳. حمایت اقتصادی از خانوادهها: اگر فقر عامل اصلی کودکهمسری است، باید برنامههایی برای حمایت از خانوادههای آسیبپذیر اجرا شود.
۴. نقش علما و رهبران مذهبی: آنها باید در برابر تفسیرهای غلط ایستادگی کرده و دیدگاه صحیح دینی را ترویج دهند.
بنابرااین، کودکهمسری یک “نورم اجتماعی” نیست، بلکه یک فاجعه انسانی است که باید متوقف شود. برای شکستن این چرخهی مخرب، جامعه افغانستان باید آگاه شود، قوانین اجرا شوند و سنتهای غلط جای خود را به حقوق انسانی بدهند.
شما چه فکر میکنید؟ آیا زمان آن نرسیده که برای نجات دختران این سرزمین، این سنت ویرانگر را کنار بگذاریم؟
علیرضا کریمی