April 5, 2025

Farsi, تحلیل و گزارش

وحدت اقوام، ستون استوار افغانستان فردا

افغانستان، کشوری‌ست با تاریخی ریشه‌دار و فرهنگی رنگین، که ستون‌های آن بر دوش اقوام مختلفی چون پشتون، تاجیک، هزاره، ازبیک، ایماق، بلوچ، نورستانی و دیگر گروه‌های شریف و اصیل این سرزمین استوار مانده است. تنوع قومی و فرهنگی این سرزمین نه نشانه‌ی ضعف، بلکه یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌های ملی ماست؛ سرمایه‌ای که باید حفظ، تقویت و در مسیر وحدت ملی به کار گرفته شود. با تأسف، در برهه‌هایی از تاریخ، برخی جریان‌ها با نگاهی تنگ‌نظرانه کوشیده‌اند تا صدای اقوام دیگر را خاموش کنند یا آن‌ها را از صحنه‌ی قدرت و مشارکت ملی حذف کنند. این نگاه نه‌تنها با واقعیت تاریخی افغانستان هم‌خوانی ندارد، بلکه تهدیدی‌ست برای آینده‌ی صلح، ثبات و هم‌زیستی در کشور. باید ضرورت پذیرش متقابل، عدالت قومی و وحدت واقعی میان اقوام افغانستان از سوی هر افغان آگاه تأکید شود . چرا که تنها با درک این حقیقت می‌توان آینده‌ای ساخت که در آن، هر افغان خود را بخشی از ملت بداند، نه قربانی تفرقه‌افکنی‌ها. با این حال ،جریان ها یا گروه های سیاسی نمی‌توانند اقوام متنوع افغانستان را از جغرافیای این سرزمین حذف کند. افغانستان کشوری‌ست با پیشینه‌ای کهن و فرهنگ چندبعدی؛ سرزمینی‌که اقوام مختلف آن همچون پشتون، تاجیک، هزاره، ازبیک، ایماق، بلوچ، نورستانی، پشه‌ای و سایر اقشار شریف و اصیل، چون گل‌های رنگارنگ باغی باستانی، قرن‌هاست در کنار یکدیگر زیسته‌اند و تاریخ مشترکی را رقم زده‌اند. در این وطن، هیچ قوم و زبانی بر دیگری برتری ندارد. همان‌گونه که علامه سید جمال‌الدین افغان فرمود: «وحدت، رمز بقا و عزت امت‌هاست؛ تفرقه، آغاز انحطاط و زوال است.» اگر امروز به جای تقویت تفاهم، دامن به تفرقه‌افکنی مذهبی، سمتی و زبانی بزنیم، بزرگ‌ترین خیانت را به آینده نسل‌های این مرز و بوم روا داشته‌ایم. تاریخ گواهی می‌دهد که افغانستان، تنها در سایه همبستگی و همکاری اقوام گوناگون خود میتوانپ در برابر امواج دشواری‌های داخلی و بیرونی ایستادگی کند. باید وحدت اقوام را محور اقتدار ملی می‌دانست و به همین دلیل اقوام مختلف را در ساختار قدرت و لشکر خود سهیم کرد. امروز نیز هرگونه تفکر حذف‌گرایانه یا تحقیر اقوام دیگر، نمادی‌ست از جهل و تندروی. کسانی‌که چنین اندیشه‌هایی را تبلیغ می‌کنند، نه تنها صلاحیت نشستن در جایگاه تصمیم‌گیری را ندارند، بلکه با تفکر مسموم خود باید تحت درمان روانی قرار گیرند. افغانستان برای همه است؛ برای هر زبانی، هر لهجه‌ای، هر قوم و هر عقیده‌ای که در چارچوب قانون، احترام متقابل و وحدت ملی حرکت کند. بنابر این ،بیاید اختلافات را ابزار شناخت بدانیم، نه سلاحی برای نفرت. با تکیه بر میراث مشترک، اخلاقی و اصول انسانی، کشوری بسازیم که در آن هر افغان، فارغ از قومیت، زبان یا مذهب، خود را بخشی از وطن بداند، نه طعمه‌ای برای نزاع‌های مصنوعی و تفرقه‌افکنانه. هیچ فرد، گروه یا جریان سیاسی نمی‌تواند اقوام متنوع افغانستان را از این سرزمین حذف یا نادیده بگیرد. افغانستان، خانه‌ی مشترک همه‌ی مردمانی‌ست که با زبان‌ها، باورها و فرهنگ‌های گوناگون، اما با آرمان مشترک زندگی کرده‌اند. تنوع قومی، زبانی و مذهبی نه تهدید، بلکه فرصت بزرگی برای ساختن جامعه‌ای انسانی و بالنده است. با این حال ، هیچ انسان عاقل و وطن‌دوستی نمی‌تواند با زهر تعصب، این سرمایه‌ی مشترک را نابود سازد. کسانی که هنوز در توهم برتری قومی یا حذف دیگران هستند، یا ناآگاه‌اند یا بیمار؛ نه شایسته‌ی کرسی‌های رهبری‌اند و نه لیاقت امانت‌داری از مردم افغانستان را دارند. بیایید تاریخ را با چشمان باز بخوانیم و بیاموزیم: افغانستان تنها زمانی پایدار، آزاد و آباد خواهد شد که همه‌ی اقوام آن، در کنار هم، با احترام متقابل و عدالت، در ساختن آن شریک باشند. جواد رسولی

Farsi, انتخاب سردبیر

انسان؛اما بی‌سرزمین

چند روز پیش، وقتی سری به صفحات مجازی زدم و می‌خواستم چند لحظه از حال و احوال دنیا باخبر شوم، نخستین ویدیویی که دیدم، صحنه‌ای دردناک از لت‌وکوب یک کارگر افغان به دست مردی ایرانی بود؛ تنها به جرم این‌که مزد زحمتش را خواسته بود. کمی پایین‌تر، ویدیویی دیگر: مأموران پلیس ترکیه با تمسخر و بی‌احترامی، بیک‌های مسافران افغان را به‌سوی‌شان پرتاب می‌کردند و با لبخندی تلخ و تحقیرآمیز آنان را بدرقه می‌نمودند. زیر آن ویدیو نوشته شده بود: «برخورد »پلیس ترکیه با مهاجران افغان هنگام رد مرز.» با‌این حال ،یکی از دردناک‌ترین صحنه‌هایی که دیدم، برخورد پولیس پاکستان با مهاجران افغان بود. مأمورانی که به جای حمایت و حفظ کرامت انسانی، با خشونت، تحقیر و بی‌رحمی با انسان‌هایی رفتار می‌کردند که چیزی جز امنیت، نان و زندگی نمی‌خواستند. آن‌ها را مثل مجرمان خطرناک، در صف‌های طولانی نگه می‌داشتند؛ چهره‌هایی خسته، چشم‌هایی گریان، کودکانی گرسنه در آغوش مادران، و مردانی که غرورشان زیر لگدهای بی‌رحمی له شده بود. پولیس پاکستان،هنگام بازرسی خانه های مهاجران افغان ، گاه با تحقیر و تمسخر، به آنها می‌فهماند که نه جایی در این کشور دارند، و نه در این جهان. خانه‌شان سوخته، وطن‌شان ویران شده، امیدشان از بین رفته، اما هنوز باید برای زنده ماندن، در صف‌های توهین و تازیانه بایستند. نه جرمی دارند و نه گناهی، جز این‌که افغان‌اند و بی‌پناه. این رفتار، لکه‌ای ننگین بر پیشانی وجدان انسانی‌ست. تا کی باید این مردم در مرزها دربه‌در شوند؟ تا کی باید کرامت یک ملت لگدمال شود؟ با این حال ،این صحنه‌ها چنان قلبم را فشرد که دیگر نتوانستم بی‌تفاوت بمانم. با خود گفتم: این ملت درمانده، این مردم بی‌پناه، به چه گناهی چنین مورد تحقیر، خشونت و شکنجه قرار می‌گیرند؟ چرا این‌گونه با دیده‌ی حقارت به افغان‌ها نگریسته می‌شود؟ این درد جانسوز بی‌خانمانی و آوارگی، تا کی ادامه خواهد داشت.؟ بنابر این ،دیدن این وضعیت سوال های را در ذهن هر انسانی خلق می کند ،یک مهاجر افغان که نمی خواهد نام اش ذکر شود می گوید ،«آیا مردم رنج‌دیده‌ی افغانستان، بشر نیستد؟ آیا سهمی از کرامت انسانی ندارند؟ آیا پایانی برای این سرنوشت تلخ وجود خواهد داشت؟ » مانند این، صد ها سوال دیگر اما بی پاسخ ،حکومت های میزبان مهاجران افغان و کشور های همسایه افغانستان با برخورد ناپسند با مهاجرانی که از جبر زمان به این کشور ها سرازیر شدند بزرگ ترین جفا را در حق آنها انجام میدهند. در همین حال ،این مهاجران از سازمان ملل متحد و دگرنهادی های حقوق بشری جدآ تقاضا دارند تا هر چی زودتر جلو اخراج های دسته جمعی توسط پولیس پاکستان را بگیرند. جواد رسولی

Farsi, تحلیل و گزارش

نشست مشترک اتحادیه اروپا و کشورهای آسیای مرکزی: تأکید بر تشکیل حکومت فراگیر و رعایت حقوق بشر در افغانستان

نشست مشترک رهبران اتحادیه اروپا و پنج کشور آسیای مرکزی در سمرقند ازبیکستان در تاریخ ۱۵ حمل ۱۴۰۳ با هدف تقویت همکاری‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی میان اتحادیه اروپا و کشورهای آسیای مرکزی (قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبیکستان) برگزار شد. این نشست، علاوه بر ابراز نگرانی‌های مشترک درباره وضعیت انسانی و سیاسی افغانستان، بر تشکیل حکومتی فراگیر و برقراری حقوق بشر و آزادی‌های اساسی تأکید داشت. در بیانیه مشترک این نشست، تأکید شد که تشکیل حکومتی فراگیر در افغانستان باید به‌گونه‌ای باشد که حقوق بشر و آزادی‌های اساسی تمام شهروندان، به‌ویژه زنان، دختران، و اقلیت‌های قومی و مذهبی، به‌طور کامل تضمین شود. این امر شامل دسترسی برابر زنان و دختران به آموزش و مشارکت در زندگی اجتماعی و اقتصادی است. شرکت‌کنندگان در نشست از سیاست‌های جاری طالبان، به‌ویژه ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از مقطع ابتدایی و محدودیت‌های اعمال‌شده بر مشارکت زنان در عرصه‌های عمومی و اجتماعی، به‌طور ضمنی انتقاد کردند. آنها بر لزوم احترام به حقوق زنان و دختران و دستیابی آنها به آموزش مطابق با معیارهای بین‌المللی تأکید ورزیدند. این نشست همچنین بر لزوم ایجاد افغانستانی باثبات و آرام که در آن روابط صلح‌آمیز با همسایگان برقرار باشد و به تعهدات بین‌المللی خود پایبند بماند، تأکید داشت. این بیانیه نشان‌دهنده تمایل کشورهای حاضر به همکاری در جهت ایجاد ثبات و امنیت منطقه‌ای و رعایت حقوق بشر در افغانستان بود. در ادامه، نگرانی‌های عمیق نسبت به وضعیت انسانی در افغانستان ابراز شد. شرکت‌کنندگان به ویژه بر اهمیت تداوم و گسترش کمک‌های بشردوستانه برای پشتیبانی از مردم افغانستان تأکید کردند، به‌ویژه در شرایطی که بحران‌های انسانی در این کشور با چالش‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی گسترده‌ای روبه‌رو است. این نشست، که با حضور رهبران کشورهای آسیای مرکزی و هیأتی از اتحادیه اروپا به رهبری اورزولا فن‌درلاین، رئیس کمیسیون اروپا، و آنتونیو کاستا، نماینده شورای اروپا برگزار شد، نشان‌دهنده هم‌گرایی در تلاش‌های دیپلماتیک برای جلب توجه به بحران افغانستان و توسعه روابط میان اتحادیه اروپا و کشورهای آسیای مرکزی در زمینه‌های مختلف بود. هدف اصلی این نشست نه تنها تقویت همکاری‌های منطقه‌ای، بلکه پاسخ به بحران‌های انسانی و سیاسی افغانستان و ایجاد فشار بر طالبان برای بهبود وضعیت حقوق بشری در کشور بود. در مجموع، این نشست بازتاب‌دهنده عزم بین‌المللی برای ایجاد تغییرات مثبت در افغانستان است و کشورهای شرکت‌کننده به‌ویژه بر لزوم تشکیل حکومتی فراگیر و احترام به حقوق بشر در این کشور تأکید دارند تا شرایط بهتری برای مردم افغانستان و ثبات منطقه‌ای فراهم آید. جواد رسولی

Farsi, تیتر پنجم

ادامه اخراج مهاجران افغان از پاکستان؛ بحران انسانی در حال تشدید

مقامات امنیتی پاکستان از بازداشت بیش از ۱۵۰ مهاجر افغان در شهر کراچی خبر داده‌اند. بر اساس گزارش‌ها، روند اخراج بیش از ۱۶ هزار مهاجر افغان دارای کارت شهروندی از ایالت سند آغاز شده است. این تصمیمات با ایجاد نقاط توقف و ترانزیتی در شهرهای مختلف، با هدف تسریع روند بازگشت مهاجران به افغانستان دنبال می‌شود. طبق اعلام مقام‌های محلی، تاکنون ۱۶۲ دارنده کارت شهروندی به مراکز نگهداری منتقل شده‌اند و ۲۴۲ نفر دیگر نیز برای اخراج شناسایی شده‌اند. علاوه بر این، برخی گزارش‌ها تعداد بازداشت‌شدگان در عملیات اخیر در کراچی را بین ۵۰۰ تا ۶۰۰ نفر اعلام کرده‌اند. سازمان‌های بین‌المللی و نهادهای حقوق بشری از جمله عفو بین‌الملل، خواستار توقف فوری این اخراج‌ها شده‌اند، اما دولت پاکستان به این درخواست‌ها پاسخ نداده است. این تصمیمات در شرایطی صورت می‌گیرد که افغانستان با بحران‌های امنیتی و اقتصادی جدی مواجه است و بازگرداندن این افراد به شرایط بی‌ثبات و ناامن، نگرانی‌های فراوانی را ایجاد کرده است. در همین راستا، علی امین گنداپور، وزیر اعلی ایالت خیبرپختونخوا، سیاست دولت فدرال پاکستان در قبال مهاجران افغان را «نادرست» خوانده و هشدار داده است که این سیاست‌ها ممکن است منجر به ناآرامی‌های بیشتر در پاکستان شود. این وضعیت نه تنها یک بحران انسانی را در پی دارد، بلکه ممکن است تبعات امنیتی و اجتماعی گسترده‌ای برای منطقه به همراه داشته باشد. مجید طهماس

Farsi, اجتماع, تیتر سوم

پاکستان در شورای امنیت: تسلیحات رهاشده در افغانستان تهدیدی برای ثبات منطقه‌ای و امنیت ملی ماست

سید عاطف رضا، مستشار نمایندگی پاکستان در سازمان ملل، در نشست شورای امنیت پیرامون «مدیریت تسلیحات کوچک و سبک» ابراز نگرانی کرد که برخی گروه‌های مسلح از جمله تحریک طالبان پاکستان (تی‌تی‌پی)، ارتش آزادی‌بخش بلوچستان و مجید بریگاد، به جنگ‌افزارهایی دست یافته‌اند که پس از تحولات اخیر در افغانستان، به ارزش میلیاردها دلار در این کشور باقی مانده‌اند. او تأکید کرد که تسلیحات کوچک و سبک به ابزاری در دست بازیگران دولتی و غیردولتی برای ایجاد بی‌ثباتی در کشورها و مناطق مختلف تبدیل شده‌اند. عاطف رضا افزود که توانایی گروه‌های غیردولتی برای دستیابی و حتی تولید تسلیحات پیشرفته، می‌تواند ناشی از حمایت برخی بازیگران دولتی باشد. وی در این چارچوب به نگرانی‌های پاکستان از حضور عناصر تی‌تی‌پی در مناطق مرزی افغانستان اشاره کرد و خواستار همکاری و تعامل منطقه‌ای برای جلوگیری از سوءاستفاده گروه‌های افراطی از این وضعیت شد. او همچنین به گزارش‌هایی اشاره کرد که از دسترسی این گروه‌ها به تجهیزات پیشرفته نظامی حکایت دارند و این موضوع را تهدیدی مستقیم علیه امنیت مردم و نیروهای مسلح پاکستان دانست. مستشار پاکستان در ملل متحد از جامعه بین‌المللی درخواست کرد تا با اتخاذ تدابیر مؤثر، از دسترسی گروه‌های هراس‌افکن به جنگ‌افزارهای باقی‌مانده در افغانستان جلوگیری کرده و برای مهار بازارهای غیرقانونی تسلیحات تلاش کنند. این اظهارات در پی انتشار گزارش جدیدی از سوی نهاد «اسمال آرمز سروی» مطرح شد که در آن به جریان قاچاق تسلیحات در امتداد خط دیورند پرداخته شده‌ است. گزارش مذکور بیان می‌دارد که بخشی از تجهیزات نظامی با استاندارد ناتو، با وجود تلاش‌های طالبان برای کنترل توزیع آن‌ها، همچنان در بازارهای غیررسمی قابل دسترسی است. جواد رسولی

Farsi, تیتر دوم, فرهنگ و هنر

منوج کومار، ستاره مشهور سینمای بالیوود، درگذشت

منوج کومار، هنرپیشه نامدار سینمای هند، روز جمعه ۱۵ حمل ۱۴۰۴ (۴ اپریل ۲۰۲۵) در بیمارستانی در بمبئی هند درگذشت. نارندرا مودی، نخست‌وزیر هند، در پیامی در صفحه مجازی‌اش نوشت: «عمیقاً از درگذشت بازیگر و فیلمساز افسانه‌ای، جناب شری منوج کومار جی، اندوهگین هستم. او یکی از نمادهای سینمای هند بود که به‌ویژه به‌خاطر شور و اشتیاق میهن‌پرستانه‌اش که در آثار سینمایی‌اش نیز بازتاب یافته بود، به یاد آورده می‌شود. آثار منوج جی روح افتخار ملی را شعله‌ور کردند و همچنان الهام‌بخش نسل‌های آینده خواهند بود. در این لحظه غم‌انگیز، افکارم با خانواده و دوستداران ایشان است. اوم شانتی.» منوج کومار، هنرپیشه پرآوازه سینمای هند، به‌خاطر ایفای نقش در فیلم‌های ملی‌گرایانه و میهن‌پرستانه به لقب “بهارات کومار” مشهور شد. او نه تنها بازیگر برجسته‌ای بود، بلکه در زمینه کارگردانی، تهیه‌کنندگی و نویسندگی نیز فعالیت می‌کرد. شخصیت و آثار او نقش مهمی در شکل‌گیری سینمای هند در دهه‌های ۶۰ تا ۸۰ داشت و با پیام‌های ملی و اجتماعی‌اش تأثیرات عمیقی بر این صنعت گذاشت. منوج کومار در خانواده‌ای هندو و سنتی به دنیا آمد. دوران کودکی او با تقسیم هند در سال ۱۹۴۷ همزمان بود. به‌دلیل ناامنی‌ها و درگیری‌ها، خانواده‌اش مجبور به مهاجرت به دهلی شدند. این مهاجرت تأثیر زیادی بر روحیه او گذاشت و در بسیاری از فیلم‌هایش حس وطن‌دوستی و مهاجرت به‌وضوح نمایان است. او در دانشگاه دهلی تحصیل کرد و از همان دوران نوجوانی شیفته سینما و بازیگری بود. منوج کومار با شیوا گوسوامی ازدواج کرد و حاصل این ازدواج دو پسر بود، از جمله کنال گوسوامی که خود نیز مدتی در سینما فعالیت داشت، اما نتوانست موفقیت چشمگیری به دست آورد و خیلی زود از سینما کنار رفت. منوج کومار همیشه به‌عنوان شخصی خانواده‌دوست، باوقار، وطن‌دوست و متواضع شناخته می‌شد. او زندگی‌اش را دور از جنجال‌ها و حاشیه‌های معمول دنیای سینما سپری کرد و بیشتر به کار و خانواده‌اش توجه داشت. سینمای هند، معروف به بالیوود، یکی از بزرگ‌ترین صنعت‌های فیلم‌سازی جهان است که به‌خاطر تنوع فرهنگی، موسیقی‌های پرانرژی و داستان‌های احساسی شناخته می‌شود. این سینما نقش مهمی در فرهنگ و هویت هند دارد و سالانه صدها فیلم به زبان‌های مختلف تولید می‌کند. با این حال، مرگ این سینماگر شناخته‌شده بالیوود برای بسیاری از طرفداران سینما در هند و سایر کشورها، حتی در افغانستان، موجب اندوه و رنجش خاطر شد . جواد رسولی

Farsi, انتخاب سردبیر, تیتر اول

نقدی بر برنامه‌های نوروز و عید فطر: دیدگاه دکتور ملک ستیز

نوشته‌ای از دکتور ملک ستیز (دیدگاه‌های مطرح‌شده در این یادداشت، لزوماً بازتاب‌دهنده دیدگاه‌های خبرگزاری دیده بان افغانستان  نیست.) مکن خراش دل سنـگ نیز پیـــشه خویــش که کشته می‌شوی آخر به زخم تیشه خویش صائب تبریزی در چند روز گذشته ما شاهد دو مناسبت مهم در زندگی اجتماعی خویش بودیم. نخست نوروز باستان فرا رسید و سپس عید سعید فطر به سراغ ما آمد. خوش‌بختانه فرصت دست داد تا به رسانه ها سری بزنم و ببینم که ما چقدر مستعد به تجلیل از این رویداد های مهم هستیم. دیدم که دارندگان رسانه های وطنی از گوشه های مختلف جهان، برنامه های رنگارنگ به مناسبت این دو رویداد فرهنگی و ارزشی تهیه دیده اند. اما باور می‌کنید از این‌که وقتم را مشغول این برنامه ها ساختم به شدت پشیمان شدم. همه‌ی برنامه ها تلاش کرده اند تا عده‌ای از آوازخوانان را دور خود جمع کنند و کنسرت‌های رسانه‌ای پخش کنند. راستش من یکی از دلبسته‌گان متعهد به موسیقی هستم. اما این برنامه ها موسیقی پخش نمی‌کردند. باور کنید به جز چند آهنگ حسابی که به خوبی اجرا شدند، بقیه همه دوباره‌خوانی ترانه های قدیمی هنرمندان بزرگ ما بودند که متاسفانه به بدترین شکل اجرا می‌شدند. تعدادی از این آوازخوانان که گویا آهنگ‌های تازه ارایه می‌کردند دشواری در تلفظ شعر داشتند. عده‌ای آمده بودند خود شاعر، آهنگ‌ساز و آوازخوان شده بودند که از هرسه چیزی به بار نیاورده بودند. از مجریان برنامه که نپرسید. پرسش‌های کلیشه‌ای و بحث‌های خسته‌کن و شوخی‌های بی‌مزه که چشم هر بیننده را خسته می‌ساختند. من در باب لباس‌ها و شیوه های آرایش هنرمندان حرفی نمی‌زنم. اما شما باید فرق آرایش را که برای جذابیت و زیبایی مخاطبین تهیه می‌شود با یک نقاشی غلیظ بر سر و صورت تان بدانید. وقتی شما در یک رسانه ظاهر می‌شوید، دیگر یک پدیده اجتماعی هستید. این‌جا لطفا به بیننده ها و مخاطبین تان احترام گذارید. ببینید نوروز یک جشن باستانی و فرهنگی ماست. ما ادعا داریم این جشن از سرزمین ما نشأت یافته است. این جشن پیام طبیعت، نوآوری، بالندگی، دگرگونی و هماهنگی اجتماعی را به جهان ارمغان کرده است. در این برنامه ها جایی برای نگاه تاریخی، فرهنگی، ارزشی، فلسفی، جامعه شناسی و حتا سیاسی نوروز وجود نداشت؟ این پرسش که چرا نوروز را گروه های متعصب حاکم در افغانستان منع کرده و رهبران آن‌ها تجلیل نوروز را بدعت می‌خوانند مطرح نشد. چرا یک محقق تاریخ در باب نوروز باستان سخن نگفت؟ چرا یک پژوهش‌گر در باب هماهنگی حوزه نورزو و نقش آن در فرهنگ جهانی گپ نزد؟ چرا یک نویسنده در باب ظهور و عوامل نوروز برای نخستین بار در حوزه ادبیات نوروزی چیزی نگفت؟ چرا یک شاعر، شعرش را که بزرگ‌ترین ابزار ترویجی نوروز است، به خوانش نگرفت؟ چرا یک دیپلومات در باب دیپلوماسی نوروز در حوزه‌ی روابط بین‌الملل سخن نگفت؟ پاسخ این پرسش ها مبرهن است. به دلیل این‌که دست‌اندرکاران برنامه های مناسبتی فکر می‌کنند که اجرای یک کنسرت پراکنده به معنای تجلیل از نوروز است. به همین گونه شما برنامه های تجلیل از عید سعید فطر را مرور کنید. این‌جا شما به کنسرت‌های آوازخوانانی بر می‌خورید که یا سرود های قدیمی را با بی‌مزگی و حرکات عجیب تحویل شما می‌دهند و یا این‌که چیزهای را خود به نام تصنیف و ترانه بر گوش های خسته‌ی شما تحمیل می‌کنند. باور کنید برخی این واژه ها که به نام تصنیف پیش‌کش می‌کنند، اهانت‌بار است. آن‌گاه گردانندگان با ترغیب و تمجید اغراق‌آمیز و پرسش‌های همیشه‌گی، روی غذا و لباس، مهمانان خود را مشغول می‌سازند و فکر می‌کنند که بهترین برنامه ها را به مردم ارایه کرده اند. خوب، لحظه‌ای تصور کنید که فلسفه عید سعید فطر پس از ماه رمضان چیست؟ کسی به این پرسش پاسخی نداد. راستش سوادی ندارند تا این پرسش را به درستی بپردازند. گویی ما در شرایط بسیار آرامی قرار داریم. این‌جا یک دانش‌مند دعوت نمی‌شود تا روی جوهر و معنای عید سعید فطر و وحشتی که در کشور ما مستولی است کمی صحبت کند. این درست است که روز های اعیاد، مردم باید خوشی کنند. اما خوشی که تنها با موسیقی آن‌هم به گونه مبتذلش معنایی ندارد. جای طنز به عنوان بهترین رابط میان واقعیت های تلخ کشور و لبخند شیرین هم‌میهنان ما در این برنامه ها به کلی خالیست. در شرایطی که هفت شهر هنر در سرزمین من منع اعلام شده است شما آمده اید و تنها در پی نمایشی به نام کنسرت «هنری» هستید. لطفا بر من خُرده نگیرید ولی موسیقی قبل از همه باید هنرمندانه باشد، آن‌گاه ترانه، تصنیف و شعر را در خود بگنجاند و هضم کند، سپس رؤیا و تخیل بار آورد و در نهایت اجرای هنرمندانه شعر و سرود را با خود داشته باشد تا لذت و کیف به سراغ شما آید و روح و روان تان‌را نوازش دهد. مگر معنای موسیقی همین نیست! ببخشید هر کاری را نمی‌توان اثر هنری و یا موسیقی نامید. ببینید در شرایطی که تاریک‌اندیشان هنر، فرهنگ و آرامش روحی انسان‌ها را گناه می‌پندارند، چرا ما این زمینه را برای‌شان فراهم سازیم تا نمونه های کار های شما را بر رخ همه بکشند و فحش گویند؟ ملا های بی‌سواد نمونه های کار های شما را چون قمچین بر کمر و صورت مردم هنردوست ما و هنرمندان متعهد ما بکوبند. راستش به همان پیمانه‌ی که طــــالبان دشمن هنر هستند به همان پیمانه شما با چنین کار های ضد هنری، دشمن هنر و فرهنگ هستید. با این‌کار، شما شریک جنایاتی می‌شوید که طـــالبان بر سر هنرمندان محلی ما، بر سر کوچه خرابات و بر سر هنرمندان بزرگ ما که در تبعید به سر می‌برند و هر روز از حقارت می‌میرند، تحمیل کرده اند. بزرگ‌ترین قربانی را در این چهار سال هنرمندان موسیقی ما در داخل و خارج از کشور داده اند. تاریخ این قربانی‌ها را در دل خود حفظ خواهد کرد. ولی شما این قربانی‌ها را نادیده می‌گیرید. ما باید در این برنامه ها پیام‌آوران هنر و فرهنگ باشیم. ما باید از منظر منطق، علم، حکمت، آیین، فلسفه و تاریخ برای فرهنگ و هنر خود دادخواهی کنیم. این برنامه ها باید پیام های معنا داری به جامعه ما و جامعه جهانی ارایه دهند. نسل جوان ما نیاز دارد تا از این برنامه ها پیام‌های آموزنده

Scroll to Top