جسد تیرباران شده ای یک افسر ارتش سوریه به نام «یزن موسی سلطانی» که به «زین» تنها دختر بشار اسد، عشق میورزید، در کنار جادهای در جنوب سوریه پیدا شده است.
این عشق غیرقابل تصور بود. سلطانی با انتشار بی باکانه ویدیوهایی در شبکههای اجتماعی، اعلام کرده بود که آماده هر کاری برای ازدواج با زین «عشق خود» بوده و حتی ادعا کرده بود که در خواب «حافظ اسد»، پدرکلان زین، را دیده و قول ازدواج نواسه اش را به او داده بود.
اما این داستان عاشقانه به تراژدی تبدیل گردید. سلطانی، که به نقض قوانین و مقررات ارتش سوریه متهم شده بود، ناگهان ناپدید شد. برادرش اعلام کرد که او توسط دستگاههای امنیتی حکومت دستگیر شده است.
این داستان نه تنها داستان عاشقانهای است که جانفشانیها، مرگ و ناپدید شدن را در بر دارد، بلکه آینه ی است که نشان میدهد چگونه عشق و وسوسه میتواند به یک پایان تلخ و تراژیک برسد، خصوصاً در میان دامنههای قدرت و سیاست.