:بخش اول
اگرشما یک زن هستید، بی تردید یک کارگر عاطفی هم هستید. شما درمواقع بسیاری بدون اینکه تمایل قلبی داشته باشید لبخند میزنید بخاطر تلطیفِ اوضاع، به خاطر آرام ساختن اعصاب همسرتان، بخاطر ملاحظات فرهنگی ،به خاطر آرامش فرزندتان یا خوشحال ساختن و حمایت عاطفی از او. هرروز به سوالات متداول من چه بپوشم؟ چه بخورم؟ جورابم کجاست؟ به چه فکر میکنی؟ پاسخ میدهید. بارها در تخت خواب نقش بازی کردهاید و فکر کردهاید به اندازۀ کافی اکتیو نیستید فکرکردهاید حس شما چندان مهم نیست ابتدا باید به حس مردتان رسیدگی کنید و نقش های بسیار دیگری…
یک نفر فوت کرده و شما به اجبار باید تا مدت ها آرایشگاه نروید، موزیک گوش ندهید، لباس رنگ تیره بپوشید و لب و لوچه تان آویزان باشد. یک نفرازدواج کرده شما باید لبخند بزنید و شادمانی تان را ابراز کنید دائم تبریک بگویید و آرزوی خوشبختی کنید.
بزرگ خانواده دپرس یا بیمار است همگی باید خاموش باشید اگر زن باشید باید خاموشتر باشید! و تمام تمرکز وانرژی تان در خدمت این نظام پدرسالارانه باشد.
مراقبت از افراد معلول یا مسن همیشه به دوش زنان است، در ضمن زنان باید با لبخند و خوشرویی اجباری باید این کار را انجام دهند نه با حس نارضایتی.
آیا تا به حال فکر کرده اید ارزش عواطف و احساسات شما چقدراست؟ تکلیف تغییرات هورمونی در بدن شما چست؟ این خونی که درون رگهای شما جریان دارد این حس سرزندگی این دهۀ بیست و سی و چهل زندگیتان چقدر ارزش دارد؟ در این عمر میلیاردی کره زمین قلب شما چقدر دیگر میت پد و شما را سر پا نگه میدارد تا عواطفی که درونی ترین، شخصی ترین، ارزشمند ترین و پاک ترین حس بشریست را به صورت تحمیلی و اجباری به پای دیگران بریزید ؟ شاید به پای مردانی که گیج و سردرگم و بلاتکلیف و بی سواداند … شاید به پای افراد مسنی که خودشان از خود مراقبت کرده اند و نوبت شما را هدر می دهند یا آنها هم قربانی های درجه اولی هستند که تمایل دارند درجه دومی ها را هم به دنبال خودشان بکشند. شاید دراجتماع برای هیچکس .. صرفن برای رعایتِ اصول همه شمول اخلاقیِ نه چندان واضح.. ..
متنی که خواندید صرفن یک بعد از ابعاد وسیع بررسی «کار عاطفی» را در متون فمنیستی وبحثِ جنسیت زدایی از کار نمایان می سازد. در ادامه سعی میکنم ابتدا کار عاطفی را با تکیه برنوشته های «سیلویا فدریچی» درآثار «آنتونیونگری» و «مایکل هارت» بررسی کرده و سپس به نتیجه گیری برای اکنونِ زن افغانستان بپردازم.
مفهوم کارعاطفی
« مفهوم کارعاطفی را دراواسطِ دهۀ ۱۹۹۰ مارکسیستهای اتونومیستی مطرح کردند.» این مفهوم به اشکال جدید کارهای خدماتی اشاره دارد همچنین میتوانیم مترادف با کار «بازتولیدی» بدانیماش. برای وضاحت بیشتر این بحث مثال سادهای از کار عاطفی می آورم: تصور کنید یک مهماندار طیاره هستید، شما بعد از گذراندن سطوح بلند تحصیلی و تسلط کامل همزمان به چند زبان زندۀ دنیا، مکلف هستید درکنار سایر وظایف تان به مسافران هواپیما احساسِ ارزشمند بودن همچنین امنیت کامل و آرامش بدهید. مسلماً شما مهمانها را انتخاب نمیکنید آنها همانند دوستان شما باب میل تان نیستند، اما وظیفه دارید درطول شبانه روز با جمعیتهای ناشناختۀ زیادی رو به رو شوید که باید با لبخندتان به آن ها خوش آمد بگویید. لبخند شما میتواند بصورت ابزاری بعنوان بخشی از کارتان برایتان موجب کسب درآمد شود. اما آیا این لبخند چقدر میتواند درونی باشد و دوام داشته باشد؟ تکلیف تغییرات هورمونی در «زنان» چه میشود؟ شما اوضاع و احوال خود و زندگی تان را پیش بین نیستید، همه چیز در حال تغییر است. ممکن است روزهایی از ماه پر از انرژی باشید و روزهای زیادی هم بی حوصله اید و میزان انرژی تان پایین است. لیکن در تمام روزهای ماه و سال باید رفتار تکراری و روند خاصِ الگو شده و مشخصی را تکرار کنید. لبخندی بر لب داشته و با خوشرویی از مهمانان پذیرایی کنید. در اینجا کسی به حالات درونی شما توجهی ندارد حتی اگر ناخواسته رفتاری داشته باشید که مطابق قوانین از پیش تعیین شده نباشد مورد سرزنش و توبیخ قرار میگیرید.
«استیون اسلیتر ۲۰۱۰» مهمان داری بود که در یکی از روزهای کارش تصمیم گرفت دیگر رفتارهای آزار دهندۀ مسافران را تحمل نکند و با باز کردن زینه اضطراری طیاره خود را از آن محیط خلاص کرد. این حالت برای مادران هم صادق است. مادران همیشه باید سر حال و خوب باشند و به کودکان شان رسیدگی کنند مادر نمی تواند افسرده باشد، در گوشه ای کِز کند و با اخم به دیواری خیره شود و چایش را بنوشد این رفتار پسند جامعه نیست. یک مادر در طول تمام ساعات یک سال باید مشغول کار عاطفی و کار بازتولیدی باشد تا کارگران جامعه یا همان مردان خانواده را انرژی ببخشد و کودکان را حمایت عاطفی کند. به بیانِ دیگر «زن» باید به همسر و فرزندانش مهر و توجه تحمیلی و مادام العمری را عرضه بدارد تا آنها کار و رشد کنند. همچنین برای پیش خدمت های رستوران ها یا مراقبین سالمندان و.. داستان همین است. در این مشاغل، یا حتی خارج از این مشاغل، بعنوان یک فرد حقیقی در جامعه در مراودات معمول اجتماعی عموماً شما باید احساسات دیگران را به احساسات خودتان ترجیح بدهید. توجه و حمایت از احساسات دیگران،خودتان را در حاشیه قرارمیدهد. دراینجا مهماندار طیاره، مادر فرزند یا فرزندان، پیش خدمت رستوران، زن خانه دار یا حتی فرد حقیقی درون جامعه از طریق انجام «کار عاطفی» مصروف «باز تولید» نیروی کار شدهاند.
در اینجا دو مبحث مهم به میان میآید:
ادامه دارد…