آزادی بیان یکی از اصول بنیادین حقوق بشر است که در بسیاری از اسناد بینالمللی از جمله اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی بهطور صریح و روشن به آن اشاره شده است.
آزادی بیان به افراد اجازه میدهد تا نظرات و عقاید خود را آزادانه بیان کنند و از انتقاد، اعتراض و تبادل اطلاعات برخوردار شوند. این آزادی نهتنها برای توسعه فردی و اجتماعی افراد ضروری است، بلکه نقش اساسی در ایجاد یک جامعه سالم، دموکراتیک و پاسخگو ایفا میکند. در افغانستان، که سال های دراز از بحران و جنگ داخلی رنج برده و اخیراً تحت حاکمیت طالبان قرار دارد، وضعیت آزادی بیان بهویژه پس از بازگشت طالبان به قدرت با چالشهای بسیاری مواجه شده است.
آزادی بیان بهعنوان حق بنیادین انسانها، امکان ابراز عقاید و اطلاعات بدون ترس از سرکوب، بازداشت یا مجازات را فراهم میکند. در جوامع دموکراتیک، آزادی بیان یکی از ارکان اساسی حاکمیت قانون و شفافیت سیاسی است. این حق به افراد اجازه میدهد تا از قدرتهای دولتی انتقاد کنند، در تصمیمگیریهای عمومی مشارکت داشته باشند و در جهت اصلاحات اجتماعی و سیاسی تلاش کنند. به عبارت دیگر، آزادی بیان یکی از ابزارهای کلیدی برای ایجاد حکومت پاسخگو و حاکمیت قانون است که در نهایت به توسعه و پیشرفت جامعه کمک میکند.
آزادی بیان به این معنی است که افراد باید قادر باشند عقاید و افکار خود را بیان کنند، اطلاعات را دریافت و بهطور مؤثر در فرآیندهای اجتماعی و سیاسی مشارکت داشته باشند. در جوامعی که آزادی بیان محدود است، سیستمهای حکومتی ممکن است مستبدانه و غیرپاسخگو شوند، فساد افزایش یابد و حقوق بشر بهویژه حقوق اقلیتها نقض گردد. از این رو، آزادی بیان نقش حیاتی در توسعه یک جامعه سالم و پایدار دارد.
بنابراین افغانستان تاریخ پیچیدهای از نظر آزادی بیان داشته است. قبل از سلطه طالبان در دهه ۱۹۹۰، این کشور در دورههای مختلفی از آزادی نسبی رسانهها و بیان برخوردار بود. پس از سقوط رژیم طالبان در ۲۰۰۱ و ایجاد جمهوری اسلامی افغانستان تحت حمایت جامعه جهانی، رسانهها در افغانستان شکوفا شدند و فضای آزاد برای بیان انتقادات و نظرات ایجاد گردید. در این دوره، روزنامهنگاران، فعالان سیاسی، و حقوق بشر توانستند آزادانه فعالیت کنند و بسیاری از مسائل اجتماعی و سیاسی افغانستان بهطور علنی و شفاف مطرح شد.
اما پس از بازگشت طالبان به قدرت در ۲۰۲۱، شرایط بهطور چشمگیری تغییر کرد. طالبان که بهطور گسترده به تفسیر خاص خود از شریعت اسلام اعتقاد دارند، هیچگونه تَحملی نسبت به نقد و بیان نظرات مخالف نداشته و از همان آغاز حاکمیت خود، اقدام به سرکوب رسانهها و خبرنگاران کردند. بسیاری از خبرنگاران، بهویژه خبرنگاران زن، مجبور به ترک شغل خود شدند. رسانهها تحت فشار شدید قرار گرفتند و بسیاری از آنها تعطیل شدند. .
در هر کشوری، آزادی بیان بهعنوان ابزاری برای نظارت بر عملکرد دولت و شفافسازی در فرآیندهای حکومتی بسیار حیاتی است. در افغانستان، پیش از تسلط طالبان، آزادی بیان بهعنوان یک ابزار مؤثر برای نقد و کنترل فساد و سوءاستفادههای قدرت از سوی مقامات دولتی عمل میکرد. رسانهها و جامعه مدنی توانستند بسیاری از پروندههای فساد، نقض حقوق بشر و سوءمدیریتها را مطرح کنند و مقامات را تحت فشار قرار دهند.
اما در دوران حاکمیت طالبان، این آزادی بیان بهشدت محدود شده است. بسیاری از خبرنگاران و فعالان رسانهای که به انتقاد از سیاستهای طالبان میپرداختند، تهدید، ارعاب و حتی دستگیر شدند. هیچ فضای آزاد و امنی برای انتقاد از دولت طالبان وجود ندارد و هرگونه مخالفت بهسرعت با استفاده از خشونت و سرکوب پاسخ داده میشود. در چنین فضایی، امکان نظارت عمومی و شفافیت در عملکرد دولت بهشدت محدود شده و فساد و سوءاستفاده از قدرت افزایش مییابد.
محدودیتهای گسترده بر آزادی بیان در افغانستان تحت حاکمیت طالبان نهتنها وضعیت حقوق بشر در این کشور را بدتر کرده است، بلکه مسیر توسعه اقتصادی و اجتماعی را نیز مسدود کرده است. در شرایطی که انتقاد و آزادی بیان وجود نداشته باشد، دولتها نمیتوانند مسئولیتپذیر باشند و فساد و سوءمدیریت بهطور گسترده ادامه مییابد. در چنین فضایی، مردم نمیتوانند مطالبات خود را مطرح کنند و تصمیمگیریها بهصورت یکجانبه و غیرشفاف ٰصورت میگیرد.
بهویژه در کشوری مانند افغانستان، که با مشکلات عمدهای مانند فقر، بیثباتی سیاسی، و بحرانهای انسانی دست و پنجه نرم میکند، نبود آزادی بیان میتواند مشکلات اجتماعی را پیچیدهتر کند. آزادی بیان امکان تبادل افکار، حل اختلافات، و پیدا کردن راهحلهای مناسب برای مشکلات اجتماعی را فراهم میآورد. در غیاب آن، جامعه بهویژه در زمینههای آموزشی، فرهنگی، و سیاسی نمیتواند به رشد و شکوفایی دست یابد.
با این حال و با توجه به مشکلات موجود درکشور جامعه جهانی باید بهطور مستمر فشار بر طالبان وارد کند تا آزادی بیان و حقوق بشر را در افغانستان بهویژه برای زنان و اقلیتها رعایت کند. سازمانهای بینالمللی مانند سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، و دیگر نهادهای حقوق بشری باید نظارت دقیقی بر وضعیت آزادی بیان در افغانستان داشته باشند و با استفاده از ابزارهای دیپلماتیک، اقتصادی و حقوقی، طالبان را به تغییر سیاستهای سرکوبگرانه خود وادار کنند.
این فشارها میتوانند بهشکل تحریمها، قطع کمکهای مالی، یا فشارهای سیاسی از طریق سازمانهای بینالمللی صورت گیرند. علاوه بر این، حمایت از رسانهها و خبرنگاران مستقل در افغانستان باید در اولویت قرار گیرد تا بتوانند نظارتهای عمومی را ادامه دهند و مسائل حقوق بشری و اجتماعی را بهطور گستردهتر مطرح کنند.
بنابر این آزادی بیان بهعنوان یکی از اصول اساسی حقوق بشر نقش حیاتی در ایجاد یک جامعه سالم، دموکراتیک و پاسخگو دارد. در افغانستان تحت حاکمیت طالبان، آزادی بیان بهطور گستردهای محدود شده است و این مسئله بهویژه بر خبرنگاران ، زنان، اقلیتها، و فعالان اجتماعی تأثیر منفی گذاشته است. برای ایجاد یک جامعه سالم و دموکراتیک در افغانستان، ضروری است که این کشور به حقوق بنیادین مردم خود احترام بگذارد و فضایی آزاد برای ابراز نظرات و انتقادات فراهم کند. در این راستا، جامعه جهانی نیز باید بهطور فعال از حقوق مردم افغانستان و آزادی بیان در حمایت کند.
جواد رسولی