
شناسایی حکومتها به معنای قرار گرفتن یک کشور بهعنوان یک حاکمیت دارای حق مستقل، در صحنهی جامعه بین المللی میباشد. زیرا همهی کشورهای مستقل، دارای حق حاکمیت مساوی هستند. لذا برای آنکه کشوری که دارای حق حاکمیت مستقل بوده، و از چنین حقی در صحنه بین المللی برخوردار باشد باید مورد شناسایی جامعه بین المللی و یا لااقل، یک کشور که مهمترین آنها همسایگان باشند، قرار گیرد. از این جهت شاید بتوان گفت شناسایی اولین گام لازم برای تحقق هویت حقوقی است.
شناسایی کشورها یک عمل سیاسی می باشد که فقط دارای آثار و تبعات حقوقی است و لذا عمل شناسایی یک عمل حقوقی بین المللی نیست. هیچ کشوری وظیفه ندارد که کشور دیگر و یا حکومت دیگر را به رسمیت بشناسد مگراینکه منافع کشور شناسنده ایجاب نماید و از طرفی هیچ کشوری محق نیست که مورد شناسایی قرار بگیرد و آنرا از دیگران مطالبه نماید. اگر کشوری علیرغم اینکه تمامی خصوصیات توصیف شده در روابط بین المللی و یا آراء دیوان بین المللی دادگستری (قلمرو، جمعیت، حکومت و حاکمیت) را واجد باشد چنانچه حداقل مورد شناسایی یک کشور قرار نگیرد نمی تواند بعنوان سوژه حقوق بین المللی قرار گیرد. چنانکه کشور یک میلیاردی مانند جمهوری خلق چین سالیان دراز مورد شناسایی تعداد زیادی از کشورها قرار نگرفت. از نظر حقوقی عضویت در سازمان ملل متحد نیز نمی تواند تکلیفی برای سایرین جهت برسمیت شناختن آن ایجاد نماید. کما اینکه اسرائیل دهها سال است که عضو سازمان ملل است و هنوز تعداد زیادی از کشورها آنرا به رسمیت نمی شناسد.
شناسایی، یکی از مباحث حقوق بینالملل است که در دو مورد کاربرد دارد: ایجاد دولت جدید و تشکیل حکومت جدید:
دولتهای جدید، واحدهای سیاسی مستقلی هستند که به تازگی در جامعۀ بینالمللی ظاهر شدهاند. این دولتها عموماً از طریق حرکتهای آزادی بخش ملی یا از طریق تجزیۀ امپراطوریهای بزرگ بهوجود میآیند. این دولتها در صحنههای بینالمللی محتاج به رسمیت شناختن توسط دولتهای دیگر میباشند؛ ولی دولتهای دیگر در مورد شناسایی یا عدم شناسایی این دولتها مختارند.
شناسایی عملی است که بهموجب آن دولتهای قدیمی وجود یک جامعۀ سیاسی جدید و مستقل را که قادر به رعایت حقوق بینالملل است، در سرزمین معینی تصدیق و تایید میکنند و در نتیجه ارادۀ خود را دایر بر شناسایی آن به عنوان عضو جامعۀ بینالمللی اعلام میدارند.
در مورد اینکه آیا شناسایی دولتها و حکومتها موجب اعطاء شخصیت بینالمللی به آنها است یا اینکه بمنزلۀ آن است که این دولتها و حکومتها از قبل وجود داشتهاند و شناسایی موجب تائید آنهاست، دو نظریه وجود دارد:
نظریه اول: که نظریه تاسیسی و ایجادی است، شناسایی را وسیلۀ اعطاء موجودیت و شخصیت بینالمللی به دولتها و حکومتها میداند.
نظربه دوم: نظریۀ اعلامی است و شناسایی را بمنزلۀ اعلام موجودیت دولتها و حکومتها میداند و این نظریه امروزه پذیرفته شده است.
شروط اساسی شناسی دولت ها عبارت است از ۱- استقلال: استقلال یک دولت شرط اساسی برای شناسایی آن توسط دولتهای دیگر است. به عنوان مثال: ادعای شورشیان مبنی بر ایجاد دولت جدید، قابل تایید نمیباشد چراکه باید هم از دولت اصلی و هم از سایر دولتها مستقل باشند. به همین دلیل استقلال سوریه و فلسطین و عراق از امپراطوری عثمانی موجب شناسائی آنها نشد. چرا که سرزمینهای مزبور بلافاصله تحت کنترل دولتهای دیگر یعنی فرانسه و انگلیس درآمده بودند.
۲-ثبات داخلی: برای شناسایی یک دولت جدید، ثبات داخلی آن نیز مورد توجه قرار میگیرد و در این امر استحکام دولت جدید و اعتماد مردم به این دولت نقش بسزایی دارد. عدم شناسایی کوبا توسط آمریکا بههمین دلیل بود.
۳ـ قلمرو مشخص: سومین عنصر مهم برای شناسایی دولتها، سرزمین معین است که تحت کنترل دولت جدید باشد.
انواع شناسایی:
۱ -شناسایی صریح: که به طور صریح و علنی ضمن تنظیم یک سند رسمی مثل اعلامیه با معاهده خاص انجام میپذیرد. این نوع شناسایی میتواند بهصورت فردی و یا جمعی انجام پذیرد.
۲- شناسایی ضمنی: این نوع شناسایی به صورت ضمنی و با برقراری روابط سیاسی و کنسولی و با روابط دیپلماتیک انجام میپذیرد.
حکومت های که به اثر انتقال قدرت از یک شخص به شخص دیگر به شکل قانونی به میان می اید ضرورت به شناخت ندارند بلکه از جانب سائر دول از طریق اشتراک سران دول یا حکومت ها یا نمایندگان شان در مراسم تحلیف ویا با ارسال پیامهای تبریکی خود بخود رسمیت میداشته باشند . اما اگر تغیر حکومت و انتقال قدرت از یک دست بدست دیگر از طریق جنگ ، کودتا ویا انقلاب صورت گیرد دولتهای دیگر بنابر موضعگیری های ایدیولوژیک ، رعایت منافع طرفین یا رعایت اصول جهانی حقوق بشر ، منشور سازمان ملل متحد و سائر شرایط به شناخت انها اقدام میکنند ویا با بیان برخی شرایط از شناخت ان ها در کوتاه مدت خودداری میکنند ، مشروعیت حکومت از نظر جوانب شناسنده یکی از شرایط است ، برخی را عقیده بر این است که چون چنین حکومتها واقعیت میداشته باشند کافیست که بدون در نظر داشت اصل مشروعیت که امر مربوط به امور داخلی انهاست برسمیت شناخته شوند . رعایت مشروعیت بین المللی درین عقیدهاز نظر دور دانسته میشود .
با این حال طالبان که در معرفی حکومت خود از عنوان «امارت اسلامی افغانستان» استفاده میکند، پس از تصرف کابل، رسماً اعضای حکومت موقت خود را معرفی کرد و از سازمان ملل متحد تقاضا کرد تا نماینده آن کشور در سازمان پذیرش شود.
در دوره اول حکمرانی طالبان (از سال 1996 تا 2001)، با وجود اعمال حاکمیت آنها بر بخش زیادی از افغانستان، حکومت مذکور از سوی سازمان ملل متحد شناسایی نشد. علی رغم خروج نام این گروه از فهرست گروههای ترویستی شورای امنیت در سال 2011، کماکان نام بسیاری از مقامات عالی رتبه طالبان، در فهرست کمیته تحریم های شورای امنیت قرار دارد.
کشورهای متعدد با حکومت طالبان روابط دارند یعنی هم سفارت شان در کابل فعال هستند و هم دیپلمات از حکومت طالبان در سفارت افغانستان پذیرفته اند و برخی کشورها (چین، روسیه، ایران، ترکیه و ترکمنستان) حتی سفارت افغانستان را به حکومت طالبان تحویل داده اند، ولی بازهم اعلام می کنند، آن را به رسمیت نمی شناسیم و روابط ما نباید به معنای شناسایی تلقی شود. شناسایی برای حکومت طالبان مهم و سرنوشت ساز است، چون بدون شناسایی از سوی دیگر دولت ها؛ قادر به ورود در جامعه بین المللی نخواهد بود. حق حیات دولت ها در عرصه بین المللی متکی به شناسایی است که حکومت طالبان مستثنی از این امر نمی باشد.
با این حال و با توجه به موارد ذکر شده آیا طالبان مورد شناسایی قرار خواهند گرفت ،بدون شک نه چون یک از موارد مهم در عدم شناسایی دولت ها حمایت از شورشیان است که طالبان همواره متهم شدند که چندین گروه شورشی را مورد حمایت قرار داده و به ان ها پنا داده است کشته شدن رهبر القاعده در کابل ،ادعای پاکستان در مورد پناه گرفتن تی تی پی در افغانستان و طراحی حملات علیه حکومت پاکستان از خاک افغانستان و ده ها موارد دیگر به معقوله عدم به رسیمت شناسایی طالبان توسط جامعه بین الملل نقش بسزایی دارد
همچنین عدم بر اورده شدن خواست های جهان برای به رسمیت شناسی حکومت طالبان از جمله نقض حقوق زنان و دختران ،تشکیل حکومت فراگیر با حضور گروه های مختلف سیاسی و نقض گسترده حقوق بشر ،و آزادی بیان در کشور در عدم به رسمیت شناسی طالبان به عنوان حکومت مشروع نقش دارد
بنابرین ،شناسایی یک دولت یا عدم آن توسط دولت دیگر، یک عمل و اقدام سیاسی یکجانبه و صلاحدیدی است که بر موجودیت یک دولت تأثیر گذار نیست و دولت صادرکننده را فقط در زمینه سیاسی متعهد می سازد. جامعه جهانی معیارنوین نظریه مشروعیت دموکراتیک حکومت، که عبارت از پایبندی به دموکراسی، حاکمیت قانون، رعایت حقوق بشر و حقوق اقلیت های قومی و مذهبی و ایجاد نشدن حکومت از طریق توسل به زور است را مدنظر دارد، بدین لحاظ تا کنون هیچ کشوری طالبان را به رسمیت نشناخته اند و بدون اصلاحات به رسمیت نخواهد شناخت. سایر عملکرد دولت ها که بر اساس یک سری ملاحظات صورت می گیرند به معنای شناسایی نیست و آثار آن را در پی ندارد و نمی توانند حکومت طالبان را عضو جامعه بین المللی بسازند. بنابراین، راهی دیگری جز پایبندی به مشروعیت دموکراتیک حکومت، برای نجات حکومت طالبان و مردم افغانستان از این وضعیت، به نظر نمی رسد.
افغانستان برای تعامل بیشتر با جهان نمیتواند بصورت نا شناخته شدهباقی بماند ، زیرادرجهان امروز تعامل میان دولتها ، سازمانهای جهانی و منطقوی ارزش تعین کننده برای حکومت داری دارد . افغانستان جنگ زده و فقیر که همین اکنون جهان تشویش بیش از نصف نفوس کشور را بخاطر فقر و نبود مواد غذایی دارد نمیتواند جدا از تفاهم و قبولی شرایط جهانی بازیگر در عرصه بین المللی باشد .
امروز توجه کشورها ، سازمانهای جهانی و منطقوی همه معطوف به افغانستان است ، جلب کمکهای جهانی برای مردم یک اصل انسانی است که باید حاکمیت طالبانی با قبول ارزشهای پذیرفته شده جهانی خودرا وفق دهد تا بتواند به امکانات جهانی دست یافته ظرفیتها و زمینه های بهتر کمک رسانی را بحیث حاکمیت در خود ایجاد نماید ، پا فشاری بر سختگیری در حق زنان و دیگر عرصه های حقوق مدنی نمیتواند باعث نرمش در اتخاذ سیاستهای جهانی گردد .
هیچ کشوری تا کنون طالبان را که تحت تحریم های بین المللی است به رسمیت نشناخته است. اما طالبان برای شکستن انزوای خود به گفت وگوهای دیپلماتیک ادامه می دهند و خواستار گفت وگوی مستقیم با جامعه بین المللی هستند.
بعد از آگست ۲۰۲۱ که طالبان تشکیل “امارت اسلامی افغانستان” را اعلام کرده، تنها یک گام با ورود به “جامعه بینالملل” فاصله دارند و این برای مخالفین شان بعنوان یک تراژیدی خطرناک تلقی می شود . به رسمیت شناختهشدن حکومت طالبان به عنوان حکومت مشروع و قانونی جبهات نظامی که علیه طالبان می جنگند را به یک گروه شورشی مبدل می کنند و جبهه مقاومت ملی و جبهه آزادی عملن به شبهنظامیان مسلحی مبدل می شوند که علیه یک حکومت قانونی دست به شورش زده است.
به همین دلیل نیز مخالفان طالبان از جامعه بینالملل می خواهند که حکومت طالبان را به رسمیت نشناسند،با این حال طالبان در دهه ۹۰ همچنین با تلاش های زیادی نتوانستند از طرف کشور های جهان به رسمیت شناخته شوند و بعنوان یک بازیگر بین المللی عرض اندام نمایند تا اینکه سر انجام بعداز حملات یازده سپتامبر در آمریکا جهان تصمیم گرفت که حکومت آنها را سرنگون کنند و بلاخره طالبان از قدرت کنار زذه شدند و حکومت جدید در افغانستان شکل گرفت و ۲۰ سال جهانیان تلاش کردند و ملیارد ها دالر هزینه نمودند تا افغانستان دموکراتیک شکل بگیرد و مردم در تعین سرنوشت شان خودشان تصمیم بگیرند و برای حفاظت از حکومت هزارات جوان افغانستانی و صد ها نیرو حافظ صلح بین المللی کشته شدند اما با یک چشم به همزدن همه نقش بر آب شد و حکومتی که با خون هزاران هزار نیرو نظامی حراست شده بود سقوط کرد، دموکراسی نیم بندی که در کشور شکل گرفته بود از بن نابود شد.حقوق زنان و دختران افغانستان که بعنوان یک دست آورد بزرگ به جهانیان قلمداد میشد از بین رفت و آزادی بیان همچنین با نقض شدیدی خفه شد .
با این حال و با توجه به وضعیت موجود تاریخ در حال تکرار شدن است یعنی افغانستان ومردم آن بعد از سفر بیست ساله دوباره در جای توقف کردند که بیست سال قبل ایستاده بودند.
بنابرین دیده شود بلاخره سرنوشت افغانستان چی خواهد شد آیا موضیع جهان در برابر طالبان تغیر خواهد کرد و با براندازی حکومت طالبان تاریخ تکرار خواهد شد و یا اینکه طالبان به خواست مردم افغانستان و جهان به رعایت حقوق بشر و حقوق اقلیت ها حقوق زنان و حضور معنا دار شان در جامعه،حق تعین سرنوشت به مردم ، تشکیل حکومت فراگیر با حضور همه اقشار و گروه های سیاسی ،مذهبی و قومی تمکین می کنند یا خیر تنها گذر زمان پاسخ خواهد داد.