
افغانستان پس از بازگشت طالبان به قدرت در اگست 2021 وارد دورهای از بحران و آشفتگی شده است. این رژیم با سیاستهای سرکوبگرانهاش به ویژه علیه زنان و اقلیتها، محدودیتهای شدید بر آزادیهای فردی و اجتماعی و محرومیت از آموزش و اشتغال، موجب نگرانیهای جدی شده است. با این حال، واکنش جامعه جهانی به این تحولات کمرنگ و بیاثر به نظر میرسد. در این گزارش تلاش خواهیم کرد به دلایل بیتفاوتی جهانی نسبت به سیاستهای طالبان بپردازیم و از دیدگاههای مختلف این مسئله را تحلیل کنیم.
یکی از دلایل اصلی بیتفاوتی جهانی، تمرکز کشورهای غربی و دیگر قدرتهای جهانی بر مسائل داخلی و منطقهای خودشان است. بحرانهای اقتصادی، مهاجرتهای گسترده و مسائل سیاسی داخلی، بسیاری از کشورها را از توجه به مسائل جهانی باز داشته است. در حالی که افغانستان با مشکلات عدیدهای دست و پنجه نرم میکند، بسیاری از کشورها اولویتهای دیگری دارند که به نظرشان از اهمیت بیشتری برخوردار است.
پس از دو دهه حضور نظامی در افغانستان، بسیاری از کشورها و مردم آنها خسته و ناامید شدهاند. این خستگی و ناامیدی به بیتفاوتی نسبت به وضعیت کنونی افغانستان منجر شده است. تجربههای تلخ و شکستهای مکرر در ایجاد صلح و ثبات، اعتماد به هر گونه مداخله نظامی یا حتی دیپلماتیک را کاهش داده است.
برای بسیاری از کشورهای جهان، مشکلات افغانستان تأثیر مستقیم بر امنیت و اقتصادشان ندارد. به همین دلیل، انگیزهای برای دخالت و تغییر سیاستهای طالبان ندارند. از دیدگاه آنها، هزینههای سیاسی، اقتصادی و نظامی هر گونه مداخله در افغانستان، بیشتر از منافع احتمالی آن است.
جامعه جهانی نمیداند چگونه باید با طالبان برخورد کند. تجربههای گذشته از مذاکرات و توافقات بینتیجه، بیاعتمادی به هر گونه راهحل دیپلماتیک را افزایش داده است. از سوی دیگر، تحریمها و فشارهای اقتصادی نیز تا کنون نتوانستهاند تغییرات ملموسی در سیاستهای طالبان ایجاد کنند.
برخی کشورها، از جمله همسایگان افغانستان، ممکن است منافع ژئوپلیتیکی خود را در نظر بگیرند و به دلیل پیچیدگیهای منطقهای و روابط دیپلماتیک، از هر گونه دخالت در افغانستان پرهیز کنند. برای مثال، پاکستان به دلیل روابط تاریخی و نفوذی که بر طالبان دارد، ممکن است تمایلی به تغییر وضعیت موجود نداشته باشد.
دکتر حمید رحیمی، استاد علوم سیاسی دانشگاه میگوید: “جامعه جهانی به دلیل تجارب ناموفق گذشته، نمیداند چگونه باید با طالبان مذاکره کند. ترس از شکست دوباره و عدم وجود یک استراتژی واحد بینالمللی، موجب شده که بسیاری از کشورها از هر گونه دخالتی پرهیز کنند. طالبان با استفاده از این خلاء، به سیاستهای سرکوبگرانه خود ادامه میدهد.”
سارا احمدی، فعال حقوق بشر میافزاید: جامعه جهانی به خصوص کشورهای غربی بیشتر به مسائل داخلی و بحرانهای منطقهای خودشان توجه دارند. این بیتفاوتی به دلیل عدم احساس مسئولیت جهانی و تمرکز بر منافع کوتاهمدت است. وقتی که زنان افغان از حقوق اولیه خود محروم میشوند، این نباید مسئلهای داخلی تلقی شود؛ بلکه یک بحران انسانی و حقوق بشری است که نیازمند واکنش جهانی است.
علی محمدی، شهروند کابل گفت: ما احساس میکنیم که دنیا ما را فراموش کرده است. پس از خروج نیروهای خارجی، دیگر هیچ کس به وضعیت ما اهمیت نمیدهد و این حس تنهایی و ناامیدی ما را بیشتر کرده است. ما نیازمند حمایت بینالمللی هستیم تا بتوانیم در مقابل ظلم و ستم ایستادگی کنیم.
تحریمهای اقتصادی علیه طالبان ممکن است به تضعیف اقتصادی افغانستان و کاهش قدرت مالی طالبان منجر شود، اما این تحریمها تاکنون نتوانستهاند تغییرات عمدهای در سیاستهای این گروه ایجاد کنند. عدم دسترسی به منابع مالی بینالمللی، به جای تضعیف طالبان، بیشتر به مردم عادی آسیب رسانده و وضعیت اقتصادی آنها را وخیمتر کرده است.
برخی از کشورهای همسایه، از جمله پاکستان و ایران، ممکن است به دلیل منافع اقتصادی و تجاری خود، از وضعیت کنونی افغانستان بهرهبرداری کنند. این کشورها ممکن است به دلیل منافع ژئوپلیتیکی و اقتصادی، تمایلی به تغییر وضعیت موجود نداشته باشند و به طور غیرمستقیم از سیاستهای طالبان حمایت کنند.
سیاستهای طالبان به شدت حقوق بشر را نقض میکند. زنان از حقوق اولیه خود محروم شده و نمیتوانند به تحصیل و اشتغال بپردازند. اقلیتهای قومی و مذهبی نیز تحت فشار قرار دارند و بسیاری از آزادیهای فردی و اجتماعی محدود شده است. جامعه جهانی باید این نقضهای حقوق بشری را جدی بگیرد و اقدامات موثری برای حمایت از حقوق بشر در افغانستان انجام دهد.
وضعیت نابسامان افغانستان باعث مهاجرتهای گستردهای شده است. بسیاری از افغانها به دلیل ترس از سرکوب و جنگ، کشور خود را ترک کرده و به کشورهای همسایه و دیگر نقاط جهان پناه میبرند. این مهاجرتها فشار زیادی بر کشورهای میزبان وارد میکند و مشکلات اجتماعی و اقتصادی زیادی به دنبال دارد.
کشورهای جهان باید فشار دیپلماتیک خود را بر طالبان افزایش دهند تا این گروه مجبور به تغییر سیاستهای خود شود. مذاکرات باید با شرایط واضح و شفاف انجام شود و از حمایتهای مالی و اقتصادی به عنوان اهرم فشار استفاده گردد.
جامعه جهانی باید از سازمانهای حقوق بشری که در افغانستان فعالیت میکنند، حمایت کند. این حمایتها میتواند شامل منابع مالی، آموزش و حمایتهای فنی باشد.
برگزاری کنفرانسهای بینالمللی با موضوع افغانستان و جمعآوری کمکهای مالی و انسانی برای مردم افغانستان میتواند به بهبود وضعیت آنها کمک کند. این کنفرانسها باید با مشارکت تمامی کشورهای ذینفع و سازمانهای بینالمللی برگزار شود.
کشورهای جهان باید سیاستهای پذیرش پناهجویان افغان را مورد بازنگری قرار دهند و تلاش کنند تا شرایط بهتری برای آنها فراهم کنند. پذیرش پناهجویان نه تنها یک مسئولیت انسانی است بلکه میتواند به کاهش فشارهای اجتماعی و اقتصادی در افغانستان کمک کند.
حمایت از رسانههای مستقل در افغانستان میتواند به افزایش آگاهی عمومی و جلب توجه جهانی به وضعیت این کشور کمک کند. رسانهها نقش مهمی در اطلاعرسانی و شفافسازی دارند و میتوانند به عنوان پل ارتباطی بین مردم افغانستان و جامعه جهانی عمل کنند.
وضعیت کنونی افغانستان نیازمند توجه و اقدام فوری جامعه جهانی است. اگرچه دلایل متعددی برای بیتفاوتی جهانی وجود دارد، اما بیتوجهی به وضعیت انسانی و حقوق بشری در افغانستان، نه تنها باعث ادامه یافتن مشکلات موجود میشود بلکه میتواند پیامدهای گستردهتری نیز برای امنیت و ثبات جهانی داشته باشد. برای تغییر این وضعیت، لازم است که جامعه جهانی با استراتژیهای جدید و مؤثر به مسئله افغانستان بپردازد و از تلاشهای حقوق بشری و کمکهای انسانی حمایت کند.
در نهایت، جامعه جهانی باید مسئولیت خود را در قبال افغانستان جدی بگیرد و با اتخاذ سیاستهای مؤثر و انسانی، به بهبود وضعیت این کشور کمک کند. بیتفاوتی و بیعملی تنها به تداوم مشکلات و بحرانهای موجود منجر خواهد شد و پیامدهای منفی گستردهتری برای همه جهان خواهد داشت.